تولید به زبان ساده تبدیل مواد خام به محصولات قابل استفاده میباشد. فرآیند های مورد استفاده در تبدیل مواد به محصولات بسیار متنوع میباشند. دانشجویان در درس روشهای تولید با برخی از روشهای مورد استفاده آشنا شده و نسبت به آن دید كلی پیدا می نمایند. روشهای تولید مورد استفاده در ساخت قطعات صنعتی بسیار متنوع میباشند. جهت بررسی هدفمند این روشها میباید آنها را به گروههای مشخصی تقسیم بندی نمود. از یک دیدگاه روشهای تولید به دو گروه زیر تقسیم بندی میشوند.
1ـ روشهای تولید همراه با براده برداری مثل تراشکاری، فرزکاری، سنگ زنی و ...
2ـ روشهای تولید بدون براده برداری مثل ریخته گری، فورج، پرسکاری و ...
روشهای تولید همراه با براده برداری خود از نظر مکانیزم براده برداری به دو گروه زیر تقسیم میشوند.
1ـ روشهایی که در آنها براده برداری مکانیکی وجود دارد مثل تراشکاری، فرزکاری، سنگ زنی و ...
2ـ روشهایی که در آنها براده برداری غیرمکانیکی وجود دارد مثل ماشینکاری تخلیه الکتریکی، ماشینکاری شیمیایی و ...
مقدمه
با پیشرفت صنایع خصوصا صنایع تکنولوژیکی مانند هوا فضاو صنایع هسته ای و خودروسازی لزوم استفاده از موادی که از نسبت استحکام به وزن بالائی برخوردار باشند و همچنین مقاومت در حرارتهای بالا و سختی فوق العاده بالاداشته باشند بیش از گذشته احساس میشود. از اینرو پژوهشگران حوزه علم مواد موادی میسازند که دارای سختی استحکام و چقرمگی فوق العاده بالائی هستند. از این نوع مواد میتوان به آلیاژهای تیتانیم ، نیمونیک ها ، آلیاژهای مقاوم در برابر حرارت (HSTR) ، کامپوزیت های تقویت شده با الیاف ، استیلت ها ( آلیاژهای پایه کبالت ) و سرامیکها را نام برد.
ماشینکاری اینگونه مواد با ماشینها و ابزارهای معمول و سنتی تقریبا غیر ممکن است و در صورت امکان سرعت برش مورد استفاده اقتصادی نخواهد بود. برای ماشینکاری اینگونه مواد از فرآیندهای مخصوصی استفاده میشود که در این روشها از انرژی در اشکال مختلف به صورت مستقیم استفاده میشود و مانند روشهای سنتی از ابزاری که با برخورد و سایش عمل براده برداری را انجام میدهد استفاده نمیشود از این رو به این روشها روشهای غیر قراردادی یا غیر سنتی نیز گفته میشود.
بزرگترین ایرادی که میتوان به روشهای غیر سنتی گرفت این است که در اکثر آنها نرخ برداشت ماده (MRR) پائین است اما از طرفی دیگر میتوان موادی را با این روشها ماشینکاری کرد که با ماشینکاری سنتی غیر ممکن است.
از دیگر محاسن روشهای پیشرفته میتوان به کیفیت سطح بالاتر و دقت بیشتر اشاره کرد و علت این امر از آنجاست که در روشهای پیشرفته ماده به شکل براده های مشابه با ماشین کاری سنتی برداشته نمیشود.
همچنین اشکال بسیار پیچیده ، مقیاسهای بسیار کوچک و سوراخهای بسیار ریز را می توان با این روشها تولید کرد.
فرآیندهای پیشرفته ماشینکاری را می توان به سه گروه اصلی تقسیم کرد :
1- مکانیکی
2- ترمو الکتریکی
3- الکترو شیمیائی و شیمیائی
فرآیندهایی نیز وجود دارند که ترکیب چند روش میباشند و به آنها فرآیندهای مختلط گفته میشود.
فرآیندهای مکانیکی پیشرفت خوبی داشته اند اما از آنجائی که موفقیت این روشها به سختی، استحکام و دیگر خواص فیزیکی و مکانیکی مواد مورد استفاده به عنوان قطعه کار بستگی دارد محدودیتهائی را ایجاد میکند و همیشه نمی توان از آنها استفاده کرد. پس باید به دنبال روشهائی گشت که مستقل از خصوصیات فیزیکی ، متالوژیکی و مکانیکی قطعه کار باشد.
روشهای ترمو الکتریکی قادرند بر بعضی از این موانع غلبه کنند. در روشهای ترموالکتریکی انرژی به صورت گرما، نور، بمباران الکترونی و یا تخلیه الکتریکی اعمال میشود. ایراد این روش هم این است که در بعضی از حالتهای ماشینکاری مانند اسپارک قطعه کار باید مقاومت الکتریکی داشته باشد و یا به عبارت دیگر رسانا باشد و مشکل دیگر آن است که قطعه کار تحت تاثیر حرارت ناشی از این روشها دچار تغییر خواص در منطقه ماشینکاری میشود.
فرآیندهای الکترو شیمیائی و شیمیائی نیز مشکلات و معایب مخصوص به خود را دارند. برای مثال ماشینکاری شیمیائی (Chm) دارای MRR بسیار پائین است و یافتن محلول شیمیائی مناسب با جنس قطعه کار ، کاری مشکل و وقت گیر است. ماشینکاری الکترو شیمیائی (ECM) دارای MRR نسبتا بالائی است اما قطعه کار حتما باید رسانا باشد. میتوان گفت که (ECM) بهترین روش در میان روشهای الکترو شیمیائی ، برای ماشینکاری موادرسانا میباشد ، چون در این روش سایش ابزار ، تنش های پسماند و صدمات حرارتی در قطعه کار ایجاد نمیشود و لبه های ماشینکاری شده نیز بدون پلیسه هستند.
همانگونه که ملاحظه میکنید نمیتوان یک روش و فرآیند را انتخاب کرد که برای تمام مواد و اشکال مناسب باشد و هر روشی محاسن و معایب مخصوص به خود را دارد.
در هنگام انتخاب یک فرآیند باید به موارد مختلفی توجه کرد ، مهمترین آنها عبارتند:
1- قابلیتهای فرآیند
2- پارامترهای فیزیکی
3- شکل قطعه کار
4- تلرانس قطعه کار
5- جنس قطه کار
6- مقرون به صرفه بودن فرآیند
و در پایان میتوان برخی از ویژگیهای مهم فرآیندهای پیشرفته ماشینکاری
( AMPs) را به شرح زیر نام برد:
1- عملکردشان مسقل از استحکام است.
2- عملکردشان به خواص حرارتی ، الکتریکی یا شیمیائی قطعه کار بستگی دارد.
3- از انواع انرژی به صورت مستقیم استفاده میکنند.
4- عموما MRR کم دارند اما محصولاتی با کیفیت بهتر تولید میکنند.
5- هزینه سرمایه گذاری اولیه شان نسبتا بالاست.
ماشینکاری مدرن قطعات فلزی به روش تخلیه الکتریکی (EDM)
ماشین کاری با روش تخلیه الکتریکی (EDM) یکی از روش های تولید مخصوص است که کاربرد وسیعی یافته است. در این روش برای براده برداری هیچگونه تماس مستقیمی بین قطعه کار و الکترود برقرار نمیشود و در نتیجه نیروی فیزیکی نخواهیم داشت. آهنگ جدا شدن فلز یا براده برداری به رسانایی الکتریکی قطعه کار بستگی دارد نه سختی آن.
اساس این روش:
این روش برای ماشین کاری کلیه مواد هادی جریان به کار می رود با هر مقدار سختی که داشته باشند و از چهار بخش تشکیل می شود:
1- الکترود
2- قطعه کار
3- سیال دی الکتریک
4- منبع تامین جریان
هدف از استفاده از دی الکتریک (آب یا نفت سفید) کاهش دما در منطقه ماشینکاری و انتقال ذرات ماشین کاری شده از منطقه ماشین کاری میباشد تا جرقه ها مناسب زده شوند و اصطلاحاً پدیده آرک (Arc) اتفاق نیافتد.
چنانچه بین دو الکترود (قطعه کار و الکترود) اختلاف پتانسیلی اعمال شود در اثر برخورد شدید الکترون ها به دی الکتریک بین دو الکترود مولکولهای دی الکتریک یونیزه می شوند و کانالی از یون بین دو الکترود به وجود می آید که به آن کانال پلاسما گویند. (پلاسما حالت چهارم ماده است). و در اثر بر خورد شدید یونها به قطعه کار باربرداری صورت می گیرد.
با زدن جرقه از یک سو و پیشروی ابزار به سمت قطعه کار از سوی دیگر ( به صورت ارتعاش رفت و برگشتی با فرکانس بالا ) به مرور زمان شکل ابزار در قطعه کار براده برداری می شود. هر جرقه درجه حراتی بین 8000 تا 12000 درجه سانتیگراد تولید می کند. اندازه چاله ای که هر جرقه از قطعه بار برمی دارد به میزان انرژی جرقه بستگی دارد که مهمترین عامل موثر منبع تامین جریان است عمق چاله به وجود آمده از چندین میکرون تا 1 میلیمتر متفاوت است.
فرآیند EDM شش مرحله دارد:
1- الکترود به قطعه کار نزدیک شده، هر دو باردار میشوند. ( معمولا قطعه کار مثبت و الکترود منفی )
2- چون سطح الکترود و قطعه کار هر دو در اشل میکرونی دارای پستی و بلندی میباشند بنابراین بین دو نقطه که نزدیکترین فاصله را نسبت به جاهای دیگر با هم دارند جرقه الکترونی شکل میگیرد.
3- کانال پلاسما شکل میگیرد.
4- در اثر تمرکز بالای کانال پلاسما چاله ای از قطعه کار ذوب میشود.
5- فشار کانال پلاسما بسیار بالا است، با قطع شدن جرقه و درپی آن قطع شدن کانال پلاسما چون مذاب در آن دما و فشار نمیتواند دوام داشته باشد، به یکباره با حالت انفجاری به اطراف پراکنده میشود.
6- دی الکتریک با شستشوی خود ذرات پراکنده شده را جمع آوری میکند.
صافی سطح و سرعت ماشیکاری:
صافی سطح به ابعاد جرقه تولیدی بستگی دارد. هر چه جرقه قوی تر باشد سطح خشن تر ولی سرعت ماشین کاری خیلی بیشتر خواهد بود. با این روش به صافی Ra 0.10 می توان رسید، سطحی که مثل آینه عمل میکند. صافی سطحهای استاندارد معادل Ra 0.8/1) N5 - N6) میباشد. بسته به انرژی جرقه سرعت بار برداری از 1 تا چند صد میلیمتر مکعب بر دقیقه میباشد.
ضمناً جرقه حداقل باید 5 سانتیمتر زیر دی الکتریک زده شود تا خطراشتعال را در پی نداشته باشد چون انرژی جرقه بسیار بالا است.
از دستگاههای متداول میتوان به اسپارک و وایرکات اشاره کرد.
كارایی این سیستم با آهنگ برادهبرداری بر حسب میلیمتر مكعب یا اینچ مكعب بر دقیقه سنجیده میشود و توسط سیستمهای كنترل عددی كنترل میشود.
الكترود این فرایند معمولا از جنس مس (در اسپارك) و مس یا تنگستن (در وایر كات) میباشد.
یك نمونه از ماشین اسپارك
بزرگترین حسن تمامی فرآیندهای EDM این است که یک فرآیند ساختی غیرتماسی است. با این روش هیچ یک از تنشهای روشهای سنتی ایجاد نمیگردد و شما میتوانید کارهایی را انجام دهید که با ابزارهای رایج امکان آن وجود ندارد.
ماشینکاری با اسپارک:
ماشینکاری با اسپارک از جدیدترین روش هایی است که به روش های قالب سازی اضافه شده است. ماشین کاری با اسپارک روشی است که در آن از فولاد و یا بقیه فلزات می توان با روش تخلیه الکتریکی براده برداری نمود. اسپارک یک عمل موضعی است و با تناوب زمانی، براده ها به صورت حجم کوچک فلزی بتدریج از قطعه کار برداشته می شوند.
یک نمونه ماشین اسپارک اوروژن در شکل زیر نمایش داده شده است.
قطعه کار که معمولا همان اینسرت قالب است، روی یک صفحه در محلول دی الکتریک غوطه ور است (معمولا نفت). مخزن روی پایه ماشین نصب شده است. الکترود که کاملا متناسب با حفره است (مشابه هاب) روی گلویی ماشین نصب شده و گلویی نیز به یک سیستم پینیون چرخ شانه متصل است. یک سرو موتور شانه را توسط یک پینیون تحریک می کند. بنابراین ابزار نسبت به قطعه کار حرکت عمودی می کند. قطعه کار و ابزار هر دو به یک منبع الکتریکی متصل هستند. الکترود قطب منفی و قطعه کار قطب مثبت است.
شانه ماشین توسط سرو موتور به سمت پایین تا فاصله معینی بین ابزار و قطعه کار حرکت می کند. در این نقطه دی الکتریک بین الکترود و قطعه کار قطع شده و عملیات اسپارک شروع می شود. عملیات اسپارک باعث جداسازی ذرات از قطعه کار می شود. به صورت مشابه در همین زمان خوردگی روی الکترود نیز با نرخ کمتری به وجود می آید.
یک نازل دی الکتریک را از طریق شیلنگ به روی قطعه می پاشد و ذرات خورده شده از روی قطعه کار شستشو می شوند (در زمانی که الکترود به سمت بالا حرکت می کند). الکترود مجدد پایین می آید اما این بار به دلیل خوردگی، میزان پایین آمدن بیشتر از کورس قبلی است. مجددا اسپارک در یک عمق بیشتر اتفاق می افتد و ذرات دیگری از قطعه کار برداشته می شوند.
عملیات ادامه پیدا می کند، ابزار بالا می رود. ذرات خورده شده شسته می شوند. ابزار پایین می آید و عملیات اسپارک با حداقل شعاع جرقه اتفاق می افتد.
خوردگی نه تنها در قطعه کار بلکه در الکترود هم به وجود می آید. این بدان معنی است که برای عمق های زیاد چندین الکترود مورد نیاز است. معمولا الکترودهای اول و دوم و سوم عملیات خشن کاری را انجام می دهند. آخرین الکترود ترجیحاً برای عملیات نهایی استفاده می شود. شکل آخر را الکترود نهایی در حداکثر عمق به وجود می آورد. مایع دی الکتریک به صورت پیوسته چرخش داده می شود. مایع که آلوده به ذرات خورده شده است به تانک اصلی برگشته و از بین فیلترها گذشته و سپس توسط یک شیلنگ به تانک پمپ می شود.
ماشین کاری وایرکات
وايركات فرم خاصي از E.D.M است كه درآن الكترود، سيمي هادي است كه دائماً حركت كرده و دور قرقره پيچيده مي شود سيم نسبت به قطعه كار توسط يك ميز N.C تغيير موقعيت مي دهد. در نتيجه در مسير حركت سيم برش دقيقي ايجاد مي شود. در صورت طي يك مسير بسته در داخل قطعه كار، هم از قطعه داخلي (به عنوان ماتريس) ممكن است استفاده شود. دستگاه هاي وايركات حداقل دو محور حركت كنترل شده (x.y) دارند. در بيشتر دستگاه ها مي توان با استفاده از محور افقي كمكي به اسم (v.u ) به سيم زاويه داد تا سطوح مايل برش كاري شود. دستگاه هايي هم با محور عمودي و گردان كنترل شده موجود است. سيم ممكن است يك بار مصرف يعني از قرقره اي باز و پس از عبور از قطعه كار و برش كاري به قرقره اي ديگر بسته شود و يا براي چندين بار در يك سيكل گردشي مورد استفاده قرار گيرد.
سيستم كنترل شبيه ماشين هاي C.N.C عمودي است. گاهي ممكن است بدليل اختلال در پاشش دي الكتريك يا خرابي قطعه كار برش متوقف شود و به موقعيت اوليه برگشت. كنترل دستگاه بايد به تواند سيم را از مسير رفته برگرداند.
وايركات هاي معمولي تا ضخامت 150 ميلي متر را مي برد ولي برخي از آن ها تا ضخامت 420 ميلي متر برش ميزند.
پاشش دي الكتريك از طريق نازل هايي است كه در بالا و پايين قرارداشته و راهنماي سيم نيز هستند. دي الكتريك معمولاً آب دي يونيزه شده است. ذرات براده با فيلتر كردن و ته نشيني از دي الكتريك جدا مي شوند. دقت معمول است. در دستگاه هاي دقيق تر تا مي تواند باشد. كنترل دقيق دما صورت مي گيرد و مسير چند بار طي مي شود. هر بار قدرت الكتريكي را كم مي كنند تا (مثل اسپارك معمولي ) پرداخت سطح افزايش يابد. مقدار كشش سيم بايد ثابت باشد. كشش بايد نه آن قدر زياد باشد كه سيم را ببرد و نه آنقدر كم كه سيم در داخل قطعه كار مستقيم نباشد. مقدار مناسب كشش تابع جنس و قطر كار است. راهنماهاي سيم از مواد سختي مثل ياقوت يا الماس ساخته مي شوند تا سايش آنها حداقل باشد راهنماها براي عمودي نگه داشتن سيم لازمند تا ديواره هاي قطعه برش خورده مستقيم باشند.
سرو مكانيزم هاي هيدروليكي در وايركات كاربرد ندارند. حركت ها توسط سرو موتورهاي AC يا DC انجام مي شود. متغيير كنترل شده در سيستم كنترل، ولتاژ بين الكترود و قطعه كار است. اگر از سوراخ شروع كار استفاده نشود و سيم وايركات از خارج وارد قطعه كار شود، در انتهاي برش قطعه بيروني شبيه قابي است كه يك گوشه آن به هم متصل نيست. تنش هاي داخلي در قاب موجب اعوجاج سطح برش كاري شده و دقت را كاهش مي دهد. هر چه قطعه بيروني بزرگتر از قطعه داخلي باشد اثر فوق كمتر است. غالباً از يك تسمه يا به اصطلاح نوار چسب جهت اتصال قاب بيروني و داخلي استفاده مي شود. هدف از اين كار نگه داشتن قطعه داخلي و ممانعت از سقوط آن در انتهاي برش كاري، همچنين حفظ پيوستگي الكتريكي است.
*اي کاش ياد بگيريم، که زير بارهاي خمشي و پيچشي زندگي نقطه تسليم را بالا بگيريم و مقاومت شکست را حداکثر کنيم تا چرخدندههاي زندگيمان از لهيدگي و تداخل در امان باشد. *
1- كاربردهاي وايركات :
سنبه و ماتريس هاي برش، ابزار تراش كاري، شابلون هاي مورد نياز در كپي تراشي ابزار خانكشي و قالب هاي اكستروژن مواردي از كاربرد وايركات مي باشند.
وايركات در متالوژي هم كاربردهاي زيادي دارد مثل برش نمونه تست از مغز قطعه ريختگي براي تعيين تركيب شيميايي آن، مقطع زدن جوش ها براي متالوگرافي و ساخت نمونه هاي تست خواص مكانيكي.
2- منابع تغذيه:
مثل اسپارك هاي عمودي، جريان و طول روشن پالس متغيرهاي عمده اي هستند كه انرژي جرقه ها به آن وابسته است. در منابع مدرن توليد پالس، اين متغيرها و زمان خاموش بودن پالس را مي توان مستقل از هم تنظيم كرد.
ظرفيت عبور جريان سيم وايركات محدود است بنابراين حد جريان منبع تغذيه بندرت از 30 آمپر تجاوز مي كند. ولتاژ بين سيم و قطعه كار معمولاً 55 الي60 ولت است. چون سايش الكترود اهميت چنداني ندارد پلاريته متصل به سيم هميشه منفي است تا سرعت برش كاري بيشتر شود. سيم قطورتر توانايي تحمل انرژي بيشتري داشته و بنابراين سرعت برش كاري به آن بيشتر است.
3- پرداخت سطح :
وضعيت سطح وايركات شده شبيه سطح اسپارك شده است. كم بودن انرژي جرقه ها موجب ايجاد سطحي با پرداخت بهتر مي شود درجه پرداخت سطح بين است.
براي افزايش پرداخت سطح مي توان مسير را چند بار رفت و هر بار انرژي جرقه ها را كاهش داد. تنظيم پارامترهاي اسپارك بايد با توجه به جنس و ضخانت قطعه كار باشد. مقدار كمي از مواد سيم روي سطح قطعه كار رسوب مي كند. تجربه نشان داده حتي در سيم موليبدوني با پوشش گرافيت نيز كربن و موليبدون روي سطح قطعه كار رسوب مي كنند.
رسوب مس و روي از سيم برنجي در جوش كاري سطوح برش شده مزاحمت ايجاد مي كند ولي با اسيد نيتريك قابل زدودن است.
برش كاربيدهاي سمانته تنگستن با توجه به تقدم خوردگي چسب كبالت و ايجاد ترك مشكل است.
4- دي الكتريك و پا شش آن : پاشش مناسب دي الكتريك مثل اسپارك در وايركات هم اهميت دارد. نازل ها بايد تا حد امكان به قطعه كار نزديك تر باشند. اگر ضخامت قطعه كار متغير باشد اين امر مقدور نيست و بنابراين برش كاري آن ها به راحتي مقدور نيست. پاشش ناكافي دي الكتريك موجب پاره شدن سيم مي شود. براي ممانعت از اين امر زمان قطع پالس را افزايش مي دهند هرچند سرعت برش كم مي شود. دليل تغيير زمان قطع پالس آن است كه انرژي اسپارك بايد ثابت باشد تا پرداخت سطح و عرض شكاف كه تأثير عمده اي در دقت كار دارد تغيير نكند.
5- سیم :
پركاربردترين سيم سيم برنجي است. سيم برنجي داراي مشخصاتي مثل استحكام كشش و هدايت الكتريكي بالا است. قابليت كشش و فرم دهي آن نيز زياد است و تلرانس قطر سيم هاي توليدي كم است. تمايل به استفاده از سيم هاي روكش دار با مواد مختلف وجود دارد. مثل سيم فولادي داراي استحكام كشش كه يك لايه روكش مسي براي افزايش هدايت الكتريكي و يك لايه سطحي گرافيت براي افزايش سرعت ماشين كاري دارد. لايه خارجي را مي توان با توجه به نوع كار انتخاب كرد. اين سيم ها گرچه گران ترند ولي سرعت برش كاري آن ها از سيم برنجي بيشتر است بنابراين ممكن است كم هزينه تر باشند.
سيم مغز موليبدني و سيم با روکش روي نيز موجود است. سيم هايي كه استحكام كشش بالايي دارند خصوصاً وقتي ايجاد لبه هاي با شعاع كم مد نظر است مناسب ترند. ضخامت سيم ها بين 05/0 تا 3/0 ميلي متر است.
6- سرعت برش:
استاندارد صنعتي رسمي سرعت برش عبارت است از : سرعت خطي برش ورق ضخامت 25 ميلي متري از جنس فولاد ابزاري D2 و بر حسب سطح برش كاري شده در ساعت بيان مي شود سرعت برش كاري در وايركات هاي قديمي حدود است. سرعت ماشين هاي جديد بيش از ده برابر اين مقدار است. بيشتر پيشرفتي كه حاصل شده از تكامل منابع تغذيه بوده است. پاشش دي الكتريك در سرعت هاي برش بالا بايد ايده آل باشد.
7- برنامه نويسي :
هندسه قطعه اي كه بايد بريده شود بر حسب نقاط ، خطوط و دايره ها تعريف مي شود. سپس مسير برش مشخص مي شود. وقتي خطي دايره اي را قطع مي كند بايد مسير در جهت خلاف عقربه هاي ساعت يا خلاف آن انتخاب شود. مسير ابزار به كدهايي تبديل مي شود كه ماشين آن ها را مي فهمد. مبناي برنامه نويسي خط مركز است ولي افست لازم براي ماشين تعريف مي شود. سيم را مي توان به يك فرز كوچك تشبيه كرد. با توالي نقاط، امكان توليد منحني هايي كه تعريف رياضي شده اند وجود دارد. ميان يابي مي تواند خطي دايره اي باشد. اگر نقاط يك منحني تعريف رياضي نشده باشند مي توان آن ها را از جدول ديجيتايزر شده به دست آورد. سطوح بالا و پايين قطعه كار را مي توان مستقلاً برنامه نويسي كرد. محورهاي افقي u .v براي ايجاد انتقال هاي پيوسته ضروري به كار مي روند. بدين ترتيب امكان انتقال، مثلاً از يك سطح مقطع دايروي به مربعي ايجاد مي شود. نقشه قطعه كار را مي توان در محيط اتوكد ترسيم كرد و سپس با فرمان dxfout فايل مربوطه را خارج نمود و با تعريف رأس فايل براي ماشين مستقيماً در ماشين اجرا نمود.
مطالب بعدی در روزهای آینده ارسال خواهد شد