پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به سايت
جدیدترین نرم افزار روز دنیا | عکس | فیلم | بازی | اس ام اس | خوش آمديد . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما
را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب
وبلاگ ياري رسانيد . براي سريع تر رسيدن به مطلب مورد نظر از آرشيو موضوعي
استفاده كنيد همچنين ميتونيد به آرشيو
مراجعه كنيد. براي تبادل لينك , لوگو ,بنر يا آر اس اس از طريق نظرات به ما
اطلاع دهيد .
<no title>
ابو حمزه ثمالی می گوید: حضرت امام سجاد علیه السلام را دیدم که نشسته بود و یکی از پاهای خود را بر ران پای دیگر گذاشته بود. من عرض کردم:« مردم این نحوه نشستن را نمی پسندند و می گویند این نحوه نشستن خداوند است!» امام فرمود:« من این گونه نشستم، چون خسته و ملول شده بودم و خداوند هرگز خسته و ملول نمیشود.»
منابع:
بحارالانوار، ج 46، ص 59، حدیث 15 به نقل از اصول کافی
بازیگران سیاسی تظاهرات خشونتبار درافغانستان، چهکسانیبودهاند!؟
با تمام اینموارد و مجموعتحولهای خشونتبار روزهای پیش درافغانستان، چنین بهنظر میرسد که زیر نیم کاسهیتظاهرات و احساسات دینی مردم، کاسهی از پیش گذاشته شدهبود و در واقع میتوان گفتکه خشونتهای اخیر فرصتی بود که بازیگران مخلتف بااهداف متفاوت دراین بازیی چندجانبه بههدف بهرهبرداری، در پس پرده نقش فعال داشتند.
میرذکی احمدانصاری
در تازهترین رشته تظاهراتیکه بهدنبال اقدام کلیسای کوجک ایالت فلوریدای امریکا در شماری از ولایتهایافغانستان صورت گرفت، دهها هزار مسلمان خشمگین در ولایتهای کندهار، هرات،بامیان، مزارشریف، لوگر، ننگرهار، پروان و کابل با راه پیماییهای گستردهایاعتراض خود را نسبت اینکنش نشان دادند و در برخی از شهرها اینتظاهرات بهخشونتانجامید که بهاثر آن جان دهها بیگناه بهقربانی گرفتهشد و خسارات زیادی واردآمد.
اینتظاهرات پس از آن صورتگرفتکه دوکشیش افراطی امریکایی (وین سپ و تری جونز) پارههای از قرانکریم را در بیستممارچ بهآتش کشیدند.
هرچند درگذشتهها نیز مردمافغانستاناعتراض خود را نسبت بهاقدامهای مشابهی که توهین بهمقدسات اسلامی خوانده شدهاست،نشان دادهاند، اما اینبار بهخشونت کشیدهشدن تظاهرات باماهیت متفاوت و پیچیدهیکه داشتهاست، پرسشهای را در اذهان عامه برانگیختهاست که نیاز بهپاسخ دارد.
امام خامنه ای: به خاطر تأمين نمايندگى در يك دوره، به صاحبان قدرت و ثروت نزدیک نشوید!!
يك مسئلهى ديگر هم نزديك شدن به صاحبان قدرت و ثروت است؛ اين را ما با شما بىرودربايستى عرض كنيم. بالاخره ما برادرانِ هم هستيم؛ همديگر را بايستى تواصى به حق و تواصى به خير كنيم. اين خيلى خطر بزرگى است كه كسى به خاطر تأمين نمايندگى در يك دوره، نزديك بشود به صاحبان ثروت يا به صاحبان قدرت؛ اين خيلى چيز بدى است؛ اين از آن چيزهائى است كه خداى متعال از آنها نميگذرد و انتقام خواهد گرفت. اين چيزها روى شخص، روى عاقبت - عاقبت به خيرى كه اينقدر برايش اهميت قائليم - و روى جامعه اثر منفى ميگذارد.
در اين طرح نظارت هم كه حالا كلياتش تصويب شده، دوستان جورى تنظيم كنند كه يك نظارت واقعى انجام بگيرد؛ يعنى حالت سازوكار بده بستانى پيش نيايد. جورى عمل كنيد كه واقعاً يك چشم بصير و بينائى از خود مجلس مراقبت كند. اينجور نباشد كه رودربايستى و بده بستان و اينها بر اين قضيه حاكم شود.
بیش از هفتاد و پنج هزار جوان بینتیجه در امتحان کانکور،
معارف کشور در نخستین پلههای یک بحران گام مینهد
میرذکی احمد انصاری
اگر توجه جدی درعرصهی تحصیلاتعالی افغانستان صورت نگیرد، طی چند سال آینده ظرفیت پذیرش در مؤسسههای تحصیلاتعالی بهگونه و حشتناکی کاهش خواهد یافت و اینکاهش در نهایت انبوهی از جوانان سرخورده و بیسرنوشت را در جامعه افزایش خواهد داد که در نهایت میتواند هر نوع قابلیت تخریبی را در خود نهفته داشتهباشد.
گوگرد یکی از عناصر شیمیایی جدول تناوبی است که نماد آن S و عدد اتمی آن 16 میباشد. گوگرد یک نافلز فراوران بیبو ، بیمزه و چند ظرفیتی است که بیشتر به شکل کریستالهای زرد رنگ که در کانیهای سولفید و سولفات بدست میآید شناخته شده میباشند. گوگرد یک عنصر حیاتی و لازم برای تمامی موجودات زنده است که مورد نیاز اسید آمینهها و پروتئینها میباشد. این عنصر به صورت اولیه در کودها استفاده میشود ولی بصورت گسترده تر در باروت ، ملین ها ، کبریت ها و حشره کش ها بکار گرفته میشود.
تاریخچه
گوگرد که لاتین آن Sulpur میباشد از زمانهای باستان شناخته شده بود. این عنصر با نام Brimstone در افسار پنجگانه کتاب مقدس آمده است . هومر نیز گوگرد حشره کش را در قرن 9 قبل از میلاد ذکر کرده بود. در سال 424 قبل از میلاد قبیله Bootier دیوارهای یک شهر را با سوزاندن مخلوطی از ذغال و گوگرد سوزانیده و خراب کردند. زمانی نیز در قرن 12 در چینباروت که مخلوطی از نیترات پتاسیومKNO3کربن و گوگرد بود کشف شد. کیمیا گران اولیه برای گوگرد نماد مثلثی که در بالای یک خط قرار داشت در نظر گرفته یودند. این کیمیا گران از روی تجربه میدانستند که عنصر جیوه میتواند با گوگرد ترکیب شود. در اواخر دهه 1770Antoine Lavoaisier توانست مجامع علمی را متقاعد کند که گوگرد یک عنصر است نه یک ترکیب.
پیدایش
گوگرد به صورت طبیعی در مقادیر زیاد به صورت ترکیبی با دیگر عناصر به صورت سولفید (مانند:pyrite) و سولفات مانند «Gypsum) یافت میشود و به صورت آزاد نزدیک چشمه های آب گرم و مناطق آتش فشانی و معادنی نظیر CinnabarGalena و Sphalerite بدست می آید. این عنصر در مقادیر کم نیز از ذغال سنگ و نفت که در هنگام سوختن دی اکسید گوگرد تولید میکنند بدست می آید. استانداردهای سوختی بصورت فزاینده ای به گوگرد برای استخراج سوختهای فسیلی نیاز دارند. چرا که دی اکسید گوگرد با قطرات آب ترکیب شده و باعث بوجود آمد باران اسیدی میشود. این گوگرد استخراج شده بعد از پالایش یکی از بیشترین ذخایر تولید گوگرد را به خود اختصاص میدهد. این گوگرد در ساحل US Gulf با پمپاژ آب داغبه ذخایر گوگردی باعث ذوب شدن گوگرد میشود که گوگرد ذوب شده به سطح زمین پمپ میشود.
گوگرد با وجود مهمتری مشتق خود یعنی اسید سولفوریک یکی از مهمترین عناصر مواد خام صنعتی میباشد که برای هر قسمت از صنعت اهمیت بسزایی دراد. تولید اسید سولفوریک مهمترین استفاده از گوگرد میباشد و مصرف اسید سولفوریک نی به عنوان شاخصی برای جوامع توسعه یافته صنعتی در نظر گرفته میشود. ایالات متحده سالانه بیشتر از هر عنصر دیگری اسید سولفوریک تولید میکند.
رنگهای متمایز قمر Io سیاره مشتری به دلیل وجود گونه های مختلف گوگرد بصورت گاز جامد و گداخته شده میباشد. همچنین یک منطقه تاریک نزدیک دهانه آتش فشان Lunar مشاهده میشود که احتمالا منبع گوگردی میباشد. همچنین گوگرد در بسیاری از گونه های شهاب سنگی نیز وجود دارد.
خصوصیات قابل توجه
ظاهر این نافلز به رنگ زرد کمرنگ میباشد که بسیار سبک و نرم است. این عنصر به هنگام ترکیب با هیدروژن بوی مشخصی دارد که مشابه بوی تخم مرغ فاسد شده میباشد. گوگرد با شعله آبی رنگ میسوزد و بوی عجیبی از خود ساتع میکند. گوگرد در آب حل شدنی نیست ولی در دی سولفید کربن حل میشود. حالتهای معمول اکسیداسیون این عنصر -2و+2و+4 و +6 میباشد. گوگرد در تمام حالتهای مایع جامد و گاز شکلهای چند گانه دارد که ارتباط بین آنها هنوز کاملا درک نشده است. گوگرد کریستالی به صورت حلقه گوگردی S8 نشان داده میشود.
نیترید گوگرد پولیمری خواص فلزی دارد و این در حالی است که هیچ گونه اتم فلزی در خود ندارد. این عنصر همچنین خواص نوری و الکتریکی غیر معمولی نیز دارد. گوگرد غیر متبلور یا پلاستیک با عمل سرد کردن سریع کریستال گوگرد حاصل میشود. مطالعات در زمینه اشعه ایکس نشان میدهد که گونه غیر متبلور و بی نظم ممکن است که 8 اتم در هر ساختار پیچشی ستاره مانند داشته باشد.
گوگرد میتواند به دو حالت کریستالی بدست آید Orthorhombic octahedral یا بلورمونو کلینیک که اولی در دماهای معمولی پایدارتر میباشد.
کاربردها
این عنصر برای استفاده های صنعتی مانند تولید (H2SO4)اسیر سولفوریک برای باطریها تولید باروت و حرارت دادنلاستیک تولید میشود. گوگرد در فرایند تولید کودهای فسفاتی به عنوان ماده ضد قارچ عمل میکند. سولفاتها در کاغذهای شستشو و خشکبار نیز کاربرد دارند. همچنین گوگرد در ساخت کبریت و آتش بازی نیز بکار گرفته میشود. تیو سولفات آمونیوم یا سدیم به عنوان عامل ثابت کننده در عکاسی کاربرد دارد . سولفات منیزیم می تواند به عنوان ماده ضد خشکی و ملین که یک مکمل منیزیم گیاهی است به کار گرفته شود.
بسیاری از بوهای نا خوشایند که مرتبط به اندام موجود زنده هستند به دلیل وجود ترکیبات گوگردی مانند سولفید هیدروژن میباشد که بوی تخم مرغ فاسد شده را میدهد. اگر سولفید هیدروژن را در آب حل کنیم محلول اسیدی بدست خواهد آمد که با فلزات واکنش داده و سولفید فلزات را تشکیل میدهد. سولفید فلزات طبیعی مخصوصا سولفید آهن به راحتی یافت میشوند. سولفید آهن Iron Pyrites نیز نام دارد که به آن طلای احمقان نیز میگویند. این ترکیب بطور قابل توجه ای خاصیت رسانایی دارد. Galena که یک سولفید سرب طبیعی میباشد اولین نیمه رسانااصلی بود که کشف گردید.
sulfurous acid, H2SO3, این ترکیب با حل کردن SO2 در آب بدست می آید. این اسید و سولفیدهای مرتبط با آن از کاهنده های نسبتا قوی میباشند. ترکیبات دیگر بدست آمده از So2 شامل Pyrosulfite یونS2O5-2 میشود.
thiosulfates (S2O3-2>-).که برای ثابت کردن عکسها بکار میرود. این ترکیب یک عامل اکسید کننده است و تیو سولفات آمونیم جایگزین سیانید در تصفیه خاک طلا میباشد.
peroxymonosulfuric acid و peroxydisulfuric acids, که هر دو از عملکرد SO3 در H2O2 و H2SO4 غلیظ شده حاصل میشوند.
thiocyanogen, (SCN)2.
tetrasulfur tetranitride S4N4.
ایزوتوپها
گوگرد 18 ایزوتوپ دارد که چهار تا از آنها پایدار هستند: S-32 (95.02%), S-33 (0.75%), S-34 (4.21%), و S-36 (0.02%). به غیر از S35 بقیه ایزوتوپهای رادیو اکتیوگوگرد عمر کوتاهی دارند. گوگرد 35 از Spalation اشعه Cosmicآرگون 40 در جو شکل میگیرد که نیمه عمری برابر 87 روز دارد.
هنگامی که کانی های سولفیدی ته نشین میشوند موازنه ایزوتوپی بین جامد و مایع کمی در مقادیر dS34 تفاوت خواهد کرد. تفاوت بین کانی ها میتواند در حدس دمای موازنه بکار گرفته شوند. dC13 و dC34 از کربناتها و سولفیدهای موجود میتوانند برای تعیین بی دوامی pH و اکسیژن کانی ها استفاده شوند.
در بیشتر اکوسیستم های جنگلی سولفات از هوا بدست می آید فرسایش در اثر هوا و تبخیر نیز کمی گوگرد بوجود می آورد. گوگردهایی که ترکیب ایزوتوپی مجزا دارند برای بررسی منابع آلوده کننده بکار میروند . گوگردهای غنی شده نیز در مطالعات آب شناسی کاربرد دارند . تصور میشود دریاچه های کوه های راکی که با منابع سولفاتی جو احاطه شده اند حاوی مقادیر گوناگونی dS34 باشند.
هشدارها
به هنگام کار کردن با دی سولفید کربن سولفید هیدروژن و دی اکسید گوگرد باید مراقب باشید. دی اکسید گوگرد علاوه بر اینکه کاملا سمی است (سمی تر از سیانید) با آبی که در جو وجود دارد واکنش نشان داده و باران اسیدی را بوجود میاورد. در اگر غلظت این عنصر زیاد باشد بلافاصله با توقف در عمل دم و بازدم موجب مرگ میشود. گوگرد به سرعت حس بویایی را از کار می اندازد و از این رو قربانیان ممکن است از وجود آن بی اطلاع باشند.
گوگرد در تهیه پروتئین و اسیدهای آمینه به کار می رود. و مزه پاره ای از محصولات باغبانی (مثل سیر و پیاز و خردل) مربوط به گوگرد می باشد. کمبود گوگرد در پاره ای از گیاهان علایمی شبیه به کمبود ازت ایجاد می کند که مربوط به کمبود تولید پروتئین در گیاه است. علایم کمبود، بیشتر در برگهای جوان دیده میشود تا برگ های پیر، در خاک گوگرد هم به صورت آلی و هم به صورت معدنی یافت میشود. گوگرد آلی از تجزیه مواد پروتئینی به دست می آید. گوگرد معدنی به صورت یون سولفات SO-4 در محلول خاک یافت میشود. گوگرد را می توان بصورت های سوپر فسفات معمولی (نه سوپر فسفات تریبل)، سولفات آمونیوم و گل گوگرد و یا سولفات کلسیم به خاک اضافه کرد.
تفکیک مالکیت از مدیریت؛ زیربنای شکل گیری اقتصاد سرمایه داری (تحلیل خرد)
سه محور «برنامه ريزي»، «سازماندهي» و «اجرا» موضوع دقت اهالي اقتصاد قرار گرفت و مهمترين محصول اين دقت اقتصاددانان، وضع قانون مهم «تفکيک مالکيت از مديريت» با الهام از فلسفه دموکراسي بود. با اصل شدن اين قانون، انصراف صاحبان سرمايه از ادامه فعاليت توليدي به فروپاشي توليد منتهي نميشود؛
انتقال مسوولیتهای امنیتی، آزمون بزرگیبرای افغانهاست که موفقیت در آن مستلزم عملکرد صادقانهی جامعهی جهانیبهتعهدهایش در قبال همکاری با افغانستان میباشد و اگر تعامل درست سیاسی و همکاریصادقانه بین افغانستان و کشورهای منطقه و مدیریت درست میان کشورهای سازمان ملل وافغانستان برای همکاریهای لازم ایجاد نشود، بیدریغ انتقال مسوولیتهای امنیتی بهنیروهای افغان آغاز یک تهدید جدی برای دولت نوپای افغانستان خواهد بود که در اینصورت افغانستان یکبار دیگر بحرانهای سیاسی، اقتصادی و نظامی را در آغوش تجربهخواهد کشید.
«الگوى اسلامى - ايرانىِ پيشرفت». دربارهى اينكه الگو معنايش چيست، ايرانى به چه لحاظ، اسلامى به چه لحاظ، و پيشرفت در چه جهات، بحثهاى خوبى انجام گرفت. آنچه كه من ميخواهم اضافه كنم، اين است كه اولاً كلمهى «پيشرفت» را ما با دقت انتخاب كرديم؛ تعمداً نخواستيم كلمهى «توسعه» را به كار ببريم. علت اين است كه كلمهى توسعه، يك بار ارزشى و معنائى دارد؛ التزاماتى با خودش همراه دارد كه احياناً ما با آن التزامات همراه نيستيم، موافق نيستيم. ما نميخواهيم يك اصطلاح جاافتادهى متعارف جهانى را كه معناى خاصى را از آن ميفهمند، بياوريم داخل مجموعهى كار خودمان بكنيم. ما مفهومى را كه مورد نظر خودمان است، مطرح و عرضه ميكنيم
مسئلهى عدالت، بسيار مهم است. يكى از اركان اصلى اين الگو بايد حتماً مسئلهى عدالت باشد. اصلاً عدالت معيار حق و باطل حكومتهاست. يعنى در اسلام اگر چنانچه شاخص عدالت وجود نداشت، حقانيت و مشروعيت زير سؤال است.
عدالت چه جورى تأمين ميشود؟ يعنى واقعاً يك مقياسى لازم است، يك معيارى لازم است براى اينكه ببينيم عدالت در بخشهاى مختلف - بخشهاى فرهنگى، بخشهاى آموزشى، بخشهاى اقتصادى - مراعات شده يا نه؟ فرض كنيد در بخش آموزش و پرورش يا در بخش آموزش عالى، معيار عدالت چيست؟ چگونه عدالت تأمين ميشود؟ اين بايد مشخص شود تا بتوانيم آن معيار را در برنامهريزىها داخل كنيم و در مقام عمل و در مقام اجراء، به آن عدالت مورد نظر برسيم. تا ندانيم، تعريف نكنيم، نميشود. بنابراين تعيين كردن شاخص و معيار براى عدالت در بخشهاى مختلف، خودش يك چيز مهمى است. فرض كنيد در صرف بودجههاى گوناگون - كه حالا در بخش فرهنگ من اشاره ميكنم - رعايت عدالت به چيست؟ چگونه ميشود انسان خاطرجمع شود كه در صرف اين بودجهها رعايت عدالت شد يا نشد؟ اينها معيار و شاخص لازم دارد.
ماجراي درياچه اروميه چگونه سياسي شد؟ شايد با مطرح شدن اين سؤال، عده اي دليل اين موضوع را رفتار برخي سياستمداران بدانند و برخي ديگر دلايل ديگري را براي سياسي شدن ماجرا مطرح كنند. اما با كمي تأمل و دقت در موضوع و مسائل حاشيه اي بعد از آن متوجه مي شويم كه نقش رسانه هاي بيگانه بسيار پررنگ تر از عوامل ديگر در سياسي شدن ماجراي درياچه اروميه است. چرا كه اين رسانه هاي فرصت طلب مثل هميشه اين بار از اين مسئله سوءاستفاده كردند و يك مسئله كاملا زيست محيطي را سياسي جلوه دادند. در اين بين با نگاهي به ديدگاه هاي كارشناسان رسانه به اين موضوع پي خواهيم برد كه رسانه هاي خارجي به ويژه بي بي سي و صداي آمريكا تلاش زيادي كردند تا با استفاده از تاكتيك هاي مختلف رسانه اي به ماجراي درياچه اروميه ماهيتي سياسي بدهند. اين شبكه ها در همان مرحله اول تلاش كردند در يك حركت پيش دستانه از تاكتيك «عنوان گذاري خبري» استفاده كنند. در اين تاكتيك رسانه اي اين شبكه ها معمولا تلاش مي كنند تا پيش از ديگر رسانه ها براي اولين بار يك خبر را طوري منتشر كنند كه باقي خبرگزاري ها و رسانه هاي خبري، بر مبناي آن خبر و با ذهنيت قبلي كه توسط اين شبكه ها ايجاد شده، آن را انتشار دهند. در مورد قضيه درياچه اروميه هم بي بي سي فارسي تلاش كرد تا با درآميختن تصاوير مختلف به يك موضوع زيست محيطي ماهيتي سياسي دهد كه در اين بين تاكتيك «اغراق» هم مانند ديگر مسائل مشابه قبلي چاشني كار بود. تركيب پازل خبري نامنظم و تحليل القايي براي توطئه همچنين تاكتيك «پازل خبري نامنظم» هم يكي از تاكتيك هاي ديگري بود كه هر دو شبكه بي بي سي و صداي آمريكا در اين موضوع از آن استفاده كردند. در اين تاكتيك رسانه اي آنها تلاش كردند تا در درجه اول با فرستادن سيگنال هاي خبري نامنظم در ذهن بيننده ايجاد آشفتگي كنند و در مراحل بعدي او را آماده پذيرش دروغ هاي خود كنند. به عنوان مثال در ماجراي درياچه اروميه اين رسانه ها با پخش خبرهاي خرد درباره خبر اصلي و به نوعي گنجاندن شايعات خود ساخته در لابه لاي خبرها تلاش كردند تا بيننده را دچار سردرگمي اطلاعاتي كرده و او را فريب دهند. در واقع هر دو اين شبكه هاي خبري در كنار اين تاكتيك با بهره گيري از تاكتيك «تحليل القايي» سعي كردند خبر را طوري به خورد بيننده بدهند كه بيش از همه چيز رنگ و بوي سياسي داشت. براي اين كار آنها در بخش هاي مختلف خبري از به اصطلاح كارشناساني استفاده مي كردند، تا اين افراد با گرايش هاي هدفمند سياسي، بحث و تحليل را به سمت مسائل همسو با مطامع اين رسانه ها سوق دهند. اين در حالي بود كه در اين باره بايد از كارشناسان زيست بوم و محيط زيست استفاده مي شد. اما اين اتفاق رخ نداد چرا كه اين شبكه ها از همان ابتدا با استفاده از تاكتيك «تحليل القايي» مي خواستند از اين موضوع يك مسئله كاملا سياسي بسازند و همين امر را هم به بيننده انتقال دهند. از طرف ديگر بي بي سي فارسي دائما سعي مي كرد كه به مسائل قومي دامن بزند و به همين دليل خبرهايي با بار كاملا تفرقه آميز پخش مي كرد. تلاش براي ايجاد بدبيني در اين بين كار به جايي رسيد كه صداي آمريكا براي اينكه بتواند از اين آب گل آلود ماهي بگيرد اخبار ناقص پخش كرده و به بيننده اطلاعات دروغ يا ناكامل مي داد. اين شبكه اصلا چيزي درباره اقدامات مهم مجلس ايران براي حل اين موضوع نگفت و به نوعي تلاش كرد با عدم پوشش خبري آن براي بيننده اين تفكر منفي را ايجاد كند كه دولت و مجلس بي تفاوت هستند. هر چند كه اين اولين تلاش اين رسانه براي ايجاد جو بي اعتمادي بين مردم و نظام حاكم بر كشورمان نبود. اما بدون ترديد تكيه بر دامن زدن به اختلاف بين مردم و حاكميت يكي از اصلي ترين اهداف اين شبكه ها بوده است. در كنار اين مسئله بايد به اين موضوع توجه كرد كه برنامه «نوبت شما» بي بي سي هم در يك حركت كاملا هدايت شده تلاش كرد تا به نوعي در افكار مخاطبان خود توهم نارضايتي ايجاد كند. به گونه اي كه در يكي از قسمت هاي اين برنامه و همچنين برنامه «روي خط» صداي آمريكا يك جو كاملا سياسي ايجاد شده بود و تمام بينندگاني كه ظاهراً با اين برنامه تماس گرفته بودند از يك خط و مشي ثابت پيروي مي كردند. اما به هر صورت از اين مسئله هم نبايد چشم پوشي كرد كه هر دو برنامه، كاملا كنترل شده بحث را پيش مي بردند تا مبادا بيننده دچار سوء ظن نسبت به نيت سياسي آنها شود. استراتژي ايجاد شكاف اجتماعي همچنين هر دوي اين شبكه ها در كنار ديگر شبكه هاي خبري آن سوي مرزها مانند يورونيوز اصلا اشاره اي به اين موضوع نكردند كه عوامل زيست محيطي هم در اين موضوع سهيم است. چرا كه آنها تنها به اين فكر مي كردند كه چگونه افكار عمومي را نسبت به نظام بدگمان كنند. در همين راستا آنها از تاكتيك «موج سواري روي احساسات» هم استفاده كردند تا با نشان دادن تصاوير بخش هاي خشك شده درياچه اروميه و ميكس تحليلهاي عجيب و غريب روي آن، سيگنال هاي احساسي روي ذهن مخاطب ايجاد كنند تا هم بدبيني بيشتري ايجاد شود و هم به نوعي مخاطب داخلي را به نافرماني دعوت كنند. بايد يادمان باشد كه يكي از اهداف اين شبكه ها در ايجاد نافرماني، به وجود آوردن حس دلسردي در جامعه است تا از اين طريق جامعه ايراني را از پيشرفت باز دارند. يعني در واقع آنها از موضوع درياچه اروميه در راستاي ايجاد شكاف اجتماعي استفاده كردند. البته از اين موضوع هم نبايد غافل شد كه پروپاگانداي سياهي كه اين شبكه ها با تاكتيك «دروغ» و «شايعه» به راه انداخته بودند دقيقاً در راستايي بود كه ازآن بهره برداري هاي ديگر سياسي هم انجام شود. يعني آنها مي خواستند با نمايش چنين چيزهايي و بهره گيري از تاكتيك هاي خاص رسانه اي فضا را براي تهاجم بيشتر سياسي عليه ايران آماده كنند. چرا كه آنها براي ايجاد موج هاي جديد درباره مسائلي مانند پرونده هسته اي به دستاويزهاي ديگري هم نياز دارند. از سوي ديگر حتي در بحث درياچه اروميه پروپاگانداي رسانه اي كاملا سياه بود، اين رسانه ها حتي اخبار دروغ در اين باره منتشر مي كردند. در عرف روانشناسي خبري در اين موارد گفته مي شود كه اين مسئله حاكي از كمين رسانه اي است، يعني اين شبكه ها از چند ماه پيش در كمين چنين اتفاقي بودند تا با پوشش خبري دلخواه خود بهره برداري لازم را از آن انجام دهند. جالب اينجاست كه موج -پراكني دروغين اين شبكه ها نه تنها جامعه و مردم عادي، بلكه مسئولين را هم شامل شد. اين شبكه هاي خبري، به ويژه صداي آمريكا تلاش كردند تا با تحريف سخنان مسئولين مختلف كشورمان، اين گونه به بيننده القا كنند كه ميان خود مسئولين هم شكاف ايجاد شده است، در حالي كه چنين موضوعي يك توهم بود كه اين شبكه ها براي بافتن كلاف سردرگم خبري خود به آن نياز داشتند. وقتي آبروي رسانه اي به حراج گذاشته مي شود! البته از اين موضوع نبايد چشم پوشي كرد كه توهم هاي احساسي، معمولا آبروي حرفه اي يك رسانه را به خطر مي اندازد. به گونه اي كه اين موضوع در مورد بي بي سي هم رخ داد، و اين رسانه وابسته به دولت انگليس، در كنار صداي آمريكا و ساير شبكه هاي مشابه، آبروي خبري خود را خرج مسئله زيست محيطي درياچه اروميه كردند و با نگاه سياسي سطحي و مغرضانه خود به آن، اين موضوع را به اثبات رساندند كه اين شبكه ها به شدت تحت تاثير تمايلات سياسي دستگاه هاي حاكم برخوردار هستند. چرا كه تمام اين مسائل رسانه اي در حالي رخ مي دهد كه انگلستان در عرصه سياسي موج سنگ اندازي هاي جديدي را بر سر راه ايران آغاز كرده است و بهترين وسيله براي توجيه اين سنگ اندازي همين رسانه ها هستند. به ويژه كه در منشور سلطنتي بي بي سي است آمده كه بي بي سي در اين شرايط بايد به صورت كامل و با تمام توان در اختيار اين اهداف باشد. از سوي ديگر سازمان بي بي جي (شوراي رسانه اي آمريكا) نيز در ماجراي درياچه اروميه هم صداي آمريكا و هم راديو فردا را موظف كرد كه با نگاه مخرب سياسي اين ماجرا را منعكس كنند. به گونه اي كه علاوه بر صداي آمريكا راديو فردا هم در چند شب در مجله خبري خود با نگاهي غرض ورزانه به اين ماجرا نگاه كرد و دائماً در حال فرستادن سينگال هاي منفي و تخريب كننده به ذهن مخاطب بود.
یکی از بارزترین ویژگی های هالیوود جعل موضوعات مختلف است.جعلی که همیشه و در اکثر اوقات همراه با توهم بوده ،دراین بین اگر نگاهی به ژانر تاریخی سینمای هالیوود داشته باشیم به این نکته مهم دست پیدا خواهیم کرد که هالیوود به عنوان یکی از مهمترین تحریف کنندگان تاریخ به شمار می رود.این در حالی است که هالیوود در ژآنر تاریخی-سیاسی همیشه نگاهی از بالا به تمام فرهنگها وتاریخ دیگر ملل دارد. نکته ای که دراین زمینه باید بیش از همیشه به آن توجه کرد این است که هالیوود در تحریف تاریخ به دوچیز متوسل شده است.1-بزرگ کردن فرهنگ غرب علی الخصوص فرهنگ یونان ووروم!چرا که خود آمریکا تاریخ آن چنانی ندارد.2-تخریب بسیار قوی دیگر اقوام وملتها ونادیده گرفتن شکوفایی های دیگر تمدنها در طول تاریخ.
همه بربرند جز نمادهای تمدنی غرب در همین راستا با نگاهی به فیلمهای تاریخی هالیوود می توان به نکات جالبی دست پیدا کرد.به عنوان نمونه در فیلم الکساندر محصول سال 2004 هالیوود،هر دو موضوع بالا به عینه دیده می شود.چرا که فیلم در اولین گام تلاش فوق العاده ای در راستای بزرگ نمایی شخصیت اسکندر وکوچک نشان دادن فرماندهان فرهنگ وکشورهای مقابلش دارد واز سوی دیگر فیلم به شدت تلاش می کند که مثل گفته های هرودت یونانیان را متمدن ترین انسانها ودرمقابل، فرهنگهای دیگر را بربر بخواند.نمونه این موضوع را به عینه می توان در سکانسی دید که ارسطو که نقش او را آنتونی هاپکینز بازی کرده،روبه اسکندر درباره ایرانیان می گوید:تو خودت میدانی که اینها بربر هستند وباید با آنان چطور برخورد کرد!.استناد به حرفهای هرودت از زبان ارسطو در حالی صورت گرفته که به عقیده برخی کارشناسان این صحبتها هرودت ناشی از یک توهم بوده است، همچنین الکساندر تنها یکی از فیلمهای ژانر تاریخی هالیوود است که درآن تلاش شده تا درمورد دیگر فرهنگها به شدت سیاه نمایی شود.چرا که نمونه این موضوع را می توان حتی در فیلمهای دیگری هم مانند تروی دید.تروی از آن دست فیلمهایی است که با اغراق درباره بحث تروی واسطوره هایی همچون آَشیل فرهنگ یونان وروم آن را به شدت بزرگ کند.به اعتقاد بسیاری از کارشناسان هدف از این بزرگنمایی این است که فرهنگ دیگر ملتها واسطوره ها ی دیگر تحقیر شود،به نوعی که به بیننده این موضوع باورانده شود که تنها فرهنگی که از ابتدا وجود داشته همین فرهنگ یونان وروم بوده وباقی فرهنگها نشات گرفته از آنهاست.درفیلم تروی علاوه براینکه آشیل نماد فرهنگ وتمدن بخشی از تاریخ غرب به بیننده معرفی می شود،هکتور هم به نمایندگی از تمدن یونان به نمایش گذاشته می شود تا بیننده این موضوع را حس کند که در احاطه تمدن غربی قرار گرفته است.
دروغهای تاریخی محض وبدون منبع از سوی دیگر نادیده گرفتن واقعیتهای محض تاریخی هم یکی از موضوعاتی است که در فیلمهای تاریخی-سیاسی هالیوود به شدت خودنمایی میکند،فیلم ادیسه یکی از همین فیلمهاست.در این فیلم ازادیسه یک اسطوره تمام عیار به نمایش گذاشته شده است،اسطوره ای که حتی درمقابل خدایان هم می ایستد،از طرف دیگر با نشان دادن ابزار آلات نظامی وبه نوعی چهره اغراق آمیزی از شهر ودربارآن زمان یونان، سعی می کند به بیننده این موضوع را القا کند که فرهنگ یونان در زمان ادیسه بسیار باشکوه بوده!نکته جالب اینجاست که فیلم تصویری کاملا مثبت از آتنی ها واسپارتانها به نمایش میگذارد در حالی که اصلا به نبردهای آنان یعنی نبردهای پلوپونزی وخون ریزیهای دهشتناک آن در تاریخ اشاره نمی کند وهمین موضوع باعث شده که کارشناسان براین باور باشند که فیلمهای تاریخی هالیوود نه منبعی موثق دارند ونه فیلمنامه ای که درآن ازمنابع تاریخی استفاده شده باشد،بلکه تنها زاییده ذهن کارگردانان هالیوودی هستند که دراکثر موارد با توهم خودبزرگ بینی ترکیب شده است. شاید در فیلم سیصد این موضوع بیشتر به چشم بخورد،جدای از این که در فیلم 300 به ایرانیان توهین شده وبا مشتی دروغ تلاش شده تا چهره ای فوق العاده خشن از ایرانیان به نمایش گذاشته شود،اصلا تاریخ ومعمول ترین مسائل تاریخی هم دراین فیلم رعایت نشده است.چرا که داستان این فیلم کاملا چیزی وارونه از نبرد ترموپیل را به نمایش میگذارد، نبردی که به عقیده خود هرودت تاریخ نویس غربی ،ایرانیان از لحاظ نفرات تنها تعداد اندکی با یونانیان اختلاف داشته اند.درحالی که دراین فیلم سراسر دروغ تعداد سربازان یونانی 300 نفر وتعداد سربازان ایرانی بیشتر از دهها هزار نفر نشان داده می شود.از سوی دیگر براساس خود منابع تاریخی غرب این نبوغ ایرانیان بوده که باعث پیروزی دراین جنگ شده است درحالی که دراین فیلم تلاش می کند این پیروزی را حاصل خیانت یکی از یونانیان به یونان بداند.همچنین درصحنه های پایانی کشته شدن سربازان رومی را به شدت اغراق آمیز وحماسی به نمایش گذاشته تا به نوعی قدم در جای همان دیگر فیلمهای پر از توهم هالیوودی بگذارد.
اینها نشان توحش است نه تمدن! اما دراین میان اگر به برخی سکانسهای این قبیل فیلمها نگاهی دقیق داشته باشیم به نکات ظریفی خواهیم رسید.به عنوان مثال درفیلم سیصد در همان سکانس آغازین فیلم راوی داستان فیلم می گوید:«اسپارتانها هر فرزندی را که به درد مبارزه نمی خورد دور می انداختند».اینجاست که با کمی تامل می توان اوج وحشیگری وبه نوعی عقب ماندگی این فرهنگ را حس کرد.چرا که به گفته خود این فیلم در آن زمان در یونان هزاران هزار کودک بی گناه برای مردن رها می شدند آن هم به خاطر اینکه جثه ضعیفی داشته اند.از طرف دیگر این عقب ماندگی به گونه ای دیگر در سریال جدید اسپارتاکوس ظهور پیدا کرده!دراین سریال برده داری وخشونت وارتباط جنسی از ویژگی های بارز دوران باستان روم نشان داده می شود.هر چند که شاید از نظر کارگردانان این سریال این مسائل اشکالی نداشته باشد اما این یک واقعیت است که هیچ کدام از این موضوعات نشان تمدن وپیشرفت نیست.به ویژه برده داری ونمایش مبارزه آنها در کلکسیون،چرا که نمونه های زیادی ازاین گونه صحنه ها در فیلمهای دیگر هالیوودی مثل گلادیاتور بارها وبارها به نمایش گذاشته شده است.در اکثر این فیلم ها افراد بی گناهی که به عنوان برده خریداری می شوند در میدان مبارزه رها می شوند وبرای لذت بردن مردم یونان وروم باستان هم دیگر را می کشند.این موضوع در جامعه امروز مصداق بارز عقب ماندگی واوج نقض حقوق بشر است.همین مساله اثبات میکند که جامعه روم آن زمان بسیار عقب مانده وبی هویت بوده است.حتی براساس همین فیلمها این صحنه ها می توان این ادعا را که مردم یونان وروم علم گرا بوده اند وبه نوعی علاقه زیادی به دانش داشته اند را رد کرد.به این علت که کسانی که علاقه زیادی به دیدن کشته شدن افراد بی گناه دارند نمی توانند به دانش وعلم علاقه داشته باشند.حتی در فیلم گلادیاتور به فرمانده قبلی سپاه روم یعنی ماکسیموس هم رحم نمی شود واو هم به دلیل اینکه به عنوان برده خریداری شده در میدان نبرد خون می ریزد.
Eagle فیلمی جدید اما با دروغهای همیشگی اما درکنار تمام این موضوعات،فیلم جدید هالیوود در این زمینه را می توان اوج خودشیفتگی فرهنگی وبزرگنمایی تمدنی غرب دانست.فیلم eagle (عقاب) محصول 2011ساخته کوین مک دونالد از آن دست فیلمهایی است که درآن تلاش شده از نماد عقاب روم باستان یک نماد جهانی ساخته شود که برای تمام دنیا مهم است.داستان این فیلم درباره سپاه پنجم روم است که در دوران باستان برای سرکوب شورشها به جایی خارج از مرزهای روم می رود دراین بین این لشگر به شکل نمادین عقاب روم را با خود به همراه می آورند،به هر صورت این سپاه موفق به بازگشت نمی شود وفرمانده این سپاه کشته می شود،پس از چندی پسراین فرمانده برای بازگرداندن عقاب روم به خارج از مرزها یعنی همام سرزمین وحشی ها می رود،به هر صورت او موفق می شود که در یک نبرد کاملا اغراق آمیز این نماد را به روم بازگرداند .نکته جالب دراین فیلم این است که دراین فیلم هم مثل دیگر فیلمهای تاریخی-سیاسی هالیوود به کسانی که غیر رومی هستند ودرآن سوی مرزها زندگی میکنند وحشی گفته می شود.به همین علت بارها تلاش می شود با استفاده از لفظ وحشی برای غیر رومی ها به نوعی رومیان را مردمی متمدن نشان دهد که با استفاده از تفکر خود نقش مهمی دراداره جهان باستان داشته اند.از سوی دیگر دراین فیلم نماد روم آنقدر مهم نشان داده می شود که حتی برده ای که از سرزمین وحشی ها به خدمت فرمانده رومی درآمده حاضر می شود برای بدست آوردن نماد روم به خانواده وقوم خود خیانت کند. به هر صورت با درنظر گرفتن تمام این مسائل ژانر تاریخی-سیاسی هالیوود را باید یک ژانر فرمایشی دانست که درآن، هر موقع که لازم است دیگر ملل وتمدنها مورد تهاجم قرار می گیرند ودر هر جایی که موقعیت ایجاب شود در مورد فرهنگ غرب بزرگ نمایی شده وحتی ضعفهای آن نادیده گرفته می شود.مثال این موضوع را می توان حتی در دیگر ژانرهای هالیوودی هم دید،به عنوان نمونه درهالیوود دوره وسترن آمریکا که سراسر توحش وحشی گری است به گونه ای کاملا وارونه برای بیننده به نمایش گذاشته می شود.وحتی گاهی اوقات از این دوره برای بیننده اسطوره سازی می شود واصلا اشاره ای به این نمی شود که دراین دوره جنایات بزرگی در حق سرخ پوستان انجام شده است.
تهاجم فرهنگی همه جانبه از سوی غرب برای تاثیرگذاری در جوامع هدف وجوامع مذهبی هر روز ابعاد تازه ای پیدا می کند.به گونه ای که از سوی دستگاه فرهنگی سیاسی غرب ایده های جدید برای ایجاد انحراف جای شیوه های قدیمی را می گیرد ونوبه نو برموجهای بحران آفرین غیر اخلاقی افزوده می شود. این درحالی است که این موجها هر روز با ابزاری جدیدتر به کشورهای هدف مخابره می شود تا تاثیر گذاری آنها بیشتر باشد.!یک روز با شبکه های غیر اخلاقی ماهواره ها،یک روز با هالیوود واین بار با سایتهای مستهجن!سایتهای مستهجنی که محتوای آنها با زبان کشور مورد هدف است. درهمین راستا چندی است که به صورت گسترده ای سایتهای مستهجن ومبتذل آن هم به زبان فارسی از سوی باندهای سازمان یافته ای درفضای اینترنت به وجود می آید.نکته قابل توجه اینجاست که تولید این سایتها هر روز با شدت بیشتر وحجم زیادی تری دنبال می شود. درتمام این سایتها تنها چیزی که به چشم می خورد استهجان وابتذال است.عکس ها وفیلمهای مبتذل واز همه جدیدتر داستانهای پورنو از چیزهایی است که دراین سایتها با هدف ایجاد انحراف اخلاقی دیده می شود.به ویژه داستانهای پورنو که درآن با خیال پردازی در باره رابطه جنسی تلاش می شود که قبح این موضوع در پیش چشم خواننده شکسته می شود.
این سایتهای هدف دار واعتیاد آور! دراین بین نکته ای که بیش از دیگر مسائل هشدار دهنده است،اهداف این جریان از این فعالیت گسترده است.چرا که پس از مدتی این سایتها حرکتی را آغاز کردند که درآن از چیزهایی صحبت می شود که حتی می توان آن را فراتر از تمام مسائل غیر اخلاقی دانست.یکی از همین مسائلی که دراین سایتها در راستای قبح شکنی از آن وبه نوعی ترویج آن تلاش می شود،ارتباط جنسی با محارم است. یعنی درواقع آنها با تولید داستانهای پورنو که درآن بارها بر ارتباط جنسی با محارم تاکید می شود تلاش می کنند که مخاطب خود را نسبت به این مسائل در درجه اول بی اهمیت کنند وسپس حتی او را به سمت چنین روابطی سوق دهند. دکترحسین باهر-استاد دانشگاه ومتخصص رفتار شناسی-با تاکید بر اعتیاد آور بودن گردش دراین سایتها به این موضوع اشاره می کند که جریانی که این سایتها را هدایت می کنند تلاش دارد تا قبح شکنی کند.آن هم با تکرار دائم مسائل غیر اخلاقی در داستانهای پورنو! به عقیده این استاد دانشگاه این سایتها تلاش می کنند تا با تکرار چندین باره مسائلی همچون زنا با محارم وزیبا جلوه دادن آن در پیش چشم مخاطب اولاً حریمهای اخلاقی را بشکنند وثانیاً جامعه علی الخصوص جامعه جوان را به سمت چنین رفتارهایی بکشانند.درکنار این موضوع از این مسئله بسیار مهم نمی توان گذشت که این سایتها برای گرفتن پتانسیل مثبت جوانان وبه نوعی خرج کردن این پتانسیل در راههای بیهوده تمرکز کرده اند. فروپاشی خانواده،یکی از اهداف مهم! همچنین دکتر باهر به این مسئله اشاره کردکه محتویات این سایتها بنیان خانواده را هدف گرفته است ، وقتی تلاش می شود تا رابطه با محارم بین خود اعضای داخل خانواده ترویج شود دیگر نتیجه مشخص است.نتیجه چیزی جز بن بست کامل زندگی اجتماعی نیست،که این بن بست به نابودی تمام ارکان جامعه منجر می شود.از سوی دیگر وقتی جامعه به بن بست کشیده شود هیچ پیشرفت اجتماعی صورت نمی پذیرد. درکنار این موضوع این سایتها تلاش می کنند تا زندگی حیوانی وغریزی را مثل دنیای غرب در کشورهای مذهبی مثل ما باب کنند. آنها با پرکردن این سایتها از محتویات کاملا مستهجن به نوعی فرد را غریزه زده می کنند تا در زندگی شخصی خود تنها به غریزه اهمیت بدهد وبرای ارضای این غریزه به هیچ چیز حتی بنیان خانواده هم رحم نکند.دراینجا توده وار بودن مطالب به این تهاجم روانشناسانه به ذهن مخاطب کمک خواهد کرد واگر مخاطب از پایه های اعتقادی ضعیفی برخوردار باشد ممکن است تسلیم شود. اما آُسیبهای بزرگ این سایتها تنها به اینجا منتهی نمی شود،بلکه یکی از بزرگترین مشکلاتی که محتویات این سایتها برای جوانان وخانواده ها ایجاد می کند،بلوغ زودرس جنسی است.درواقع این سایتها با مطرح کردن مسائل جنسی آن هم به صورت غیر طبیعی باعث می شوند که جوانان با مسائلی روبه رو شوند که اصلا درآن سن وقت فهمیدن آن نیست. دام بلوغ زودرس جنسی برای جوانان دکتر باهر دراین باره به قدرت تجزیه وتحلیل محدود جوانان درسن پایین اشاره می کند وبا تاکید به این موضوع ،معتقد است که جوانان کم سن وسال وقتی با این مسائل روبه رو می شوند به دلیل ناتوانی در درک این توطئه اسیر بلوغ زودرس جنسی وانحرافات فوق العاده خطرناکی می شوند که می تواند جوانی وانرژی آنها را تباه کند.این درحالی است که والدین همچنان تا مدتها از این مسائل بی اطلاع خواهند ماند. از سوی دیگر پس از اینکه جوان اسیر بلوغ زودرس جنسی شد این سایتها آنان را به برقراری رابطه آزاد جنسی دعوت می کنند تا به نوعی پروسه فساد گسترانی آنها تکمیل شود،فساد گسترانی یکی از مهمترین استراتژی های این سایتهاست.چرا که تشویق به رابطه آزاد دقیقاً در تقابل با آموزه های دینی قرار دارد که جامعه با آن رشد پیدا کرده است ،پس درنهایت این موضوع علاوه برگسترش فساد اخلاقی باعث ایجاد تعارض فکری وعقیدتی هم می شود.درواقع اینجاست که بحث استحاله هم مطرح می شود یعنی از درون تهی کردن جامعه از مفاهیم اخلاقی و سپس پرکردن ذهنها از بی بندوباری فکری ورفتاری! برای مقابله با این موج زنجیره ای مستهجن باید فکری کرد! از این موضوع هم نباید غافل شد که حداقل هدف این سایتها ایجاد توهمات جنسی برای مخاطب وبه نوعی وادار کردن او به رویا پردازی جنسی است،این موضوع فکر را بیمار می کند چرا که شخص دائما از ذهن خود برای ساختن تصاویر مستهجن استفاده می کند که پایان این مسئله کاملا مشخص است. البته سایتهای مبتذل تنها زنجیره ای از این باند هدف دار است چرا که اگر به عنوان نمونه نگاهی به فیلمهای هالیوودی داشته باشیم متوجه اوج این توطئه خواهیم شد دراین فیلم ها هم دقیقا رابطه جنسی با محارم بدون اشکال در پیش چشم بیننده ترسیم می شود وبا توجیه آن سعی می شود تا قبح آن شکسته شود. به هر صورت سایتهای مبتذل وترویج عناصر مبتذل علی الخصوص رابطه جنسی آزاد ورابطه با محارم یکی از حلقه های زنجیری است که در چند سال اخیر از سوی گروههای هدف دار غربی برای ایجاد انحرافات بزرگ و وحشتناک اخلاقی به وجود آمده است وبرای همین باید به فکر پاتکی مناسب برای آن بود. دکتر باهر درباره راههای مبارزه با این موج فساد گسترانی به تولید محتوای مناسب اشاره می کند.چرا که به تعبیر او باید برای خانواده و جوانان محتوای مناسب وبومی تولید کرد که جذاب هم باشد.از طرف دیگر باید والدین ناظرانی با سواد درعرصه تکنولوژی باشند ودانش خود را در این زمینه افزایش دهند.همچنین باید شرایط ازدواج به موقع برای جوانان هم فراهم شود چرا که این سایتها جوانان را برای مقابله با فرهنگ دینی به رابطه آزاد جنسی دعوت می کنند اما ما باید برای مقابله، جوانان را به سمت ازدواج به موقع سوق دهیم تا تمام اهداف این آنها را خنثی کنیم. درکنار این مسئله ایجاد شرایط برای خودنمایی جوانان در عرصه های مثبت ومورد علاقه ، یکی از مهمترین پاتکها درمقابل این حمله همه جانبه است.چرا که وقتی جوان به کار ورشته مورد علاقه خود می پردازد به نوعی استعدادهایش شکوفا می شود که این موضوع به طور قطع از بسیاری از انحرافات جلوگیری می کند.
سایت فیس بوک در آخرین آماری که از تعداد کاربران خود منتشر کرده به این موضوع اشاره داشته که آمار کاربران آن از 700 میلیون هم گذاشته است.همچنین بر طبق همین آمار 70درصد از این کاربران در خارج از آمریکا زندگی می کنند. براساس این اطلاعات منتشر شده بخش قابل توجهی از کاربران فیس بوکی در کشورهای جهان سوم زندگی می کنند. دراین میان بارها صحبت از اینکه چرا این کاربران به استفاده از فیس بوک گرایش داشته اند همیشه مورد بحث بوده است.به عقیده عده ای ،بخشی از این تعداد کاربران بیشتر به دلایل تبلیغاتی که برای فیس بوک تاکنون شده ،جذب آن شده اند وحتی عده ای هم پس از مدتی پشیمان شده ودرخواست غیر فعال کردن حساب کاربری خود را نموده اند. اما به هر حال از این موضوع هم نمی توان گذشت که تب فیس بوک در جهان هنوز پابرجاست.از طرف دیگر به هر حال فیس بوک در جامعه ایرانی هم کاربرانی دارد.به گونه ای این تب در چند سال اخیر وبا افزایش امکانات ودسترسی به اینترنت پرسرعت تا حدی افزایش پیدا کرده است. موضوعی که باید به آن توجه کرد اثرات و پیامدهایی است که درنتیجه کار با فیس بوک تاکنون برای افراد وخانواده های مختلف رخ داده و اینکه این اثرات و پیامدها چه ارتباطی با اهداف اولیه تاسیس فیس بوک دارد همیشه جای سوال بوده است.چرا که به هر صورت پدیده گستردهای مانند فیس بوک آن هم با این ساختار ،آثار وپیامدهای خاص خود را دارد واین آثار باید به دقت بررسی شود.
آفتی برای نهاد خانواده به واقع با نگاهی به ساختار فیس بوک به نکات مهمی دست پیدا خواهیم کرد، نکاتی که بدون تردید پرده از برخی مسائل برخواهد داشت.دکتر ابهری- استاد دانشگاه وجامعه شناس- در این باره براین موضوع تاکید می کند که فیس بوک براساس تجریبات به دست آمده قبل از هر چیزی باعث فروپاشی نهاد خانواده می شود چرا که بارها دیده شده که در نقاط مختلف جهان زنان ومردان متاهل با دیدن افراد جنس مخالف در گروه دوستان فیس بوکی همسران خود به نوعی دچار شک و تردید شده اند واین شک وتردید تا جایی ادامه پیدا کرده است که یا به طلاق انجامیده ویا به واکنش متقابل!یعنی حتی باعث شده که آنها هم همین کار را در مقابل این رفتار شریک زندگی خود انجام دهند. به عقیده این استاد دانشگاه فیس بوک در جامعه ما تبدیل شده به ابزاری برای ترویج رابطه آزاد وکنترل نشده دوجنس مخالف که این موضوع مشکلات بسیاری را برای خانواده ها ایجاد کرده است. همچنین ابهری درباره آثار مهم فیس بوک به این نکته اشاره می کند که فیس بوک باعث شده که حریمهای خصوصی در جامعه شکسته شود وحتی سبب گردیده که افراد حس کنند که می توان حریم خصوصی دیگران را نادیده گرفت . خود فیس بوک تمرینی برای زیرپاگذاشتن حریم خصوصی است.دراین بین از موجهایی که خود صاحبان فیس بوک ایجاد کرده اند هم نباید غافل شد .در واقع این افراد تلاش کرده اند که کاربران فیس بوک را به نوعی به اشتراک گذاشتن بیشتر مسائل خصوصی خود تحریک کنند.
فیس بوک،تشویق به هنجار شکنی ودامن زدن به بحران اجتماعی از طرف دیگر فیس بوک به تازگی محلی شده برای تشویق وتحریک برخی از طیفهای جامعه برای زیر پاگذاشتن هنجارها!این حرکت وموج فیس بوک را می توان یک حرکت موذیانه سیاسی دانست.چرا که صاحبان فیس بوک تلاش می کنند با القای هرج ومرج در ذهن افراد مختلف جوامع هدف به نوعی آنها را به بی قانونی وزیر پاگذاشتن قانون کشور دعوت کنند.کارشناسان براین باور هستند که این مسئله چند هدف دارد: 1-اینکه این افراد در جامعه به ویژه جوانان با قانونهای اجتماعی بیگانه شوند 2-در مقابل دیگر اعضای جامعه واز جمله خود حکومت گارد بگیرند. دراین میان با نگاهی به رفتار دیگر رسانه های غربی کنیم ،متوجه می شویم که فیس بوک به طرز مؤثری درافزایش فساد اجتماعی وبه وجود آوردن روابط خارج از عرف با این رسانه ها مشترک است وگویی که فیس بوک جزئی از همین شبکه برای به وجود آوردن این بحرانها در جوامع هدف است. به اعتقاد دکتر ابهری وقتی که طلاق براثر شک وتردیدهایی که توسط فیس بوک ایجاد می شود روز به روز در حال گسترش است،این گسترش تنها شامل بخشی از جامعه که فیس بوک استفاده می کنند نیست بلکه دامنه بحران دامن کل جامعه را می گیرد وبه نوعی به تمام جامعه آسیب می رساند. به عنوان نمونه در خود جامعه آمریکا هم طبق آمار 20درصد طلاقها براساس تاثیرات منفی فیس بوک بوده است.واین موضوع در انگلستان هم به شدت در حال گسترش است. دکتر ابهری درباره شباهت ازدواجهای چتی وفیس بوکی هم براین باور است که ازدواجهای فیس بوکی هیچ تفاوتی با ازدواجهای چتی وسرنوشت آنها ندارد.چرا که درفیس بوک هم مانند چت افراد هیچ شناختی از هم ندارند. فیس بوک شبکه اجتماعی یا ابزار جاسوسی اما درکنار تمام این مسائل یک موضوع بسیار قابل توجه هم وجود دارد آن هم اینکه فیس بوک امروزه تبدیل شده است به ابزاری برای جاسوسی برای آمریکا !یعنی درواقع فیس بوک با تشویق افراد به اشتراک گذاشتن اطلاعات خصوصی خود بهترین وسیله را برای جمع آوری اطلاعات خصوصی در کشورهای مختلف برای سرویسهای جاسوسی آمریکا فراهم کرده است.شاید به جرات بتوان به این نکته اشاره کرد که فیس بوک با کمترین هزینه بیشترین اطلاعات آماری را علی الخصوص در مورد جوامع جهان دراختیار آمریکا قرار داده است که این موضوع بدون شک می تواند در برنامه ریزیهای آمریکا برای کشورهای هدف تاثیر به سزایی داشته باشد. همچنین از یک مسئله مهم اما پنهان هم نباید چشم پوشی کرد ،آن هم تلاشی است که فیس بوک برای ترویج عناصری مانند سکولاریسم وشکستن قبح برخی چیزها انجام می دهد.گردانندگان فیس بوک برای این کار تلاش می کنند با قرار دادن موضوعاتی همچون جدایی دین وسیاست ویا زیر سوال بردن عناصر وباورهای دینی ودعوت جوانان به بحثی که خودشان هدایت گر آن هستند به نوعی به آنها مسائلی را القا کنند که مورد هدفشان است.باید دقت کرد که درفیس بوک با یک حرکت حساب شده انواع واقسام اتهامات به دین وارد می شود،وجالب اینجاست که خود صاحبان فیس بوک با قرار دادن کامنتهای حساب شده این بحث ها را هدایت می کنند تا حتی افرادی که مخالف هستند را به نوعی مغلوب نشان دهند.به ویژه که آنها تلاش دارند با شانتاژ وبی منطقی وشارلاتانیسم و مغلوب نشان دادن افراد مخالف در پیش چشم دیگر مخاطبان ،نظرات خود را درباره اتهامات به دین درست نشان دهند تا دیگران هم این موهومات را باور کنند.از سوی دیگر این موضوع تنها منحصر به مسائل دینی نیست بلکه فیس بوک سعی می کند با همین روشها به حکومتهای مخالف غرب وآمریکا اتهامات بی پایه واساس وارد کند.
والدین هدایت کنند،موضع نگیرند! از سویی بحث استفاده جوانان از فیس بوک هم بسیار مطرح است چرا که برطبق آمار منتشر شده بخش وسیعی از کاربران فیس بوک جوانان هستند.درواقع فیس بوک برای جوانان به شدت اعتیاد آور است.دکتر ابهری با اشاره به این اعتیاد ،فیس بوک را یک شبکه اجتماعی اعتیادآور می داند که نقش مهمی در تلف شدن وقت آنها دارد.یعنی درواقع فیس بوک باعث شده که برخی جوانان به جای پر کردن وقت خود با چیزهایی مثل مطالعه یا دیگر مسائلی که به کار آینده جوانان می آید اوقات خود را با فیس بوک بگذرانند.البته نباید زیاد هم به جوانان دراین باره خرده گرفت بلکه باید آنها را هدایت کرد.ابهری نحوه این هدایت را نرم میداند.یعنی نباید والدین درباره مسائلی مانند فیس بوک با نگاهی قهر آمیز وتقابل گرایانه به جوانان هشدار دهند بلکه این هشدار باید جنبه توصیه های دوستانه داشته باشند چرا که بارها دیده شده که جوانان در مقابل موضع گیری والدین موضع گیری می کنند پس والدین نباید از در تقابل وارد شوند.
رسانه ملی،ابزاری مهم برای آگاهی بخشی نقش رسانه ملی هم درزمینه آگاهی بینندگان علی الخصوص جوانان دراین زمینه بسیار مهم است.به واقع رسانه ملی به دلیل جذابیتهای بصری که دارد می تواند با کلامی صحیح ونحوه ای مثبت درباره مضرات ومشکلات تکنولوژی های جدیدی همچون فیس بوک اطلاع رسانی کند.از این موضوع هم نمی توان چشم پوشی کرد که رسانه ملی باهشدار درباره این موضوع می تواند جلوی هزینه های اجتماعی ومشکلات بعدی را بگیرد وبه نوعی مصداق بارز پیش گیری بهتر از درمان است، باشد.منتها این بار در عرصه فرهنگی این پیشگیری باید صورت گیرد. دراین باره روانشناسان براین باورند که رسانه ملی برای هشدار دراین موضوع باید مصداقی بحث کند وبه صورت مصداق گونه به بیننده خود این آسیبها را نشان دهد. اطلاع رسانی دراین زمینه بهتر است با تاکید براین محورها باشد. 1-نتایج استفاده از فیس بوک در زندگی مشترک وایجاد شک وبدگمانی 2-حاصل آشنایی ها وحتی ازدواجهای فیس بوکی،دراین زمینه بهتر است که به سراغ افرادی که از این بابت ضربه خورده اند مراجعه شود. 3-ابهام زدایی درباره دین وآشکار کردن دستهای پشت پرده ای که تلاش دارد درفیس بوک دین را مورد آماج حملات توهین آمیز قرار دهد. 4-تاکید برنقش والدین به عنوان روشنگران اجتماعی وجوانان! 5-مانور برسر این مسئله که فیس بوک چقدر می تواند پتانسیل مثبت شهروندان یک جامعه را به انحراف بکشاند. به هر صورت نکته ای که باید در مورد فیس بوک به آن توجه ویژه داشت این است که صاحبان وحامیان فیس بوک با برنامه ریزی حساب شده در پی به تحقق رسیدن اهداف خود هستند به همین علت هم باید با برنامه ریزی در مقابل این موجها ایستاد.
از چند سال پیش که شبکه فارسی وان توسط گروه رسانه ای رابرت مرداک راه اندازی شد،برخی از کارشناسان رسانه براین موضوع هم عقیده شدند که فارسی وان حلقه آغازین از یک زنجیره ضدفرهنگی است که تلاش دارد به تدریج به نحو موثری در جامعه ایرانی فرهنگها وارزشهای بومی را تغییر دهد وبه نوعی آرام آرام درافکار شهروندان جامعه به ویژه جوانان تعارض فرهنگی با فرهنگ دینی به وجود آورد.به واقع مسائلی همچون ترویج خیانت،رابطه نامشروع،توجیه خیانت ورابطه آزاد بین پسران ودختران وحمله به فرهنگ ازدواج که دراین شبکه به شدت وجود داشت دقیقا در راستای همین مساله بود.اما به هر ترتیب به دلیل تعارضات فوق العاده زیاد محتویات این شبکه با خانواده ایرانی،این شبکه پس از مدتی از سوی خانواده ها طرد شد.به همین دلیل تیم رسانه ای انگلیسی به فکر تاسیس شبکه ای جدید افتاد،شبکه ای که سیگنالهای ضدفرهنگی خود را در پوششی مخفی تر از فارسی وان به بینندگان خود القا کند.به همین دلیل شبکه های من وتو 1 و2 تاسیس شد.شبکه هایی که دقیقا این بار با سبک دیگری از پخش برنامه ها در راستای اهداف فارسی وان واهداف کلی ناتوی فرهنگی غرب گام برداشت.اما نکته مهم اینجاست که برنامه های این شبکه به صورت کاملا حرفه ای تر وبا نگاه دیگری تلاش در القای مفاهیم ضدفرهنگی دارد.چرا که به عنوان مثال دربسیاری از برنامه های این شبکه نه تنها ابتذال وجود دارد بلکه تلاش می شود برموضوعاتی مانند فمنیسم هم تاکید کند تا بیننده درکنار اینکه مورد تهاجم فرکانسهای ابتذال قرار می گیرد ،با فمنیسم که زاییده جامعه غربی است بیشتر آشنایی پیدا کند.این درحالی است که در بسیاری از برنامه های این شبکه بارها وبارها برعنصر فمنیسم به انواع گوناگون تاکید می شود.به عنوان مثال دربرنامه دوراهی که درباره مسائل زنان وخانواده است مجری برنامه با این سوال ؛چگونه زندگی خود را با مرد ایرانی شروع کنیم واز او تعهدی محکم بگیریم!آغاز می کند.دلیل اینگونه شروع کردن هم این است که این برنامه تلاش دارد تامخاطب به ویژه زنان را نسبت به جامعه ایران بد بین کند وبه نوعی با گارد گرفتن وژستهای فمنیستی مخاطب زن را دعوت به گرایش به فرهنگ غرب وبی بندباری کند.از سوی دیگر باید به این موضوع هم توجه کرد که نتایج فوق العاده وحشتناک فمنیسم در جامعه غربی هم تاکنون کاملا مشخص بوده است. درکنار این مسئله باید به یک موضوع کاملا ریز هم اشاره کرد آن هم اینکه من وتو تلاش میکند تا با ایجاد تغییرات در سلایق جوانان به نوعی بین علائق نسل جوان ونسلهای گذشته جامعه شکاف ایجاد کند.
بفرمایید شام،به دنبال تغییر سنتها اما اگر به برنامه بفرمایید شام این شبکه دقت کنیم متوجه خواهیم شد،که بفرمایید شام نمایش فرهنگ مصادره شده ایرانی است که به سبک غربی به خورده بیننده داده می شود.چرا که به واقع به طورکلی بحث میهمانی وشب نشینی در فرهنگ اروپایی مانند ایرانیان مطرح نیست واین درحالی است که میهمانی دادن در شب هنگام یکی از سنتهای بسیار خاص ایرانیان است.اما در سنت میهمانی وشب نشینی ایرانی اختلال زن ومرد آن هم به این شیوه هیچ گاه مرسوم نبوده وکاملا مورد نکوهش است.حتی به نوعی این موضوع کاملا از نظر فرهنگ ایرانی-اسلامی ما رد شده.اما در برنامه بفرمایید شام شبکه من وتو این موضوع کاملا آشکار است که سعی شده این رسم درفرهنگ اروپایی هضم شده و بعد تحریف شده آن همراه با بحث اختلال رابطه زن ومرد به مخاطب ایرانی تحویل داده شود.حال سوال اینجاست که آیا والدینی که اجازه تماشای چنین برنامه ای را به فرزندان خود می دهند،از تاثیر این برنامه ها در فرهنگ زندگی آینده کودکان خود آگاه هستند؟ چرا که بدون تردید فرزندی که طبق فرهنگ ومعیارهای اسلامی-ایرانی رشد یافته با دیدن چنین برنامه ای در تعارض فرهنگی وباورهای اصیل خود با محتویات این برنامه قرار خواهد گرفت.اینکه در طول یک هفته هر شب در مقابل چشم او از میهمانی وسنت شب نشینی چنین تعبیری ارائه شود بدون شک باعث تاثیر وتغییر فرهنگ او می شود.به نظر می رسد که دراین برنامه از تاکتیک رسانه ای INFLUENCE THE TRADITIONS استفاده می شود که در بحث تهاجم فرهنگی بارها وبارها از سوی شبکه های غربی مورد از آن بهره برده شده!دراین تاکتیک هر سنت از یک فرهنگ که قرار است مورد هجوم قرار داده شود به مصداق یک فولدر درنظر گرفته می شود،محتوای این فولدر همان سنتها وشیوه های اصیل فرهنگی است.حال رسانه های غربی به تدریح با استفاده ازاین تاکتیک کاغذ های جدیدی را به این فولدر فرضی وارد می کنند،این کاغذها که همان عناصر فرهنگی غرب است به نوعی در این فولدر تاثیر گذار خواهند بود ،به مرور آنقدر تعداد کاغذهای وارداتی دراین پوشه زیاد می شود!که ماهیت اصلی کل پوشه یعنی همان سنت تغییر پیدا می کند.پس از به پایان رساندن این پروسه مخاطب در ظاهر همان سنت را حفظ کرده،اما دیگر نه با ماهیت قبلی واصیل و بومی خود،بلکه با ماهیتی جدید که ساخته تدریجی رسانه های غربی است. دراین بین این شبکه ها تلاش می کنند تا این پروسه تدریجی تغییر واز درون استحاله کردن سنتها وعناصر فرهنگی را چنان پیش ببرند که در ذهن مخاطب کاملا مثبت وخوشایند جلوه دهد،تا مبادا مخاطب کمی درباره استحاله فرهنگی اش فکر کند!حاصل این مثبت جلوه دادن این است که آنها اعتماد مخاطب را جلب می کنند وبرای بار بعدی که قرار است یک عنصر فرهنگی جدید به مخاطب دوباره القا شود دیگر نیازی به طی این پروسه نیست.چنان که مصداق بارز این موضوع را میتوان در برنامه های دیگر شبکه من وتو دید.
تبلیغ هرزه گرایی وتنوع طلبی،یک تهاجم فرهنگی تمام عیار اما ماجرا به همین جا ختم نمی شود بلکه دربرخی از برنامه های این شبکه به صورت کاملا علنی صحبت از آموزش نحوه چگونگی آشنایی با یک دختر ویا به طور کلی یک جنش مخالف می شود.این درحالی است که در این برنامه زندگی یک دختراروپایی را به نمایش می گذارد که در رستورانها وکافه های غربی با افراد مختلفی آشنا می شود وبه هر کدام تلفن یا آدرس ایمیل خود را می دهد واو با همه آنها ارتباط برقرار می کند تا بالاخره یکی را انتخاب کند. شاید اغراق نباشد که بگوییم آموزش این رفتار که مصداق بارز هرزگی است،از سوی شبکه من وتو یک تهاجم فرهنگی تمام عیارمی باشد.چرا که آموزش این رفتار کاملا غیر اخلاقی در تعارض با فرهنگ اسلامی-ایرانی جوانان ماست.به واقع در پس نمایش چنین رفتاری وتلاش برای القای آن به مخاطب مسائلی نهفته است که می تواند ریشه بسیاری از بحرانهای اجتماعی باشد.مسائلی مانند افزایش خیانت،اختلال وهرزه گرایی وتنوع طلبی در روابط بین دختران وپسران وبه تبع آن افزایش جرم وفساد!تنها بخشی از نتایج حاصله از این نمایش رسانه ای است.
شبکه ای هم سو با انگلستان اما جدای از تمام این مسائل نکته بسیار مهم تری که درباره شبکه من وتو باید به آن اشاره شود اهدافی است که این شبکه در مستندهای سیاسی خود دنبال می کند.نکته قابل توجه دراین باره این مسئله مهم می باشد که من وتو درمستندهای خود که تعدادشان کم هم نیست دقیقا به دنبال القای رویکردهای سیاسی دولت انگلستان است. چرا که اولا دراین مستندها هر کشوری که با دنیای غربی مخالف باشد به صورت مستقیم وغیر مستقیم مورد حمله قرار می گیرد،که نمونه آن را بارها وبارها درمورد ایران ویا حتی شوروری سابق در مستندهای جنگ جهانی دوم که از این شبکه پخش می شود می بینیم. از سوی دیگر این تهاجم های رسانه ای یا به وسیله جعل تاریخ به صورت حرفه ای دراین مستندها صورت می گیرد.ویا حتی به وسیله ترور شخصیت یک ملت!برای درک بهتر این موضوع اگر نگاهی به مستندهای تاریخی که دراین شبکه پخش می شود بیاندازیم متوجه خواهیم شد که درتمام این مستندها ملتهای مخالف غرب در تاریخ وحشی شناخته می شوند ودرمقابل غرب مظهر تمام نمای تمدن!که نمونه این نوع ازجهت گیریها را می توان در مورد مستندهای پخش شده درباره کشورهای کمونیسم هم مشاهده کرد.
همه چیز نشان از تعارضی آشکار دارد دراین بین اگر به بخش «روایت تاریخ »این شبکه نگاهی بیاندازیم متوجه خواهیم شد که آنها سعی کرده اند با انتخاب بخشی از تاریخ قبل از انقلاب وپس از انقلاب ووارد کردن تحریفات درآنها به نوعی از انقلاب اسلامی یک حرکت خشن غیر مردمی بسازند.هر چند که این موضوع یک دروغ بزرگ است اما نشان از تعارضی اساسی آنها با جمهوری اسلامی ایران دارد. این رویکرد سیاسی که سعی دارد اهداف سیاسی خود را با آلوده کردن ذهن بینندگان به خبرها وتحلیلهای دروغ عملی سازد.هر روز بعد تازه ای از این دشمنی را رو می کند. دراین بین نباید از این موضوع هم غافل شد که برنامه اتاق خبرمن وتو که درآن چند نفر به صورت دسته جمعی اخبار را می گویند نوع جدیدی از خبرگویی به شیوه نرم است که تلاش دارد مخاطب را با این شیوه جدید که باساختار خشک اخبار گویی فاصله دارد جلب کند.به همین دلیل هم دستگاه جنگ نرم رسانه ای کشور باید به این مسئله توجه کند که شبکه های غربی هر روز در عرصه جنگ نرم به دنبال ایجاد شیوه های جدیدی در ارئه برنامه هستند،پس این دستگاه هم باید به شیوه های جدید روی بیاورد.
آگاهی بخشی به مخاطب،پاشنه آشیل دشمن از سوی به نظر میرسد که این شبکه در کنار اخبار ودر دیگر برنامه ها ومستندهای سیاسی خود سعی می کند با پخش مستندهای علمی فعلا به اعتماد سازی بپردازد چرا که آنان می دانند که اگر بتوانند این اعتماد را جلب کنند به تدریج می توانند در لابه لای این اعتماد ،القائات سیاسی خود را به خورد بیننده دهند و این موضوع بسیار حائز اهمیت است.چرا که امروزه در جهان اثبات شده که بسیاری از موجهای دروغ خبری وفریبی که توسط رسانه های بیگانه ایجاد می شود که به دنبال از بین بردن اعتماد مردم به حکومتشان وبه هم ریختن اوضاع داخلی یک کشورودر طرف مقابل اعتماد به شبکه های بیگانه است.اگر به رفتارهای من وتو همین نگاه را داشته باشیم متوجه خواهیم شد که من وتو هم دقیقا به دنبال همین اهداف برای کشور ما است.برای همین باید اولا به دروغ پراکنی های این شبکه دقت داشت،ثانیا فکرمناسبی برای آگاهی سازی بیننده در مورد اهداف پشت پرده این شبکه کرد.از سوی دیگر در بحث تهاجم فرهنگی هم به خانواده ها هشدارهای لازم را دید.چرا که بی شک هیچ خانواده ای دوست ندارد فرزندش مانند فرهنگ غرب فردی ول انگار ودر مسائل اخلاقی بی ید وبند پرورش یابد،اما متاسفانه بسیاری از خانواده ها ناخواسته با استفاده از ماهواره ها وبدون آگاهی این شرایط را فراهم می آورند.
سایه شوم بازیهای رایانه ای مبتذل بر خانواده ایرانی
منتشر شده در خبرگزاری فارس.۷شهریور
تهاجم فرهنگی همیشه برعلیه جوامع مورد هدف بی وقفه از سوی غرب تاکنون پیگیری شده است .دراین میان یکی از مهمترین مسائلی که باید درباره این تهاجم به آن دقت کرد،ساختار آن است!ساختاری که درآن برنامه ریزی حرف اول را می زند.درواقع غرب برای موثر بودن این تهاجم تلاش کرده تا حد ممکن برنامه ریزی کند وبا نقشه راه، وارد این موضوع شود.به همین دلیل هم شوالیه ناتوی فرهنگی غرب درتمام زمینه ها این تهاجم را به راه انداخته وبا هدف گذاری مشخص وجزء به جزء برنامه ای عظیمی را تدارک دیده است.این تدارکات تا حدی است که لابی های تهاجم فرهنگی در غرب برای هر جزء از زندگی ویا اقشار جوامع مورد هدف،برنامه ریزی خاصی کرده اند.چرا که به باور آن ها برای تاثیر گذاری وفروپاشی جوامع مورد هدف باید جزء به جزء پیش رفت وبرای هر قسمت برنامه ای مختص به همان بخش داشت تا تهاجم فرهنگی موثر واقع شود. درهمین راستا اگر نگاهی به بازی های رایانه ای غربی که برای کشورهای جهان سومی ویا کشورهای ساخته می شود واز از طرق مختلف به این کشورها وجامعه آنها وارد می شود داشته باشیم متوجه خواهیم شد که این برنامه ریزی برای تحقق بحران فرهنگی واخلاقی دراین کشورها از سوی غرب تا کجا پیش رفته است.چرا که به عنوان نمونه بسیاری از بازیهای رایانه ای غربی که هم اکنون در کشور ما وجود دارد وبه آسانی دراختیار کودکان ونوجوانان وجوانان قرار می گیرد محتوایی کاملا مغایر با فرهنگ اصیل وبومی ومذهبی ما دارد.مصداق تمام عیار این موضوع رامی توان در موج ابتذال واستهجانی دید که در بسیاری از این بازیها وجود دارد.موجی که دقیقا در مقابل فرهنگ اخلاق دینی وایرانی است.نکته جالب اینجاست که دربسیاری از این بازیها هرآن چه که دین اسلام با آن مخالف است به شدت تبلیغ می شود.به نوعی که انکار تلاشی موذیانه دراین بازیها وجود دارد که قصد دارد نوجوانان را به تعارض فرهنگی وتقابل هویتی وفرهنگی بکشاند.
تهاجمی به نام بازیهای رایانه ای دراین راه بهترین ابزاری که غرب می توانست از آن برای ایجاد انحراف هویتی واخلاقی در جوانان استفاده کند بازیهای رایانه ای است.بازیهایی که به دلایل مختلف مورد استقبال جوانان قرار گرفته،واین درحالی است که والدین بدون هیچ نظارتی به آسانی این بازیها را دراختیار فرزندان خود قرار میدهند،درحالی که آنها نه ازمحتوای این بازیها خبردارند ونه از پیامدهای به شدت مخرب آنها!به هر صورت موجهای ابتذال در بازیهای رایانه ای به تدریج شدت گرفت. این موضوع از چندسال پیش در ابتدایی ترین بازیهای رایانه ای با پایین ترین گرافیک های رایانه ای تا به امروز ادامه داشته است. اگر به اولین قسمت بازی duck nukem توجه کنیم به این نکته دست پیدا خواهیم کرد که ایجاد انحراف اخلاقی در جوانان ما پروسه ای طولانی مدت توسط بازیهای رایانه ای غربی است.دراین بازی که در سالهای گذشته اولین قسمت از آن به بازارهای رایانه ای وارد شد،عریانی ورابطه جنسی محدود تا حدی به نمایش گذاشته شده بود.به نظر می رسد که نمایش محدود این مسائل که درتعارض مستقیم با بحث حجاب وعفاف رسانه ای است .این بازی تنها به این دلیل ساخته شده بود که پیش زمینه ای باشد برای بازیهای بعدی که به صورت علنی تری به این مسائل درپیش چشمان کودکان کم سن وسال می پرداختند. این بازی گامی بود برای شروع یک توطئه برعلیه اخلاق جوانان،چرا که در سالهای بعدی بازیهایی با گرافیک تصویری بالاتر تولید شد،بازیهایی که درجات بسیار وحشتناکی از ابتذال واستهجان تصویری را در خود داشتند.
کلکسیونی از مسائل غیر اخلاقی نمونه تمام عیار این موضوع را می توان در سری بازیهای gta به عینه مشاهده کرد.دراین بازی هر آن چه که می توان آن را امری غیر اخلاقی وضد انسانی توصیف کرد وجود داشت.به نوعی که به جرات می توان گفت این بازی توانایی این امر را داشت که هر آنچه که والدین برای تربیت فرزندان تلاش کرده اند وبه نوعی آنها را از دیدن برخی مناظر دور نگه داشته اند پنبه کند. چرا که کاراکترهای زن دراین بازی به شدت بد لباس هستند،از سوی دیگر روی در دیوار محیط این بازی عکسهای فوق العاده مستهجنی به تصویر درآمده است وکاربر در مراحل مختلف بازی به عینه آنها را تماشا می کند.این درحالی است که کار تنها به این جا ختم نمی شود،بلکه رابطه جنسی عریان دراین بازی یکی از معمول ترین مسائل به شمار می رود.تاحدی که حتی کاربر افراد را می کشد تا پول آنها را برای برقراری رابطه جنسی مورد استفاده قرار دهد.از طرف دیگر فضای بازی پر شده از دیسکو ورقاص خانه هایی که کاراکتراول بازی که توسط کاربر هدایت می شود،پس از کسب پول به این مکانها برای تفریح می رود.درکنار تمام این نکات به نظر می رسد که دراین بازی زندگی لمپنهای آمریکایی به عنوان الگو به جوانان ما ودیگر جوامع مذهبی القا می شود.چرا که اگر به نوع رفتار وپوشش کاراکترهای بازی نگاهی بیاندازیم دقیقا متوجه همین موضوع خواهیم شد. از سوی دیگر اگر نگاهی عمیق داشته باشیم متوجه می شویم که نمایش به دست آوردن پول نامشروع وسپس استفاده آن برای رابطه نامشروع درپیش چشم یک کودک ونوجوان چه تاثیراتی می تواند بر ذهن وعقاید او داشته باشد.آن هم از دوره ای از زندگی اش که به شدت تاثیر پذیر است.هر چند که در امتداد بازیهایی چون gta بازی heavy rainهم تولید شده است،بازی که نمایش عریان رابطه جنسی آن هم بالاترین سطح گرافیکی امری کاملا عادی در مراحل مختلف بازی است.به نوعی که دربرخی از قسمتها گویی کاربر یک فیلم مستهجن را تماشا میکند تا یک بازی رایانه ای!
قبح شکنی تجاوز در چشم کودکان همچنین به این موضوع هم باید توجه کرد که تهاجم فرهنگی علیه اخلاق دراین بازیها حتی به نمایش عریان رابطه جنسی محدود نشده بلکه تولید کنندگان این بازیها دریک اقدام کاملا هدفمند وتوطئه آمیز مسائل دیگری را هم درآنها به نمایش کشیده اند،مسائلی که تماشای آن برای کودکان ونوجوانان می تواند فاجعه آمیز باشد.مسائلی مانند تجاوز!دربرخی از این بازیها مسئله تجاوز یکی از سوژه های اصلی است به گونه ای که انگار این موضوع به نمایش گذاشته شده تا قبح آن را در پیش چشم نوجوانان جوامع مذهبی وجوامع جهان سوم بشکند.مصداق بارز این موضوع را می توان دربازیهایی مانند silent hillو hostel به عینه مشاهده کرد.دراین بازیها تصاویر متعددی از تجاوز جنسی به عینه در پیش چشم کاربر که دراکثر موارد کودک ونوجوان است به نمایش گذاشته می شود.تصاویری که والدین همیشه تلاش داشته اند تا از چشم فرزندانشان دور بماند،اما این بازیها هر آن چه والدین نمی خواهند فرزندانشان ببینند برای جوانان به همراه دارند. دراین میان ترویج سکس وعریانی با جلوه های مختلفی دراین بازیها صورت می پذیرد.به گونه ای که اگر به بازیهایی همچون final fantasy ویا DANTES INFREM ویا taken نگاهی داشه باشیم متوجه می شویم که مسائل غیر اخلاقی دراین بازیها با پوشش رنگین فانتزی به خورد کودکان ونوجوانان جامعه ما داده شده است که این موضوع می تواند به شدت در جذاب سازی بصری آنها برای کودکان ونوجوانان تاثیر داشته باشد. اما به هر صورت باید به توجه داشت که موج بازیهای رایانه ای مبتذل ومستهجن درغفلت مسئولین وخانواده ها سالهاست که از سوی کمپانی ها غربی به راه افتاده اما برای پاتک درمقابل این موج باید چاره ای اندیشید. چاره ای که به طورموثری می تواند از آسیبهای بعدی جلوگیری کند.دراین بین تلاش برای ساخت بازیهای رایانه وبومی یکی از مهمترین کارهاست که باید بیش از گذشته در دستور کار قرار گیرد.چرا که به هر صورت بهترین راه حل برای جلوگیری از تمایل جوانان به مدلهای خارجی تولید جایگزین داخلی برای آنهاست.درهمین راستا باید تولید بازیهای رایانه ای بومی به بهترین کیفیت تصویری شدت گیرد.
والدین بهترین ناظران از سوی دیگر نقش نظارتی والدین دراین زمینه غیر قابل انکار است.بسیاری از والدین حتی گاهی اوقات خود برای سرگرم کردن فرزندانشان بدون اطلاع از محتوای این بازیها آنها را خریداری می کنند ولی غافل از اینکه این خیانت بزرگ درحق فرزندان است.این موضوع در حالی دیده می شود که درخود جامعه آمریکا به دلیل وجود نظام esrb(درجه بندی بازیهای رایانه ای) والدین فرزندانشان را به شدت از چنین بازیهایی منع میکنند. همچنین نظام های OFLC برای استرالیا و نیوزلند، PEGI برای انگلستان و اتحادیه اروپا و USK برای آلمان تدوین شدند. کشورهای نسبتا پیشرفته تر آسیا هم از این قافله عقب نمانده اند. ژاپن از سال ها قبل با سیستم CERO و کره جنوبی با سیستم GRB به فکر تقسیم بندی محتوایی بازی ها افتادند. در سوی مقابل هر چند که ما هم چند سالی است که نظام esra را به وجود آورده ایم اما برخی مسائل باعث شده که این نظام تقسیم بندی بی تاثیرباشد.چرا که مارکها وعلامتهای مخصوصی که نشان دهنده محدودیت سنی این بازیهاست روی پاکت وپک بازیهایی خورده است که توسط شرکتهای مجاز وارد بازار شده اند واین درحالی است که رایت سی دی وقرار دادن سی دی در بسته های کاغذی معمولی عملا این تلاش را بیهوده کرده است.چرا که روی این پاکتها نه برچسبی وجود دارد ونه نشانه خاص دیگری که به والدین وخانواده ها درجه سنی مناسب را هشدار دهد. به هر صورت باید به تمام جوانب این تهاجم سریع وتاثیرگذار توجه کرد،چرا که بدون تردید نمایش چنین مسائلی در پیش چشم کودکان کم سن وسال می تواند فاجعه آمیز باشد ورا ه زندگی آنها را تغییر دهد وحتی باعث ایجاد بحرانهای زود رس جنسی شود.
از اولین لحظاتی که جرقه اعتراضات در لندن زده شد،رسانه های غربی علی الخصوص رسانه های انگلیسی تلاش فوق العاده ای در راستای پوشش خبری این اتقاق مطابق با میل سیاسیون انگسلستان انجام دادند.تلاشی که درآن سیاست و رسانه با هم ترکیب شد تا ما حتی شاهد زیر پا گذاشتن عرفهای رسانه ای باشیم.
از اولین لحظاتی که جرقه اعتراضات در لندن زده شد،رسانه های غربی علی الخصوص رسانه های انگلیسی تلاش فوق العاده ای در راستای پوشش خبری این اتقاق مطابق با میل سیاسیون انگسلستان انجام دادند.تلاشی که درآن سیاست و رسانه با هم ترکیب شد تا ما حتی شاهد زیر پا گذاشتن عرفهای رسانه ای باشیم
شبکه های به هم متصل بی بی سی در همان آغاز کار به دلیل اینکه احساس می کردند که پوشش خبری این اتفاق را به صورت انحصاری در اختیار دارند،این تحولات را پوشش گسترده ندادند وبه نوعی با ایجاد یک سد رسانه ای از پوشش خبری آن جلوگیری کردند غافل از اینکه امروز سلطه رسانه ای شکسته شده ،به همین دلیل این رسانه ها هنگامی که متوجه شدند شبکه های دیگر خبری تحولات لندن را پوشش داده اند مجبور شدند در حد بسیار محدود و آن هم به صورت کاملا حساب شده وبرنامه ریزی شده این اتفاقات را پوشش خبری دهند.
تلاش پیش دستانه برای القای دروغ ---------------------------------------------- دراین بین آنها بارها دراین چند از تاکتیکهای مختلف خبری استفاده کردند. به گونه ای که بی بی سی فارسی در اولین خبری که از این اتفاق منتشر کرد از تاکتیک خبری Titling Newsاستفاده کرد.دراین تاکتیک خبری این شبکه ها سعی می کنند که یک خبررا به صورت پیش دستانه نام گذاری کنند،یعنی به عنوان مثال اعتراض را می گویند آشوب یا شورش!درواقع آنها با این نامگذاری سعی می کنند که به رسانه های دیگر از همان ابتدای کار خط دهند تا مبادا رسانه های دیگر آن را اعتراض مردمی بنامندوبی بی فارسی دقیقا درهمین راستا ازاین تاکتیک استفاده کرد.این موضوع در حالی رخ می داد که روز به روز وضعیت اعتراضات رو به گسترش بود به گونه ای که هم زمان با آن پوشش خبری گسترده تر می شد. به همین علت شبکه بی بی سی فارسی پس از چندی از تاکتیک رسانه ای favorite of pictural puzzle استفاده کرد.آنها دراین تاکتیک رسانه ای تلاش کردند که با کنار هم قرار دادن چند تصویر گزینش شده به بیننده به گونه ای القا کنند که این یک شورش است نه اعتراض!یعنی درواقع بی بی سی فارسی پازلی از تصاویر انتخاب شده در کنار هم قرار داد تا بیننده آن چیزی که بی بی سی می خواهد دریافت کند.به عنوان مثال شبگه های خبری انگلستان تصاویر حمله پلیس وبرخورد شدید را به نمایش نمی گذاشتند اما ا زآن طرف ماجرا کنشهای معترضین را درمقابل این سرکوب نشان می دادند،تا بیننده به گونه ای دیگر فکر کند.
لطفا فقط تحلیل بی بی سی را بپذیرید! -------------------------------------------------- دراین بین بی بی سی فارسی به همراه دیگر شبکه های انگلیسی به صورت مشترک از تاکتیک رسانه ای induction analysisاستفاده کردند.آنها با این تاکتیک رسانه ای بسیار معروف تلاش کردند تا به بیننده تحلیلی که میخواهند را القا کنند.برای مثال به نوع تحلیل بی بی سی در چند روز اخیر می توان توجه کرد.تحلیل گر بی بی سی دراین تحلیل این طور شروع می کند:اینجا لندن است،جایی که پلیسش به برخورد نرم مشهور است!درواقع بی بی سی سعی می کند با یک تحلیل القایی به بیننده پیام خود را برساند.درحالی که هیچ گاه پلیس لندن به این موضوع مشهور نبوده ودرواقع بی بی سی تلاش می کند بیننده را فریب دهد وبه نوعی قبل از شروع هرچیزی پلیس لندن را از اتهامات وارده تبرئه کند،تا بیننده به نوعی با یک قضاوت پیش دستانه که بی بی سی به او داده وارد ماجرا شود. دراین بین از این موضوع هم نمی توان چشم پوشید که بی بی سی در تمام برنامه های خود دراین مدت به شدت تلاش داشت که افکار عمومی را از بحث اصلی وریشه ماجرا که ناکارآمدی دولت بود منحرف کند،برای همین این شبکه های خبری از تاکتیک رسانه ای deviation news استفاده کردند تا به نوعی انحراف در ذهن بیننده ایجاد کنند.به نوعی که در همه برنامه ها تلاش می کردند فرافکنی کنند.به عنوان نمونه دربرنامه نوبت شما تمام تلاش مجری این برنامه براین مبنا قرار گرفته بود که عامل شورش البته به تعبیر بی بی سی! را یا سیاهان لندن معرفی کند ویا مشتی اقشار اوباش!درواقع درتمام این برنامه سعی شده بود که به نوعی فرافکنی صورت گیرد تا مبادا ذهن بیننده به ریشه اصلی ماجرا برگردد.از سوی دیگر در امر خبر رسانی این حقیقت غیر قابل کتمان است که ایجاد آشفتگی در ذهن بیننده می تواند او را برای القای پیامهای بعدی آماده کند،چرا که ذهن او تاحدی به دلیل آشفتگی قدرت تجزیه وتحلیل خود را از دست داده است.
تلاش برای تقابل با دیگر رسانه -------------------------------------- همچنین بی بی سی فارسی بعد از چند روز بخشی را به راه انداخت که درآن به واکنشهای دیگر رسانه ها درمورد اعتراضات لندن می پرداخت،دراین برنامه استراتژی بی بی سی براین مبنا بر قرار گرفته بود که به نوعی درپیش چشم بیننده خبررسانی رسانه های مخالف را بی اعتبار بداند،وهمچنان خود را قطب خبر رسانی نشان دهد.برای همین دراین راه از تاکتیک رسانه ای media conflict استفاده کرد.کارشناسان رسانه براین باورند که از این تاکتیک هنگامی استفاده می شود که رسانه ها بخواهند به صورت کاملا بی منطق رسانه های دیگر را بی اعتبار جلوه دهند.رفتاری که دقیقا مد نظر بی بی سی بود.چرا که بی بی سی هنگامی که مشاهده کرد که رسانه های دیگر کاملا به اعتراضات لندن برخلاف مدل خبر رسانی شبکه های انگلیسی می پردازند.مجبور شد برای جلوگیری از رسوایی بیشتر از این تاکتیک رسانه ای استفاده کند.حتی کار به جایی رسید که بی بی سی در خبرهای خود هم از این تاکتیک برای تخریب دیگر شبکه های خبری استفاده کرد. به عنوان مثال بی بی بی سی در یکی از بخشهای خبری خود درمورد شبهای پر حادثه لندن این طور گفت:لندن شبهای آرامی را می گذراند واین درحالی است که بخشی از رسانه های مخالف چیز دیگری در این مورد می گویند. وقتی دموکراسی رسانه ای فراموش می شود این نوع بیان خبر در حالی است که آن روز لندن بسیار متشنج بود،ولی بی بی سی چاره ای نداشت چرا که این دستور از بالا ابلاغ شد .دراین بین باید به این موضوع هم اشاره کرد که درمنشور سلطنتی بی بی سی این مسئله به صراحت قید شده که بی بی سی در مسائل کاملا امنیتی بیش از همیشه باید مطیع دستگاه سلطنتی باشد. از سوی باید به این موضوع هم اشاره داشت که دراین چند روز اخیر تلاشهای خبری ویژه ای برای نمایش چهره ای مثبت از دیوید کامرون صورت پذیرفت.حتی کار به جایی رسید که قتلهای صورت گرفته دراین شبکه به گردن پلیس انگلستان انداخته شد تا مبادا افکار عمومی آن را به دیوید کامرون ودستگاه سیاسی نسبت دهد. به هر ترتیب باید به این موضوع اشاره داشت که رسانه های انگلیسی در ماجرای اخیر نقش مهمی را در هدایت افکار عمومی به سمت مورد نظر سیاسیون بازی کردند،نقشی که به وسیله اعمال تاکتیکهای خاص رسانه ای ایفا شد واین درحالی بود که شبکه های دیگر هم تلاشهای گوناگونی برای پوشش این اتفاق انجام دادند.اما از این موضوع هم نباید غافل شد که رسانه های انگلیسی دراین مدت بسیاری از عرفهای دموکراتیک رسانه ای را فراموش کردند.
برخی شنیدهها حکایت از آن دارد که درآستانه انجام تغییر و تحولاتی در بخش فارسی تلویزیون صدای آمریکا حداقل دو تن از کارکنان این رسانه٬ جمشید چالنگی و کوروش صحتی٬ از محل کار خود تا اطلاع ثانوی اخراج شدهاند.
صبح امروز٬ گروه سیاست: گرچه هنوز به طور رسمی دلایل اخراج جمشید چالنگی و کوروش صحتی مشخص نیست٬ اما گفته میشود تعطیل از کار جمشید چالنگی توسط واحد حفاظت صدای آمریکا٬ به دلیل شکایت ستاره درخشش صورت گرفته است.
یکی از همکاران بخش فارسی تلویزیون صدای آمریکا – که مایل به افشای نامش نیست – در این زمینه به صبح امروز میگوید: «دلیل اخراج آقای چالنگی و کوروش٬ تنها به دلیل مخالفت با حضور امیرعباس فخرآور درصدای آمریکا صورت گرفته است.»
وی ادامه میدهد: «بعد از سخان فخرآور درباره اینکه جنبش دانشجویی مخالف حمله نظامی به ایران نیست٬ و چندین نوبت اعتراض فعالان دانشجویی به سخنان وی در برنامههای پخش شده در صدای آمریکا٬ حضور وی در برنامههای این تلویزیون محدود شد. اما فخرآور با استفاده از روابط قبلی خود بارامین عسگرد – که در زمان فرار وی از ایران٬ در سفارت آمریکا در دوبی مشغول به کار بود – تلاش کرد خود را به برنامهها تحمیل کند. فشارها بر جمشید چالنگی برای استفاده از فخرآور در برنامه تفسیر خبر افزایش یافت٬ اما وی حاضر به پذیرفتن این مساله نشد و به همین دلیل از کار اخراج شده است. دیگر افردی که مخالف با حضور فخرآور در برنامههای صدای آمریکا بودهاند نیز اکنون وضعیت خوبی ندارند.»
رامین عسگرد٬ دیپلمات ایرانی – آمریکایی٬ چند ماه پیش وارد صدای آمریکا شد. وی جانشین سیدعلی سجادی گشت که نحوه مدیریت وی در صدای آمریکا٬ با اعتراض بسیاری از مخاطبان این تلویزیون روبهرو شده بود. عسگرد بنا بر گفته خود٬ سابقه کار مطبوعاتی ندارد.
این برای چندمین بار است که تغییر و تحولات و برکناریها در صدای آمریکا رخ میدهد. در زمان مدیریت علی سجادی نیز تغییر و تحولاتی اتفاق افتاد که باعث اعتراض کارکنان صدای آمریکا شد. در این مدت همچنین برخی از کارکنان صدای آمریکا٬ از همکاران خود به دلایل مختلف شکایت کردهاند.
برکناری جمشید چالنگی و کوروش صحتی در حالی اتفاق افتاده است که پیش از این برخی منابع خبر از آن داده بودند که با توجه به نظرسنجیهای انجام شده از بینندگان این شبکه تلوزیونی٬ قرار است تحولاتی در صدای آمریکا رخ دهد.این شبکه تلوزیونی٬ قرار است تحولاتی در صدای آمریکا رخ دهد.
************
شبکه نمایش سیما به صورت لوگو در ماهواره ی بدر (عربست ) در مدار 26 شرقی روی ایر رفت. مشخصات دریافت: ماهواره:Badr-4/5/6 @ 26° East 11881 H 27500 5/6
***********
اعتراف فرماندۀ ناجابه بیثمربودن برخوردبا ماهواره کاظم جلالی سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس به نقل از سردار پاسدار اسماعیل احمدی مقدم فرماندۀ نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران گفته است که شانزده درصد کسانی که پلیس به گفتۀ کاظم جلالی "کاسه و کوزۀ ماهواره را در منازلشان به هم ریخته" از نو تجهیزات دریافت ماهواره را نصب نکرده اند. اظهار نظر فرماندۀ نیروی انتظامی این پرسش را در نزدنمایندگان مجلس برانگیخته که چگونه ۸۴ درصد از بینندگان ماهواره پس از آنکه به قول آقای جلالی پلیس کاسه و کوزۀ ماهواره را در خانههای آنان به هم ریخته دوباره تجهیزات دریافت ماهواره را در خانههایشان نصب کرده اند و آن شانزده درصد دیگر تا چه زمانی از نصب این تجهیزات خودداری خواهند کرد. جمهوری اسلامی ایران شدیداً از علاقۀ مردم به شبکههای ماهوارهای که جامعۀ تک صدایی ایران را به چالش کشیده ابراز نگرانی می کنند و در ماههای گذشته نیروی انتظامی تمام قوای خود را تا دور دستترین شهرها به روی بام های منازل مردم گسیل داشت تا تجهیزات دریافت شبکههای ماهوارهای را جمع کنند. بر اساس یک نظرسنجی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران دست کم ۶۵ درصد مردم ایران، یعنی ۴۵ میلیون نفر جمعیت بالغ شبکههای ماهوارهای را تماشا می کنند که از نظر جمهوری اسلامی ایران غیرقانونی و غیرمجازند. گزارش فرماندۀ ناجا بار دیگر انتقاد از پی آمدهای اقدام پلیس در برخورد با استفاده کنندگان از ماهواره در مجلس اسلامی را افزایش داده است. نمایندگان مجلس اسلامی می گویند که عملیات ناجا در سراسر کشور مصداق رواج ناامنی در انظار عمومی است، مضاف بر اینکه نگاه کردن به شبکههای ماهواره ای را به نوعی مقاومت منفی از سوی مردم علیه حکومت اسلامی تبدیل کرده است. حقوقدانان نیز با اشاره به نحوۀ خودسرانۀ پلیس در جمع آوری تجهیزات ماهواره در محیط خصوصی زندگی افراد گفته اند که نیروهای انتظامی بدون رعایت کمترین تشریفات قانونی با جرثقیل، هلی کوپتر و نردبانهای بلند از دیوار و بام خانههای مردم بالا می روند و در رفتارشان تصویری موهن و خلاف امنیت ملی از نظام اسلامی عرضه می کنند. از ده سال پیش نیروی انتظامی جمهوری اسلامی با همین دست شیوهها به مقابله با استفاده کنندگان از تجهیزات ماهواره اقدام کرده و هر بار البته بر شمار بیینندگان شبکه های ماهوارهای افزوده است.
مهندس سید روح الله تقی زاده دارای کارشناسی ارشد مهندسی حفاری و استخراج معدن از دانشگاه تربیت مدرس تهران در سال 1381 و دارای مدرک کارشناسی از دانشگاه صنعتی امیر کبیر تهران در سال 1379 می باشند
از سال 1381 تاکنون در دانشگاه های دولتی یاسوج، آزاد واحد یاسوج به صورت حق التدریس و از سال 1384 در دانشگاه آزاد اسلامی واحد گچساران بصورت عضو هیئت علمی تمام وقت و از سال 1388 نیز به عنوان مدیر گروه مهندسی نفت مشغول همکاری می باشند
همچنین دارای 20 مقاله در کنفرانسهای معتبر ملی و بین المللی و عضو هیئت مدیره سازمان نظام مهندسی استان هستند.
دروسی که ایشان به تدریس آن مشغول هستند عبارتند از:
زمین شناسی عمومی(1). زمین شناسی ساختمانی ، سنگ شناسی ، کانی شناسی ، زمین شناسی مهندسی، استاتیک، مقاومت مصالح، اصول ژئوفیزیک ، کاربرد ریاضیات در مهندسی ، اصول مهندسی تونل، محاسبات عددی..............
ضمن تشکر و قدر دانی از زحمات ایشان موفقیت و بهروزی روز افزون در انجام وظایف محوله و همچنین ترقی هرچه بیشتر قله های افتخار را برایشان از خداوند متعال مسئلت داریم%
شوخی منوچهر نوذری با عادل فردوسیپور 19 ساله +عکس
در برنامه تلویزیونی «نود»، ویدیویی از حضور «عادل فردوسیپور» در برنامه «مسابقه هفته» با اجرای زندهیاد «منوچهر نوذری» در سال 72 پخش شد.
.در برنامه تلویزیونی «نود»، ویدیویی از حضور «عادل فردوسیپور» در برنامه «مسابقه هفته» با اجرای زندهیاد «منوچهر نوذری» در سال 72 پخش شد.
به بهانه گرامیداشت یاد و خاطره زندهیاد «منوچهر نوذری»، انتشار دیالوگهای رد و بدل شده بین منوچهر نوذری و عادل فردوسیپور در این برنامه خالی از لطف نیست که در پی میآید:
بر اساس این گزارش، در ابتدا منوچهر نوذری از فردوسیپور میپرسد «کدام رئیس جمهور آمریکا، دستور بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی را صادر کرد؟» که فردوسیپور در جواب پاسخ صحیح میدهد و میگوید: هری ترومن.
در ادامه برنامه، منوچهر نوذری سوالی فوتبالی از فردوسیپور میپرسد.
* نوذری: ستاره سابق فوتبال برزیل که با تیم این کشور، سه بار به مقام قهرمانی جهان رسید و در طول دوران بازیگری خود در 1324 دیدار مجموعا 1282 گل به ثمر رساند، کیست؟
- فردوسی: ادسون آرانتس دو ناسیمنتو «پله»
* نوذری: جان؟! (خنده)
خب دیگه چی دربارهاش میدانی؟
- چند وقت پیش دوباره ازدواج کرد.
* شما خودت فوتبال هم دوست داری؟
- بله
* اتفاقا شبیه پله هم هستی.
- انقدر دیگه سیاه نیستم.
* به زمین فوتبال بروی، سیاه هم میشوی.
من اولش فکر کردم [با گفتن این اسم] داری درس اسپانیولی میدهی.
این روزها خیلی چیزها در میان جوانان مد شده،چیزهایی که در عرض مدت کوتاهی به شدت در بین جوانان گسترش پیدا کرده!از شکل پوشیدن لباس گرفته تا طرز اصلاح مو وهزار چیز دیگر که در قالب واژه ای به نام مد گنجانده شده وبه همین خاطر بعضی از جوانان به سمت آنها گرایش پیدا می کنند.اما گویا مد فقط به طرز اصلاح ولباس وشکل محدود نیست ،بلکه از این چیزها هم فراتر رفته وبعضی رفتارها وکارها را هم دربر گرفته!به همین علت اگر به این لیست بلند بالای کارهایی که مد شده نگاهی بیاندازیم متوجه می شویم که هر روز چیزهای جدیدتری هم به آن اضافه می شود. یکی از همین چیزهای ،جدید آواز خواندن و ساختن کلیپهای تصویری وفرستادن آن برای شبکه های ماهواره ای برای پخش است.به خصوص که دیگر با پیشرفت تکنولوژی وآشنایی جوانان با نرم افزارهای تدوین صدا وتصویر این کار روز به روز آسان تر می شود.از طرف دیگر این نرم افزارها باعث شده که حتی کسانی که صدای خواندن ندارند هم خواننده شوند چرا که به هر صورت با دادن افکت وصد جور تنظیمات صدا قابل تحمل می شود!! به هر صورت همه اینها دست به دست هم داده تا برخی از جوانان این روزها ذوق خوانندگی شان گل کند ودرکنار آن با ساختن کلیپ تصویری وفرستادن آنها به شبکه ماهواره ای موجی جدید از مد به راه بیاندازند.البته دراین میان باید به این موضوع هم اشاره کرد که ساختن چنین کلیپهای تنها هزینه دارد وهیچ نفع مالی در کار نیست.از طرف دیگر کار برای برخی ها خیلی جدی است وحتی گروه درست می کنند واین کلیپها را با هم می سازند.همچنین شبکه های ماهواره ای هم این کلیپها را با روی باز می پذیرند ،چرا که هم برخی مسائل را به نفع خود می بینند وهم با این کار تلاش می کنند تعداد بینندگان خود را افزایش دهند. چه کسی درست می گوید؟ دراین میان برخی از جوانان که این کارهارا انجام می دهند نظرات خاصی دارند،برخی از آنها می گویند این کار را تنها برای تفریح انجام می دهند وبرخی هم می خواهند با ساخت این کلیپها مشهور شوند!به ویژه که آنها با نام بردن از فلان خواننده ویا فلان هنرمند این گونه بیان می کنند که با این کار می خواهند مثل او شوند .از سوی دیگر پدر ومادرها هم نظر خود دارند،آنها هم براین باورند که این کارها برای جوانان نان وآب نمی شود وتنها هزینه دربردارد پس جوانان باید سمت این کار نروند. اما دراین میان چه کسی درست می گوید؟جوانان یا پدرومادرها!از طرف دیگر واقعا چرا برخی جوانها به این کار علاقه دارند واین تب خواندن وخواننده شدن اینقدر بالا گرفته است؟ راه درست را نشانم دهید می خواهم دیده شوم دکتر مهکام-روانشناس-در پاسخ به همه این سوالات به دوران جوانی اشاره می کند ومی گوید:دوران جوانی دورانی است که هر فردی دوست دارد دراین دوران به بهترین نحو ممکن استعدادهای خود را در معرض نمایش دیگران بگذارد وبه نوعی خودنمایی کند.به همین علت است که تمایل به مشهور شدن دراین دوران بیشتر دورانهای دیگر برای فرد مهم است.از طرف دیگر یک جوان همیشه این احساس را دارد که توجه دیگران را به سمت خود جلب کند.به اعتقاد این روانشناس این ویژگی در جوانان بسیار عادی است واز طرف دیگر همین تمایل به دیده شدن است که باعث می شود جوانان تلاش کنند وبه سمت شکوفا شدن حرکت کنند!اما دراین میان اینکه جوانان چه راهی را برای دیده شدن وبه نوعی نمایش توامندی خود انتخاب کنند بحثی است که باید به آن توجه شد.دراین باره باید به این نکته توجه داشت که جوانان اگر درراه شکوفایی های استعدادهای خود درست هدایت شوند هم به نفع جامعه است وهم به نفع خانواده وخود جوان! حرف بسیار وعمل ناچیز اما وظیفه فراهم کردن شرایط شکوفایی این استعدادها وهدایت درست جوانان برعهده کیست؟دکتر مهکام درپاسخ به این سوال براین نکته اشاره کرد که قطعا خود جوانان در گامهای اولیه سهم کمی دارند چرا که اولا آنها امکانات خاصی دراین زمینه دراختیار ندارد وثانیا آنها بی تجربه هستند.به همین دلیل در درجه اول خانواده وسپس مسئولین هستندد که باید دراین زمینه جوانان را به بهترین نحو راهنمایی کنند.درواقع پتانسیل جوانی مثل یک سرمایه عظیم برای جامعه است،که باید در راه درست ازآن استفاده شود والا اگر این پتانسیل در جایی غیر از جای اصلی خود به کار گرفته شود به هدر رفته وجامعه ضرر می بیند.از طرف دیگر دراین میان اگر از این پتانسیل خوب استفاده نشود برخی سودجویان پیدا می شوند که از این پتانسیل به نفع خود استفاده میکنند،که دراین زمینه شبکه های ماهواره ای بهترین مثال هستند.به عنوان مثال آنها با پخش دائم این کلیپها تلاش می کنند جوانان دیگر را هم به سمت چنین کاری سوق دهند ،یعنی در واقع آنها هم تب را بالا می برند وهم موجهای جدید ایجاد می کنند.
لطفا،خواهشا! برای جوان برنامه ریزی کنید به باور مهکام باید راه را براین سودجویان بست،مهمترین کار برای تحقق این موضوع برنامه ریزی است.از طرف دیگر سالهاست که در موضوعات جوانان تاکید بربرنامه ریزی می شود.دراین باره این استاد دانشکاه می گوید:باید شرایطی فراهم کرد که جوانان باور کنند که راه معروف شدن ویه نوعی نمایش استعدادها خواننده شدن وبه نوعی سوپر استار شدن نیست.البته دراین باره از این موضوع هم نباید غافل شد که جوانان وقتی می بینند در هر مراسمی در تلویزیون بیش از همه یک خواننده ویا فوتبالیست دعوت می شد وبه نوعی آنها به شدت در معرض دیده شدن هستند به سمت این گونه چیزها گرایش پیدا کند.از سوی دیگر چون فضای تقدیر وبه نوعی بزرگ جلوه دادن نخبگان علمی در جامعه آن چنان که باید وجود ندارد جوانان کارهایی مثل خوانندگی وساختن کلیپ را به پیشرفت تحصیلی ترجیح می دهند،چرا که می بینند این خواننده ها یا دیگر ستاره ها هستند که مورد تقدیر واقع می شوند نه نخبگان علمی وتحصیلی! از طرف دیگر بسیاری از جوانان هم که به درس علاقه مند هستند وبه نوعی می خواهند خود را در زمینه تحصیلی نشان دهند یا پس از تحصیل بی کار هستند ویا حتی به دلیل نوع گزینش رشته ،رشته مورد علاقه خود را قبول نمی شوند.دراین میان والدین دراین امور تنها نصیحت می کنند وبه اصل ماجرا وریشه آن توجهی ندارند،مسئولین هم آن چنان که باید به جوانان میدان نمی دهند،چرا که جوان برای شکوفایی استعدادهایش میدان می خواهد.همچنین یادمان باشد که اگر جوانان را از چیزی سلب میکنیم باید به آنان جایگزین بدهیم. دکتر مهکام همچنین به این موضوع اشاره داشت که به هر صورت سوء استفاده شبکه های ماهواره ای یک نوع تهاجم فرهنگی است اما دراین تهاجم جوانان بی گناهند ونقش چندانی ندارند بلکه این بزرگترها هستند که باید اصل موضوع را دریابند وبا برخورد صحیح جلوی آن بایستند.طبیعتا درغیر این صورت فرصتهای زیادی از جوانان صرف همین کارها می شود،چرا که زمینه دیگری به او ارائه نشده که بخواهد خود را درآن به نمایش بگذارد ووقت خود را درآن صرف کند.
دکتر عبدالرسول پوران فرد دانشجوی دکترای مهندسی شیمی دانشگاه شیراز و مدرس مهمترین دروس مهندسی شیمی و نفت و جزء افتخارات شهرستان گچساران هستند
ایشان دارای دیپلم ریاضی فیزیک از دبیرستان نمونه علامه طباطبایی گچساران می باشند. همچنین مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه شیراز در رشته مهندسی شیمی -صنایع پالایش و دوره کارشناسی ارشد خود را در رشته ی مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف با رتبه ی ممتاز اخذ کرده اند.
دکتر پوران فرد از سال 1383 تا کنون در دانشگاه های دولتی یاسوج و شیراز، علمی کاربردی و آزاد گچساران تدریس می کنند.همچنین از سال 1387 تا کنون افتخار مدیر گروهی مهندسی شیمی دانشگاه ازاد اسلامی واحد گچساران را دارا می باشند.
دکتر عبدالرسول پوران فرد که در بین اساتید و دانشجویان به چهره ای دوست داشتنی ، پرکار و قانونمند مشهور شده اند از سال 1388 تا کنون عضو شورای آموزشی دانشگاه آزاد گچساران می باشند.
نامبرده تاکنون بیش از 20 مقاله علمی- پژوهشی در مجلات و کنفرانسهای معتبر ملی و بین المللی به چاپ رسانده اند.
عضویت در انجمن مهندسین شیمی ایران و مهندسان نفت ایران (ISPE) و نیز داوری تعداد زیادی از مقالات این انجمن ها از دیگر افتخارات ایشان است.
مهمترین دروس مهندسی شیمی و نفت که دکتر پوران فر به تدریس آن مشغول هستند عبارتند از :
عملیات واحد - مهندسی مخازن- ریاضیات مهندسی- ترمودینامیک(2) - انتقال جرم - انتقال حرارت- مکانیک سیالات و ..........
ضمن تشکر و قدر دانی از زحمات ایشان موفقیت و بهروزی روز افزون در انجام وظایف محوله و همچنین ترقی هرچه بیشتر قله های افتخار را برایشان از خداوند متعال مسئلت داریم%
لوگوی شبکه جدیدی با نام PLAY MOvies در ماهواره نایلست روی ایر رفت. این شبکه همانند شبکه های مشهور عربی mbc و فاکس به پخش فیلمهای بین المللی بپردازد.. لازم به ذکر است که شبکه مشابه play با نام time movies هم اکنون از پخش فیلمهای بین المللی و هالیوودی دست کشیده و به پخش فیلمهای عربی روی آورده است.این شبکه حدود یک ماه دیگر برنامه های خود را آغاز میکند. نایلست 11393 ورتیکال 27500
***********
اداره ارتباطات انگلستان (آفکام) تمامی فعالیتهای رسانه ای شبکه "پرس تی وی " که یک کانال ماهواره ای متعلق به جمهوری اسلامی است و برنامه های خود را به زبان انگلیسی تهیه و پخش می کند را، در این کشور ممنوع کرد.
وب سایت خبری این شبکه با تائید خبر فوق در قالب گزارشی انتقادی از ممنوعیت کلیه فعالیتهای رسانه ای این شبکه در بریتانیا خبر داده و اعلام کرده که نه تنها فعالیت این رسانه در خاک بریتانیا ممنوع شده بلکه اداره ارتباطات انگلستان تصميم گرفته است که شبکه ايراني پرس تيوي را از سرويس پخش ماهواره "اسکاي" حذف کند.
این وب سایت در ادامه مطلب خود مدعی شده است که« اين تصميم که نقض قوانين رسانههاي انگليس به شمار ميرود، تحت فشار بعضي از اعضاي خانواده سلطنتي انگليس و دولت اين کشور روي سازمان "آفکام "انجام گرفته است.
پس از اینکه آخرین بار از خانواده عروس که خود همه کاره بودند نه شنیدم تصمیم گرفتم که حالاحالاها قید ازدواج را بزنم وبنشینم درخانه ور دل پدرومادر!خلاصه از قرار معلوم دیگر پدر ومادر هم ناامید شده بوند.تا اینکه در یکی از روزهای خوب بهاری که کلاغهاچه چه! می زدند به خانه یکی از دوستان پدر دعوت شدیم،درآنجا گرم صحبت با جناب مدعی النظر (یعنی همان دوست پدرم شدیم) او در مورد بحث ازدواج به گونه ای صحبت کرد که من خیال کردم که او یک فرشته است وهمین طور که می گوید همین طور هم اهل عمل است وحاضر است دخترش را به من بدهد آن هم با این ادعاها!(بله پسر سالمش خوبه،انسانیت باید باشه،پول مهم نیست،زندگی اولش سختی داره باید با هم بسازند.)خلاصه من که از این نظرات جناب مدعی النظر بس در خودم وپوستم نمی گنجیدم سریع تصمیم گرفتم که این بار با پدرومادرم به خواستگاری دختر جناب مدعی النظر(طبل توخالی) برویم.
خلاصه جناب مدعی النظر با دیدن بنده پرسید شما شغلتان چیست؟
من :روزنامه نگار هستم!
بابای عروس(مدعی النظر):آخه مرتیکه روزنامه نگاری هم شد شغل!
بابای عروس:خونه چی، داری؟
من:نخیر،اگر خدا بخواهد وبتوانم غلام شما بشوم قرار است اجاره کنم!
بابای عروس:چی اجاره!!ماشین داری؟
من:بله یه پراید!
ابن را که گفتم بابای عروس فریاد کشید تو چطور به خودت جرات داده ای وجسارت کردی وتوانایی انجام چنین بی احترامی بزرگی داشتی که با این شرایط به خواستگاری دخترم آمده ای !(انگار داشت درباره ملکه انگلستان صحبت می کرد) خلاصه من هم گفتم که به انگیزه معیارهایی که در آن روز مطرح کردید آمدم جلو!او هم نه گذاشت ونه برداشت ودر یک حرکت استثنایی!گفت :تو شکرخوردی با....من آن معیارها را برای دختر مردم گفتم نه برای دخترم!اصلا تو می دانی دختر من کیست؟
خلاصه من هم ادامه دادم ببخشید خودتان آن روز گفتید :پسر سالمش خوبه،اول زندگی پول زیاد مهم نیست ،باید با هم بسازند واین حرفا!!
او هم جواب داد :شنونده باید عاقل باشه ،آن حرف برای دختر مردم بود،الان هم تا این دسته گل که آرودی نکردم تو حلقت!پاشو برو،دیگر هم فکر دخترمن که فخر دختران ایران ،تاج دختران مشرق زمین،بی همتای آُسمان وزمین را هم نکن!
خلاصه من که دیگر از حرفهای جناب مدعی که اکثر توصیه هایش برای مردم بود ناامید شده بودم روانه خانه شدم در راه با عقل نیمه آکبندم به نتایجی شگرف دست پیدا کردم.
که آنها را دراینجا برای شما دوستان ذکر میکنم تا از تجریبات با ارزش من استفاده کنید ومثل من ضایع نشوید.
1-اکثر کسانی که درمورد ازدواج آسان صاحب نظر هستند وبه نوعی کرسی تدریس!!نظر دارند،در موقع عمل دقیقا برعکس نظرهای خود هستند.
2-همه آنها فکر میکنند که دخترشان فخر دختران عالم است که انگار خدا مثل او نیافریده!
3-اگر کم پول داشته باشید جو علق محسوب می شوید!درواقع ملاک جوعلق بودنتان پول است.
تست کارت شبکه National Geographic Farsi روی ماهواره یوتلست دبلیو 3 روی ایر رفت. این شبکه که سومین شبکه نیوز کرپریشن به فارسی میباشد جایگزین تست فارسی1 شده که چند روز پیش روی ماهواره فوق روی ایر رفته بود. این شبکه قرار است از 2 روز آتی شنبه 15-10-2011 کار خود را آغاز کند. یوتلست دبلیو3 10721 ورتیکال 27500
******
دوستان گرامی مجددا آدرسهای دیگر بلاگ اسپات ما نیز فعال شدند... شما میتوانید اخبار ما را در هرکدام از آدرسها دنبال کنید.
به گزارش «ایسنا»؛ بخشی از «دیوار چین» در کشور آسیایی چین که در دوران سلسله «مینگ» در فاصله سالهای 1368 تا 1644 احداث شده، به دلیل فعالیتهای اکتشاف یک معدن غیر قانونی در نزدیکیاش فرو ریخت.
به گزارش یونایتدپرس، چند روز قبل در بخش شرقی ـ غربی دیوار چین در منطقه «لاییوآن کانتی» در شمال استان «هبی» در جریان فعالیتهای اکتشاف یک معدن غیرقانونی، بخشی از این اثر تاریخی منحصر به فرد فرو ریخت.
تخریب بخشی از دیوار چین در شرایطی صورت میگیرد که در ماه سپتامبر یکی از مقامات فرهنگی چین اعلام کرد که در قالب یک پروژه شش میلیون دلاری، بخشهایی از دیوار چین تا پایان سال 2012 مرمت میشود.
در قالب این پروژه، بخشهایی از دیوار چین شامل 25 برج دیدهبانی که در حومه شهر «پکن»، پایتخت چین واقع شدهاند، مرمت و استحکام بخشی میشوند.
پروژه مرمت بخشهایی از دیوار چین در شرایطی صورت میگیرد که باستانشناسان چینی در ماه می در جریان کاوشهای خود در محوطهای در منطقهای کوهستانی در شمال شرقی چین موفق به کشف خشتها و سنگهایی شدند که تشکیل دهنده بخشی از دیوار چین در صدها سال قبل بودهاند.
این بخش از دیوار در زمان حکومت سلسله «مینگ» و در فاصله سالهای 1368 تا 1644 میلادی در ارتفاعات شهر «سویژونگ» در استان «لیائونینگ» بنا شده، اما از آنجایی که هیچگونه اقدامی برای حفاظت از این بخش از دیوار چین تاکنون صورت نگرفته، بقایای این اثر تاریخی برای مردم محلی ناشناخته بوده و طی سالها از خشت و سنگ آن برای ساخت خانه استفاده میشده است.
در روزهای نخستین ماه فوریه نیز باستانشناسان چینی در جریان کاوشهای خود در در استان «لیائونینگ»موفق به کشف بقایای دیوارهایی چوبی شدند که میتواند نظریات فعلی درباره ساخت تمامی بخشهای دیوار چین از سنگ و خشت را نقض کند.
بر اساس بررسیهای اولیه باستانشناسان، بخشهای چوبی دیوار چین با استفاده از چوب درختان بلوط و بید در سالهای حکومت سلسله امپراطوری «ژینگ» بر سرزمینهای تمدن چین باستان در فاصله سالهای 1636 تا 1911 میلادی ساخته شده است.
دیوار چین یکی از عجایب هفتگانه جهان شمرده میشود و در جهان به لحاظ زمان ساخت طولانیترین و بزرگترین مهندسی تدافعی نظامی در قدیم است. این دیوار در نقشه جغرافیایی چین 7000 کیلومتر امتداد یافته است.
تاریخ ساخت دیوار چین به قرن 9 قبل از میلاد باز میگردد. حکومت وقت چین برای جلوگیری از حملات ملیتهای شمالی، برجهای آتش برای خبررسانی و یا قلعههای مرزی برای حصول اطلاعات دشمن را در ارتباط با دیوار و بر روی آن ایجاد کرد.
دیوار چین یکی از عجایب هفتگانهی جهان و از بزرگترین بناهای تاریخی دنیا محسوب میشود.
این اثر تاریخ در سال 1987 در فهرست میراث جهانی سازمان «یونسکو» به ثبت رسید.
قابل توجه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد گچساران
به اطلاع می رساند ساعت امتحانی بعضی از دروس در دوره تابستان سال 1390 با عنایت به ماه مبارک رمضان به شرح ذیل تغییر یافته است .فتح الله مهدی پور مدیر آموزش دانشگاه آزاد گچساران ضمن تبریک این ماه عزیز خاطر نشان کردندطبق تصمیماتی که در جلسه بررسی این موضوع با معاونت آموزشی دانشگاه آزاد داشتند ، با تغییر ساعت امتحان بعضی دروس در ماه مبارک رمضان موافقت کردند.
لذا توصیه می شود جهت اطلاع بیشتر از تغییرات صورت گرفته به سایت آموزشی به آدرس 217.219.21.140