HOME PAGE | E-MAIL TO ADMIN | RSS | FOVORITE | SET HOME PAGE | SAVE PAGE AS | ADMIN PROFILE

منوي اصلي

v صفحه نخست
v پروفايل مدير وبلاگ
vپست الکترونيک
v آرشيو وبلاگ
vعناوين مطالب وبلاگ
vتماس با ما

آرشیو مطالب

1390
لينك باكس و بنر
پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به سايت جدیدترین نرم افزار روز دنیا | عکس | فیلم | بازی | اس ام اس | خوش آمديد . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ ياري رسانيد . براي سريع تر رسيدن به مطلب مورد نظر از آرشيو موضوعي استفاده كنيد همچنين ميتونيد به آرشيو مراجعه كنيد. براي تبادل لينك , لوگو ,بنر يا آر اس اس از طريق نظرات به ما اطلاع دهيد .
<no title>

در انتظاردیدنت به دشت غم نشسته ام

رها مکن دل مرا بیا که دل شکسته ام

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...

ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...

کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...

کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم

و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است

میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...

کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...

میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود

 میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ...

انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ...

شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهيه . اما معنيش رو شايد سالها طول بکشه تا بفهمي !

تو اين کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شير مي خواد!

تنهايي ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا اميدي ، شکنجه رو حي ،دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ؛

هق هق شبونه ؛ افسردگي ، پشيموني، بي خبري و دلواپسي و .... !

 براي هر کدوم از اين کلمات چند حرفي که خيلي راحت به زبون مياد

و خيلي راحت روي کاغذ نوشته ميشه بايد زجر و سختي هايي رو تحمل کرد

 تا معاني شون رو فهميد و درست درک شون کرد !!!

متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد... و قبل از همه ی اینها متنفرم

 از انتظار ... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد :
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 23 بهمن 1390 توسط Ebrahim Kalate Rahmani | لينك ثابت |
<no title>

 

http://files.myopera.com/softshop1/files/new-----.JPG

سر کلاس درس معلم پرسید:هی بچه ها چه کسی می دونه عشق چیه؟

هیچکس جوابی نداد همه ی کلاس یکباره ساکت شد همه به هم دیگه نگاه می کردند ناگهان لنا یکی از بچه های کلاس آروم سرشو انداخت پایین در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا 3 روز بود با کسی حرف نزده  بود بغل دستیش نیوشا موضوع رو ازش پرسید .بغض لنا ترکید و شروع کرد به گریه کردن معلم اونو دید و گفت:لنا جان تو جواب بده دخترم عشق چیه؟

لنا با چشمای قرمز پف کرده و با صدای گرفته گفت:عشق؟ دوباره یه نیشخند زدو گفت:عشق... ببینم خانوم معلم شما تابحال کسی رو دیدی که بهت بگه عشق چیه؟

معلم مکث کردو جواب داد:خب نه ولی الان دارم از تو می پرسم لنا گفت:بچه ها بذارید یه داستانی رو از عشق براتون تعریف کنم تا عشق رو درک کنید نه معنی شفاهیشو حفظ کنید

 و ادامه داد:من شخصی رو دوست داشتم و دارم از وقتی که عاشقش شدم با خودم عهد بستم که تا وقتی که نفهمیدم از من متنفره بجز اون شخص دیگه ای رو توی دلم راه ندم برای یه دختر بچه خیلی سخته که به یه چنین عهدی عمل کنه. گریه های شبانه  و دور از چشم بقیه به طوریکه بالشم خیس می شد اما دوسش داشتم بیشتر از هر چیز و هر کسی حاضر بودم هر کاری براش بکنم هر کاری...

من تا مدتی پیش نمی دونستم که اونم منو دوست داره ولی یه مدت پیش فهمیدم اون حتی قبل ازینکه من عاشقش بشم عاشقم بوده چه روزای عشنگی بود  sms بازی های شبانه صحبت های یواشکی ما باهم خیلی خوب بودیم عاشق هم دیگه بودیم از ته قلب همدیگرو دوست داشتیم و هر کاری برای هم می کردیم من چند بار دستشو گرفتم یعنی اون دست منو گرفت خیلی گرم بودن عشق یعنی توی سردترین هوا با گرمی وجود یکی گرم بشی .عشق یعنی حاضر باشی همه چیزتو به خاطرش از دست بدی .عشق یعنی از هر چیزو هز کسی به خاطرش بگذری .اون زمان خانواده های ما زیاد باهم خوب نبودن اما عشق من بهم گفت که دیگه طاقت ندارم و به پدرم موضوع رو گفت پدرم ازین موضوع خیلی ناراحت شد فکر نمی کرد توی این مدت بین ما یه چنین احساسی پدید بیاد ولی اومده بود پدرم می خواست عشق منو بزنه ولی من طاقت نداشتم نمی تونستم ببینم پدرم عشق منو می زنه رفتم جلوی دست پدرم و گفتم پدر منو بزن اونو ول کن خواهش می کنم بذار بره بعد بهش اشاره کردم که برو اون گفت لنا نه من نمی تونم بذارم که بجای من تورو بزنه من با یه لگد اونو به اونطرف تر پرتاب کردم و گفتم بخاطر من برو ... و اون رفت و پدرم منرو به رگبار کتک بست عشق یعنی حاضر باشی هر سختی رو بخاطر راححتیش تحمل کنی.بعد از این موضوع غشق من رفت ما بهم قول داده بودیم که کسی رو توی زندگیمون راه ندیم اون رفت و ازون به بعد هیچکس ازش خبری نداشت اون فقط یه نامه برام فرستاد که توش نوشته شده بود: لنای عزیز همیشه دوست داشتم و دارم من تا آخرین ثانیه ی عمر به عهدم وفا می کنم منتظرت می مونم شاید ما توی این دنیا بهم نرسیم ولی بدون عاشقا تو اون دنیا بهم می رسن پس من زودتر می رمو اونجا منتظرت می مونم خدا نگهدار گلکم مواظب خودت باش 

لنا که صورتش از اشک خیس بود نگاهی به معلم کردو گفت: خب خانم معلم گمان می کنم جوابم واضح بود معلم هم که به شدت گریه می کرد گفت:آره دخترم می تونی بشینی

لنا به بچه ها نگاه کرد همه داشتن گریه می کردن ناگهان در باز شد و ناظم مدرسه داخل شدو گفت: پدرو مادر لنا اومدن دنبال لنا برای مراسم ختم یکی از بستگان

لنا بلند شد و گفت: چه کسی ؟ ناظم جواب داد: نمی دونم یه پسر جوان

دستهای لنا شروع کرد به لرزیدن پاهاش دیگه توان ایستادن نداشت ناگهان روی زمین افتادو دیگه هم بلند نشد

آره لنای قصه ی ما رفته بود رفته بود پیش عشقش ومن مطمئنم اون دوتا توی اون دنیا بهم رسیدن...

(´´•.¸(´´•.¸ ¸.•´´) ¸.•´´)
«   Only For My Love    » 
(¸.•´´(¸.•´´ ´´•.¸)´´ •.¸)
¸.•´
( ´•.¸
´•.¸ )
¸.•)´
(.•´
´*.
*´¨)
¸.•´¸.•*´¨) ¸.•*¨)

(¸.•´ (¸.•´ ***** دوستت‌دارم H&R ________xxxxxxxxx______xxxxxxxxx
_____xxxxxxxxxxxxxx___xxxxxxxxxxxxx
_____xxxxxxxxxxxxxxxx_xxxxxxxxxxxxxx
_____xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
______xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
_______xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
_________xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
____________xxxxxxxxxxxxxxxxx
_______________xxxxxxxxxxxx
_________________xxxxxxxxx
__________________xxxxx
___________________xxxx
___________________xxx
__________________xx
_________________x
______________ عشق منی
_____________ عشق یعنی دیده بر در دوختن
________ عشق یعنی در فراقش سوختن
__________
عشق یعنی انتظارو انتظار
 
 
 
 
عشق از دیدگاه متولدین ۱۲ ماه سال
 

متولدین فروردین ماه :به سوی من بیا
تاتو را حس کنم
و دنیا خواهد دید
داستان عشقی سوزان را
که شعله اش در قلب من خواهى بود

به هنگام عاشقی گویی در دنیای شوالیه ها و پرنسس ها سر میکند.
قلبا عاشق است و در عشق پا بر جاست.

متولدین اردیبهشت ماه :عشق را در چشمان من بنگر
چهره ی بر افروخته ام را ببین و عشق را حس کن
به صدای نفس های من گوش کن
و بشنو ترانه ی عشق را

عاشقی بی قرار است و کمرو ولی پرشهامت.
موسیقی بر او تاثیر فراوان دارد.


متولدین خرداد ماه :
با من به رویا بیا به رویای عشق
بیا تا بر فراز بلندترین کوه گام نهیم
بیا تا در ژرف ترین اقیانوس شنا کنیم
بیا تا به دورترین ستاره ها پر کشیم
بر عشق ما هیچ چیز ناممکن نیست

بهترین عاشق دنیاست و گفتارها و دل او پر ز رویاهای عاشقانهاست.


متولدین تیر ماه :
بهشت هیچ است
دربرابر گام برداشتن در کنار تو
در شبی زیبا
زیر نور ماه

دلی نازک و پرز محبت دارد و از دل سوختن می هراسد.


متولدین مرداد ماه :
گویی خورشید گرمای خود را از دست داده است
و گل های سرخ عطری ندارند
و ستارگان دیگر نمیخوانند
آن گاه که چشم می گشایم و می بینم
با تو نیستم

عاشق پیشه است وبی عشق زندگی نمی کند.


متولدین شهریور ماه :
شاید به نظر برسد که عاشق نیستم
شاید به نظر برسد که نمی توانم عاشق باشم
شاید به نظر برسى که حتی نمی خواهم عاشق باشم
ولی نه در برابر عشقی مانند عشق من به تو
که تا آخرین لحظه عمر آن را در قلبم نگاه خواهم داشت

عشق او شعله ای کوچک ولی جاودان است و در پی عشقی حقیقی است.


 


متولدین مهر ماه :
با پر شورترین گفتارهای عاشقانه
با ماجراهای عاشقانه ای که خواهیم داشت
با فداکاری هایم درراه عشق به تو
خواهی دید که چگونه دوستت دارم

در امور عشقی ورزیده است وزندگی اش پر ز ماجراهای عاشقانه است .. . .
زن متولد مهر عشق خود را در عمل نیزبه اثبات می رساند.


متولدین آبان ماه :
در التهاب شنیدن ترانه ی گام های تو هستم
که به سوی من می آیی
و عاشقم بر انتظار آن لحظه که تو رادر کنار خود حس کنم
دوستت دارم

هیجان عشق برای او زیبا و پر جاذبه است ودر عشق صادق است.


 


متولدین آذر ماه :
نجوایی از سوی تو
نگاهی کوتاه از تو
لبخندی شیرین بر لبان زیبایت
و من خود را غرق در عشق می یافتم

خوش بین است و راستگو. شاید نگاهی شاعرانه به عشق داشته باشد.


متولدین دی ماه :
روزها ماه ها و سال هامی گذرند
و شاید هیچ چیز عوض نشود
جز من
که بیش از پیش عاشق گشته ام

شاید در ظاهر بی احساس باشد ولی قلبی گرم و پر ز عشق دارد.


متولدین بهمن ماه :
می خواهم آزاد زندگی کنم
بسان پرندگان مهاجر
ولی قفسی ساخته از عشق تو
جایی است که همواره روبه آن خواهم داشت

عشق خود را دیر ابراز می کنى و عاشق آزادی است. اولین عشق او قلبش را به تپش در می آورد و هرگز فراموش نخواهد شد.


متولدین اسفند ماه :
من آنی نیستم
که بی عشق زندگی را سر کنم
آن گاه که در رویایی عاشقانه هستم
و چشمانم را میگشایم
و عشق رویایی ام را در تو می بینم

در عشق بی نظیر است.جذاب و پرنشاط است.احساساتی و رویایی است

 
http://i35.tinypic.com/2w21nqf.jpg


فال بوسه

امیدواریم با خواندن این فال بتوانید با شخصیت معشوقتان بیشتر آشنا شوید و ببینید که لبهایتان چه سرنوشت عشقی برای شما رقم می زند! 

 

فروردین

بوسه های شما تند و سریع و بسیار پرحرارت هستند که نشانگر حس شهوتران و لذت طلب شماست، اما این احساس داغ و سوزان خیلی زود فروکش می کند.

 اردیبهشت

بوسه های شما با تعلل صورت می گیرد اما بوسه هایی ژرف و با احساس هستند که پی در پی می آیند و می آیند و...

 خرداد

بوسه های شما با فوران خنده، لبخند و مسخره بازی قطع می شود.

 تیر

بوسه های شما گرم و لطیف است، و دوست دارید تا ابد به آن ادامه دهید...   

 مرداد

بوسه های شما وحشی و پراحساس، همراه با چنگ زدن و گاز گرفتن است. هیچگاه موقع بوسیدن از بروز احساسات خود جلوگیری نمی کنید و دوست دارید دیگران شما را به این خاطر تشویق کنند.

 شهریور

بوسه های شما بسیار دقیق، ظريف و ماهرانه است و معشوقتان زمانی متوجه آن می شود که شما کارتان را تمام کرده اید.

 مهر

آنقدر نگران وضعیت تنفستان هستید که نمی توانید خوب به بوسیدنتان بپردازید.

 آبان

شما خیلی زود از بوسيدن می گذرید و به سراغ......چیزی می روید که پشت سر آن برسد.

 آذر

بوسه های شما غافلگیر کننده و خود به خودی هستند که باعث می شود معشوقتان بیشتر و بیشتر طلب کند.

 دی

بوسه های شما لحظه ی خلاص شدن و آزادی از استرسی است که در طول روز اسیرتان کرده است.

 بهمن

بوسه های شما خیس و با کثیف کاری همراه است و هنگام بوسیدن چشمانتان را باز نگاه می دارید!

اسفند

بوسه های شما رویایی، خیال انگیز، عاشقانه و ابدی است. 
امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد :
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 23 بهمن 1390 توسط Ebrahim Kalate Rahmani | لينك ثابت |
دلم گرفته

سلام

حالم يه كم گرفته است دلم تنگ شده تو اين دو ماه باز به بودن خواهرم عادت كردم اما بايد بدونم هميشه در سال همين دو ماه پيش هميم و اونم بايد برگرده سر خونه و زندگيش ديشب خواهر بزرگمم ميخواستن برن سفر خيلي سخته در فاصله دو شب دور و بر آدم خلوت شه اون و شوهرش هم رفتن اما دو تا بچه اعجوبه اش پيش مامانم اند فكر كنم تا برگردن مامانم و ديونه كنن .

از اونجايي كه من عاشق ادكلن هستم و دوش ميگيرم خواهرم ادكلن شنلشو كه جديدترين شنل داد به من و گفت ميره از اونجا واسه خودش دوباره ميخره ديشب كه ميرفتم بدرقه خواهر بزرگم از ادكلن خواهرم زدم واي تا آخر شب حالم گرفته بود بوي خواهرم و ميداد و من حس ميكردم هست اما نبود خيلي دلم ميگرفت وقتي اومديم خونه به آقا كپله گفتم دلم گرفت ديگه از اين ادكلن نميزنم دلم واسه خواهرم تنگ ميشه اونم نه گذاشت نه بر داشت گفت خوب پس بذار تو توالت بزنيم جاي خوش بو كننده خيلي از حرفش ناراحت شدم اما چون فهميدم بدون فكر كردن يه چي پروند و منظوري نداشت فقط يه كوچولو دعوا كردم من از اين حرفها اونم پشت سر اعضاي خانواده ام خيلي دلگير ميشم و زود ناراحت ميشم در صورتيكه اگر توي روم به خودم فحش بدن اصلا ناراحت نميشم و حتي زحمت جواب دادن به خودم نميدم اما روي اعضاي خانواده ام مخصوصا پدر و مادرم خيليييييييييييييي حساس ام آقا كپله خوب اين قضيه رو ميدونه اما گاهي چي فكر ميكنه دست روي نقطه ضعفام ميذاره. ديگه اين روزا حال و هواي عجيبي دارم كه توصيف كردني نيست ...................................................

ديروز يه حرف خيلي قشنگي توي يه فيلم شنيدم يه كارگر به اربابش كه گردنبند الماس انداخته بود گفت: واي چقدر زيباست حتي نگاه كردن به الماس لذت بخشه اربابش گفت : به خاطر اينكه سنگ مقاوميه واسه همين ديدنش هم لذت بخشه، دقيقا مثل آدمها ، آدمهايي كه مقاومند و در برابر سختي ها اسقامت بيشتري دارن موفق ترند و نگاه كردن به اين آدمها هم لذت بخشه خيلي حرف قشنگي بود و واقعا از اون حرفهايي بود كه دو تا بال به من داد و پرواز كردم واقعا همينطوريه تلاش باعث پيروزي ميشه و پيروزي باعث اعتماد به نفس ميشه ياد تمام سختي هايي كه توي اين دو سال در تمام مدت كشيدم افتادم شايد مقابله با شكست هاي مالي راحت تر از شكستهاي روحي باشه من در اين مدت پشت سر هم از نظر روحي ضربه خوردم اما با همه ي سختي ها درسم و تموم كردم درسي كه اگر كسي جاي من بود شايد خيلي راحت نميتونست درسشم بخونه اما من وقت درس تمام سختي ها رو فراموش ميكردم و فقط به اين فكر ميكردم كه همين درس منو ميتونه نجات بده شايد يه روزي نه پدري نه مادري نه حتي همسري باشه اما اگر هيچ كدوم هم نباشن بايد بتونم به خودم تكيه كنم براي همين فكر ميكردم هيچ كدوم و ندارم كاش همه مشكلات مالي بودن مشكل مالي حل ميشه اما اين درگيري هاي روحي هستن كه آدمو فلج ميكنن من توي اون مدت مشكل مالي نداشتم اما تا ميشد مشكلات روحي داشتم هيچكس منو توي درسم ياري نكرد حتي پدر و مادرم همه فقط از نظر مالي منو ساپورت كردن اما هميشه از رشته ام ايراد گرفتن هميشه مخالفت كردن حتي وقتي خواستگار واسم ميومد بابام اعلام ميكرد من ازرشته دخترم راضي نيستم حتي چند بار به آقا كپله گفت نذار بره سر كار و كل دوران تحصيلم با بدبختي گذشت اما حالا كه تموم شده خوشحالم كه با وجود همه ي سختي ها به هدفم رسيدم با همه ي مشكلاتي كه شايد الان آقا كپله فراموش كرده باشه كه وقتي كارآموزي ميرفتم با چشم گريون منو راهي ميكرد و قبل از همه ي امتحاناتم منو عصبي ميكرد و هنوز نميدونم هدفش از آژيته (عصبي) كردن من چي بود؟ اما در هر حال تموم شد و من حتي اگر يه روز از عمرم مونده باشه به اصلي ترين هدفمم ميرسم و در حال تلاش هستم........................................
امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد :
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 23 بهمن 1390 توسط Ebrahim Kalate Rahmani | لينك ثابت |
جا به جایی خوب...........

سلام

بالاخره بعد از يه غيبت طولاني اومدم اين چند وقت خيلي سرم شلوغ بود يه جا به جايي بزرگ و سخت بالاخره اومدم به شهرخودم و اين اساس كشي منو پير كرد خيلي خيلي سخت بود هنوز درد دستم مونده و فكر نكنم به اين راحتي خوب شه بالاخره از شهري كه ازش متنفر بودم اومدم بيرون از بيمارستاني كه خيلي اونجا به من فشار اومد رفتم علوم پزشكي اينجا ساعت اضافه كاريم و گفتم  اونا خندشون گرفته بود آخه اينجا مثل اينكه حقوق پرستارا بيشتر رعايت ميشه مثل اونجا بيگاري نميكشن اين چند وقتي هم كه اينجا بودم نزديك رفتن خواهرم بود بيشتر با خواهرم بودم و دوباره يه 2ماه گذشت و اونم رفت واي كه اينجا برف ديدم دلم تنگ شده بود واسه اينكه صبح از خواب پاشم بيرون و كه نگاه ميكنم روي زمين برف ببينم  دلم واسه همه كوچه پس كوچه هاي شهر تنگ شده بود قبلا زياد اين شهر و دوست نداشتم اما حالا اين حس و ندارم به آقا كپله گفتم اساس كشي بعدي براي رفتن از ايران  من ديگه اساس كشي نميكنم حالم به هم ميخوره از اساس كشي مخصوصا با اين همه وسيله كه من دارم يه كاميون فقط بايد واسه كفشها و لباسامون بگيريم تازه خيلي از لباسا رو دادم به اين و اون من قبلا اصلا اينطوري نبودم اما اين آقا كپله منو مثل خودش كرد متاسفانه زورش بيشتر بود منو مثل خودش كرد كه كلي كفش و لباس داره و از خريد سير نميشه هر چقدر داشته باشه بازم از چيزي خوشش بياد ميخره كه اصلا كار درستي نيست ما هيچوقت نميتونيم پس انداز زيادي داشته باشيم  در هر حال خوشحالم از اين همه تغيير خوب.............................................................

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد :
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 23 بهمن 1390 توسط Ebrahim Kalate Rahmani | لينك ثابت |
و اما عشق.......

امروز يه منظره خيلي خيلي قشنگ ديدم يه پيرمرد كه شايد نود سالش بود زنش مريض بود و بستري شد حالش خيلي بد بود سطح هوشياريش پايين بود و به صداها واكنش نميداد پيرمرد بيچاره هي زنش و صدا ميزد وقتي ميديد جواب نميده هاي هاي گريه ميكرد اينقدر اين صحنه قشنگ بود كه هيچ كي به پير مرد نميگفت ساكت باش اينجا بيمارستانه واي يه پيرمرد با مزه اي بود يه پيرمرد روستايي شال دور سرش پيچيده بود اما تميز و مرتب واي منكه اين صحنه رو ديدم هم گريه ام گرفته بود هم خنده به خاطر اون همه زيبايي كه اون پير مرد با اون سن و سالش جلوي بچه هاش حاضر شده بود بدون غرور و تكبر رفتار كنه چون معمولا مردها در سن بالا چون نسل گذشته اند يه خصوصيات اخلاقي خاصي دارند و نسبت به همسرشون راحت ابراز احساسات نميكنن و گريه به خاطر اينكه واقعا پيرمرد و درك ميكردم پر از حس تنهايي بود و حس از دست دادن يه عشق زيبا و پاك واقعا دردناكه و آدمو به مرز جنون ميكشه پيرمرد حس تنهايي و با تمام وجودش داشت حس ميكرد صداي پيرمرد هنوز توي گوشهامه صدا ميزد خانوم جان و وقتي پيرزن هيچ جوابي نميداد باز هاي هاي گريه ميكرد و سرپرستارمون كه خانوم خيلي مهربونيه كنارش وايستاده بود و ميگفت عزيزم گريه نكن ناراحتش ميكني و دخترش كه سعي ميكرد پيرمرد و قانع كنه ببرتش بيرون و همه اش ميگفت بابا اينجا بيمارستانه اينجوري گريه نكن من با كاف فشارسنج وايستاده بودم و محو اين همه قشنگي بودم و به اين فكر ميكردم اگر يه روز به سن اين پيرزن برسم شوهرم منو اينقدر عاشقانه دوست خواهد داشت؟ يا اين همه مهر و محبت فقط به همين جا ختم ميشه و به همين چند سال اول زندگي؟ تا آخر عمر شبها بدون من نميخوابه يا فقط همين چند سال اينطوريه؟ چون شبها كه من شيفتم آقا كپله اصلا نميخوابه و هر يه ساعت اس ام اس ميده هر چقدر هم التماسش ميكنم بخواب ميگه من وقتي حضور تورو تو خونه حس نميكنم نميتونم بخوابم چرا دركم نميكني تو ميتوني راحت بخوابي بهش ميگم بخدا اگر تو هم اندازه من كار ميكردي توي شيفت شب همين سه ساعت زمان خوابي كه بهت ميدادن نميخوابيدي بيهوش ميشدي بخدا بعضي وقتا توي اورژانس براي پذيرش مريض تخت نداريم و روي پتو پذيرش ميكنيم دقيقا مثل بيمارستانهاي صحرايي و از وقتي آقا كپله فهميده و اومده وضعيت شلوغي و كارمو اونجا ديده ميگه اگر بميرمم نميذارم ديگه تو اورژانس كار كني مگه چقدر حقوق ميگيري كه با سلامتي خودت اينطوري بازي كني؟ البته نظر خودمم همينه ما آدمها به خاطر پول سلامتيمونو از دست ميديم و دوباره همون پولهارو خرج ميكنيم تا سلامتيمونو به دست بياريم من به خاطر پول سركار نرفتم من از كار كردن خوشم مياد اما توي اورژانس خر كاري بايد بكني به اندازه كافي سريع عمل كردن و ياد گرفتم ديگه نميمونم اورژانس چون واقعا آدم زود از پا در مياد اين چند وقت يا شيفت بودم يا خونه خواب بودم حس ميكنم افسردگي گرفتم گاهي وقتي شيفت تموم ميشه بيرون ميام خنده ام ميگيره كه اصلا رنگ روز و نديدم در هر حال اگر كاري كنن كه اين قشر زحمت كش جامعه كمتر مورد ظلم و ستم قرار بگيرن خيلي خوبه ما كه همه جور فحش و دري وري از هركسي ميشنويم بخدا مردم درك نميكنن چه فشاري و داريم تحمل ميكنيم اما باز هم با روي باز به استقبالشون ميريم به آقا كپله ميگم تو با نخوابيدنت فشار كاريمو ده برابر ميكني و همچينين همه اش جاي خسته نباشيد گفتن داري ميگي اين چه طرز شيفت گذاشتنيه هر روز تعطيل بيمارستاني تورو خدا تو منو درك كن ما كه از مردم ميشنويم از دكتر ميشنويم از مسئولا ميشنويم حداقل بذار خونه محيط امن و آرامش باشه بخدا كه شغل بدي داريم اين همه زحمت ميكشيم و هيچ كسي قدر نميدونه به حرفهاي بابام رسيدم كه از اولين روز مخالف رشته من بود و ميگفت بابا خيلي بايد صبور باشي هنوز بين مردم جا نيفتاده چطور با شما رفتار كنن راست ميگفت كتابهامو برداشتم و تصميم گرفتم براي كارشناسي ارشد بخونم و زبانمو به طور جدي براي رفتن ادامه ميدم مادرشوهرم هروقت تماس ميگيره ميگه اينجا تو بيمارستانها اصلا مريض ندارن همون تعداد كمي هم كه هستن هر دو نفر يه پرستار دارن منم خنديدم و گفتم چه دنياي عجيبيه بعضي مسايل اينجا رو واسش تعريف كردم باورش نميشد واسه همينه كه اونا نيرو كم دارن چون نميذارن فشار روي پرسنلشون بياد اما اينجا هر كدوممون گاهي پنج نفر پذيرش ميكنيم پنج يا شش تا مريض داريم و آخر هم مثل پيرزن معتاد امروز كه رگ گرفتم ازش و داروهاشو دادم داد ميزد خدا انشاالله جزاتو نو بده و منم با خنده گفتم دستت درد نكنه و همه بهش ميخنديدن................................................................................

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد :
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 23 بهمن 1390 توسط Ebrahim Kalate Rahmani | لينك ثابت |
تا حالا فکر کردی چه جور آدمی هستی؟

سلام

با گذشت هر روز بيشتر به بزرگي خدا و كوچك بودنم خودم  پي ميبرم واقعا ما چه جور آدمهايي هستيم؟ تا حالا به اين فكر كرديد؟ آدم تا يه دقيقه پيش چنان با غرور روي زمين گام برداره كه گويي هيچگاه مرگ برايش نيست اما دقيقه ايي بعد مرده باشه يا اينقدر ناتوان باشه كه حتي نتونه ادرارشو نگه داره واقعا زندگي كوتاه و زودگذره وقتي مريضهاي سكته مغزي رو ميبينم از خدا فقط يه چيزي ميخوام اونم اينه كه هيچوقت اونطوري نشم و ايستاده بميرم مرگم طوري باشه كه باعث خجالت و شرمم نشه خدايا با بدن قوي و سالم منو از اين دنيا ببر و خدايا شكرت به خاطر اين سلامتي پيرزن ديزوز منو خيلي تو فكر برد سكته مغزي بود و بي اختياري لدرار داشت اما خوب هوشيار بود ميفهميد ميتونست حرف بزنه فقط دچار همي پلژي سمت راست(فلج)و بي اختياري ادرار بود من رفتم تا واسش سوند بذارم معمولا اين از وظايف پرستاره اما پرستارا به خدمات ميسپارن اما من هيچوقت اينكارو نميكنم چون وظيفه منه و بايد استريل كار كنم من ميدونم غير استريل كار كردن چه ضرري به مريض ميرسونه اما خدمه اي كه شايد سيكل هم نداشته باشه نميدونه همه ميدونن حق ندارن تو كاراي من دخالت كنن واسه همين وسايلمو فقط آماده ميكنن رفتم سوند بزنم پيرزن گريه ميكرد و ناله ميكرد خدايا كارم به كجا رسيده و بي قراري ميكرد و با گريه ميگفت درد داره نميخوام سوند بزني منم با حوصله واسش توضيح دادم و راضيش كردم كه اينكارو بكنم و بالاخره رضايت داد خدايا منو ببخش كه خار شدن يه انسان و ميبينم و براش در خلوت خودم گريه ميكنم خدايا شكرت كه سالمم يا دختر 24 ساله اي كه ام اس داشت و عصبي بود مياد اورژانس فقط واسه تزريق آي وي آي جي و خيلي هم حساس بود و شلوغي اونجا عصبيش كرده بود من ازش عذر خواهي كردم داشتم كاراي تخت بغلي و انجام ميدادم كلي عذر خواهي كردم و گفتم كارم تموم شه پاراوانا رو واسش ميكشم تا راحت باشه من اشتباهي انجام نداده بودم اما ازش عذرخواهي ميكردم تا آرومتر شه و فكر نكنه به فكرش نيستيم و چون مريضه داريم اذيتش ميكنيم و چون به ما احتياج داره هر طوري بخوام باهاش رفتار ميكنم خيلي مراقبش بودم و همه اش بهش سر ميزدم و گفتم اگر اينجا راحت نيستي بگم جاتو عوض كنن هر جايي كه تو راحتي بذارنت اونم با مهربوني تمام گفت نه الان آرومتر شدم كه باهام حرف زدي مرسي كه به فكرمي و همه اش بهم سر ميزني خدايا شكرت به خاطر اين سلامتي آدمها خيلي ضعيف اند يا اون مرد ميانسالي كه آوردنش دخترش ميگفت حالش خوب بوده با هم رفته بوديم سينما اومديم بيرون يه دفعه افتاد و نميتونست بلند شه و وقتي آورده بودنش اونم همي پلژي گرفته بود و بي اختياري ادرار و گفتيم واسش پوشك بيارن خدايا يه مرد با اون همه غرور حالا پسرش بايد پوشكش ميكرد واي خدايا حتي با تصورش اشكهام جاري ميشه خدايا شكرت كه مادر و پدرم سالم هستن من اين روزا فقط بزگيه خدا رو ميبينم و كوچكي و حقارت خودم خوبه كه همه مون به اين مسائل فكر كنيم ...............................

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد :
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 23 بهمن 1390 توسط Ebrahim Kalate Rahmani | لينك ثابت |
<no title>

اين روزا همين خوبي و داره كه خيلي سرم شلوغه و حتي وقت فكر كردن و غصه خوردن و ندارم خواهرم اومده ايران ولي هنوز موفق نشدم برم ببينمش هر روز شيفتم و چه شيفتهايي اينقدر شلوغ كه حتي يه چاي نميرسم بخورم ديروز كه يه وضعي بود كه واي چشمتون روز بد نبينه اينقدر تخت اضافه كرديم و اكسترا گذاشتيم كه تا راهروي پشت اتاق عمل رسيد و اونجام تاريكه الحمدالله مهتابيهاشم سوخته بود با چراغ قوه از مريض رگ گرفتم خودم از وضع اونجا خنده ام گرفته بود بيمارستان صحرايي بود ديروز بدبختانه صبح عصر بودم وقتي رسيدم خونه يه چي خوردم و خوابيدم از صبح اونجا هيچي نخورده بودم يعني ظهر كه نهار آوردن ظرف و كه باز كردم بوي غذا حالمو بد كرد حس كردم دارم بالا ميارم از غذاي اونجا متنفرم و ترجيح دادم هيچي نخورم اما به آقا كپله نگفتم چون اگر ميفهميد ميومد واسم غذا بياره و چون حالش خوب نبود نميخواستم بياد. اما خيلي دلم گرفته از اينجا درسته من از صبح تا شب يا خيلي وقتام از شب تا صبح بيمارستانم اما از اين همه تنهايي دل گيرم وقتي ميبينم خيلي از همكارام بعد از اتمام كارشون ميرن خونه مامانشون يا خواهرشون يا مادر شوهرشون يا اگر غذا نرسن حاضر كنن ميدونن مادر شوهرشون هست و شوهرشون ميره اونجا اما من چي؟؟؟؟؟؟؟ خيلي دلم ميگيره اين همه دارم واسه درس آقا كپله سختي ميكشم اما اون بازم داره تنبلي ميكنه خيلي دلگيرم وقتي هم كه حرف ميزنم آخرش دعوامون ميشه واسه خودم جاي تعجب داره كه خواهرم بياد اونم بعد از يك سال من بعد از يك هفته بتونم برم ببينمش خيلي حالم گرفته است احساس زنده بودن ندارم من همون دختري ام كه توي جمع مخصوصا دوستام باعث خنده همه ميشدم و همه رو از ناراحتي در مياوردم حالا يا سنگ صبورشون ميشدم يا با شوخي و خنده بالاخره يه كاري انجام ميدادم حالا اينقدر تنهام من از اين شهر از مردمهاي اين شهر بيزارم با اينكه در روز به خيلي هاشون كمك ميكنم و به روي تمام مريض هام لبخند ميزنم و سر به سرشون ميذارم كه بخندن و كلي خوب باهاشون رفتار ميكنم كه كسي نيست كه من كارشو انجام بدم و دعا واسم نكنه به خاطر برخورد خوبم باهاشون، اما از همه چي اينجا دلگيرم حتي خنده هام الكي و بيخودن.......................................

محرم اومده و من دلگير تر از هر روزم توي اين ماه عجيب دلم ميگيره و محرم تنها ماهيه كه دلم ميخواد تهران باشم من واقعا محرم تهران و دوست دارم توي محرم تهران حال و هواي عجيبي واسم داره و تهرانيها عجيب واسه محرم احترام قائلن آقا كپله از دهه اول و كلا لباس سياه ميپوشه و من مخالف اين كارم رفتار و دل آدمها بايد حسيني باشه نه لباس تنشون سياه باشه اما هر كسي يه عقيده اي داره من بحث نميكنم اما اون اينطوري دوست داره و من واسه اعتقادش احترام قائلم....

با تو شعرام همگي رنگه بهاره

                                      با تو هيچ چيزي دلم كم نمياره

وقتي نيستي همه چي تيره و تاره

                                        كاش ببخشي تو خطاهام و دوباره

اي خداي مهربون دلم گرفته

                                  از اين ابر نيمه جون دلم گرفته

از زمين و آسمون دلم گرفته

                                  آخه اشكهامو ببين دلم گرفته

تو خطاهام و نبين دلم گرفته

                                  تو ببخش فقط همين دلم گرفته

توي لحظه هاي من شيرين تريني

                                         واسه عشق و عاشقي تو بهتريني

كاش هميشه محرم دلم تو باشي

                                      تو بزرگي اولين و آخريني

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد :
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 23 بهمن 1390 توسط Ebrahim Kalate Rahmani | لينك ثابت |
دلم گرفته

تو خونه نشسته بودم داشتم قابهاي عكسامونو گردگيري ميكردم شب مهمون داشتم دوستم و شوهرش ميخواستن بيان خدا رو شكر من هميشه با هر كسي دوست شدم دوست خوبي بوده تا حالا دوست بد نداشتم و توي دوستي خيلي شانس داشتم اين دوستمم اينجا تنهان اونم به خاطر شوهرش اينجاست شوهرش اينجا استاد دانشگاست. داشتم گردگيري ميكردم نا خودآگاه دلم تنگ شد آه كشيدم آقا كپله كه هميشه حسابي حواسش به منه گفت چرا آه كشيدي؟ گفتم دلم تنگ شده گفت واسه چي؟ گفتم واسه همه چي گفت مثلا؟ گفتم: مامانم اينا،دوستام،بيرون،گشتن تو شهر خودم،مغازه هاش،پاساژهاش، كلاس رفتنام كلاسهاي من هميشه راهنمايي و احمدآباد بود كلاس كنكورم،كلاس زبان فرانسه ام ، كلاس زبان انگيليسي و هميشه مركز خريدمون هم همون جا بود كلاس زبان فرانسه ام و هيچ وقت يادم نميره هميشه برگشتني با دوستم ساندويچ ميخورديم من عاشق ساندويچ پر سس ام البته الان زياد نميخورم چون نميخوام چاق شم، دلم واسه همه چي تنگ شده واسه پاساژ مهتاب كه هميشه همه كتابهاي اونجارو زير و رو ميكردم و كتاب ميخريدم مخصوصا از دوس پسرم     شوهرم چشاش گرد ميشه ميگه همون پير مردرو ميگي؟ ميگم آره همون. كتاباي تخصصي مو از مغازه اي كه ميخريدم فروشنده اش يه پير مرد بود وقتي ميرفتم چون ميدونست زبانم خوبه انگيليسي با هم حرف ميزديم خيلي خوشم ميومد يه پيرمرد تو اون سن اينقدر قشنگ زبان ميدونست و حرف ميزد كلي با من درد دل ميكرد من عاشق اينم كه اگر يه روزي سرمايه اشو داشته باشم يه كتابفروشي داشته باشم پيرمرد گوشهاش سنگين بود بايد داد ميزدي و چون شهر ديگه ايي دانشجو بودم نميشد برم اونجا كار كنم و گرنه حتما ميرفتم تو كتابفروشيش كار ميكردم من عاشق كتابفروشيم آقا كپله گفت آره ميرفتي اونم چند روز بعدش بهت پيشنهاد ازدواج ميداد نگاه نكن پيرمرد بوده از پيرمردا بيشتر بايد بترسي منم كلي خنديدم و گفتم واي كه چقدر حسودي آقا كپله       

شبهاي جمعه واي كه چقدر منو خواهرم جاسمين ساندويچ ميخورديم و هميشه مهمون خواهرم      

بعد از اينكه از ايران رفت با دوستم يا با دختر خاله ام هميشه به ياد اونروزا ميرفتيم جاسمين يا صبحهايي كه خواهرم ماشينو بر ميداشت بريم پارك پياده روي و ورزش اما روزاي جمعه مامانم با تهديد ماشينو بهمون ميداد خواهرم تازه تصميم گرفته بود رانندگي كنه و خيلي هم تند رانندگي ميكرد مامانم ميگفت به شرط اينكه فقط بريد پارك چون ميدونست جمعه ها اگر ماشينو بده ما ميريم طرقبه   بعد از راه رفتن ميرفتيم يكي از رستورانهايي كه صبحونه داشت بعد از صبحونه بر ميگشتيم مامانم نميذاشت بريم طرقبه ميترسيد با رانندگي خواهرم اتفاقي بيفته اما بالاخره كوتاه ميومد   .   واي كه چه روزاي بدي رو بعد از رفتن خواهرم داشتم اما الان ديگه چند سال گذشته و عادت كرديم به دوري و  اونم ازدواج كرده وقتي  مجرد بود گاهي زنگ ميزد به من و گريه ميكرد نميخواست مامان و بابا ناراحت شن واسه همين به من زنگ ميزد و ميگفت دلم ميخواد برگردم بي خيال درس شم خيلي تنهايي سخته اما خدارو شكر الان ديگه تنها نيست و بهش خوش ميگذره. الان نزديك اومدنشه و خوشحالم با اينكه هر سال بد موقعي مياد و وقت امتحاناست اما همينم خوبه دلخوشي ما شده آرزوي اومدن كريسمس و اومدن يه ماهه خواهرم امسال كه من امتحان ندارم اما آقا كپله داره و نميذاره من تنها برم قانون زندگيمون نميذاره و باز من پر از غم و اندوه ميشم دو ساله كه هميشه موقع اومدن خواهرم بين ما درگيري پيش مياد و من پر از غم وغصه ميشم و سكوت تنها يار من ميشه و اشك اين دوست قديمي گونه هام مرهم همه دلتنگي هام.................................................................................

و من اونروز قسم خوردم گفتم مامانت مياد ايران وقتي اومد من نميام ببينم تو تنها ميري يا نه اونم با جديت تمام گفت اگر نياي منم نميرم هروقت تو تونستي بياي منم ميرم مامانم و ميبينم. واقعا اين كارو ميكنم ميخوام طعم دلتنگي و خوب بچشه صبر ميكنم تا وقت اومدن مامانش و داداشش همه ي دلتنگي هامو تلافي ميكنم  چون ميدونم تا سر حد مرگ مامانش و داداششو دوست داره و حتي لحظه اي رو واسه ديدنشون از دست نميده چون اونا اينجا نيستن و ميدونه نميتونه خودش فعلا بره پيش اونا منو درك نميكنه اما من كاري ميكنم كه درك كنه من چي ميكشم خيلي رُك به خودش هم گفتم و خودش هم ميدونه من وقتي لج كنم هيچ كسي هيچكاري از دستش بر نمياد.
امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد :
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 23 بهمن 1390 توسط Ebrahim Kalate Rahmani | لينك ثابت |
همه چی عجیبه

واي از دست اين آقا كُپُل(شوهرم)من تو خونه اينطوري صداش ميزنم البته دوست دارم بهش بگم كپل چاق اما از كلمه ي چاق بدش مياد و ميگه منكه چاق نيستم راستم ميگه فقط يه كوچولو تپليه اونم هميشه منو جوجو خانم صدا ميزنه البته وقتي از دستم خيلي خيلي ناراحت باشه خانوم  صدام ميزنه يه بار رفته بوديم خريد توي مغازه هر دفعه ميگفت جوجو خانم فروشنده يه نگاه عجيب به آقا كپله و يه نگاه عجيب تر به من ميكرد كشيدمش كنار گفتم اينجا جنبه ندارن تو رو خدا ببين صدام ميزني چه طوري نگاه ميكنن تو رو خدا بيرون منو جوجو خانم صدا نزن اما بي فايده است چون عادت شده به قول داداشم بگي خانم فيله يا فيلي بهتره دلم واسش يه ذره شده با اينكه هر روز تلفني با هم حرف ميزنيم اما دلم واسش تنگ شده هر وقت هم كه زنگ ميزنه اولين سوالش اينه كي مياي؟ منم تا شمارشو ميبينم گوشي و بر ميدارم سريع ميگم معلوم نيست كي بيام و ميخنديم البته اين واسه داداشم عادت شده چون حتي وقتي 1ساعته كه افتاديم تو جاده و داريم بر ميگرديم زنگ كه ميزنه ببينه كجاييم ميپرسه كي دوباره بر ميگردين؟ من خيلي داداشم و دوست دارم اون  از من كوچيكتره و  هميشه باعث خنده ميشه يعني تو خانوادمون همه دوسش دارن يه پسر فوق العاده است به جز آقا كپُله كه گاهي بهش حسودي ميكنه و ميگه تو داداشيتو بيشتر از من دوست داري هر وقت بهت زنگ ميزنه تا ميگي الو خنده هات شروع ميشه حالا هي بگو بابا جون تو ديدي چه طوري حرف ميزنه چه چيزايي ميگه حرفهاي اونو من واست تعريف ميكنم خودت شروع ميكني به خنديدن مخصوصا وقتي از اتفاقات سر كلاس و دانشگاه ميگه واي كه اين پسرا چه بلاهايي سر اساتيد گرام ميارن.

امروز با يه شوكه بد بيدار شدم ساعت 7 صبح هواي باروني كه خواب خيلي دلچسبي بود تلفن خونه زنگ زد خواب آلود خم شدم و گوشي و از پايين تخت برداشتم واي آقا كپله با چه بغضي حرف ميزنه مثل برق گرفته ها از جام پريدم گفتم چي شده؟ گفت هيچي گاز استريل خونه داريم زمين خوردم. گفتم آره داريم و گوشي قطع شد يه آن به خودم اومدم يعني چي شده اون پوست كُلفتر از اين حرفاس به خاطر زمين خوردن بغض نميكنه وقتي اومد خونه وحشت كردم لباساش گلي شلوارش پاره پاهاش زخمي گفتم ببخشيد زمين خورديد يا تريلي از روتون رد شده گفت نه رفته بودم سوپر خريد اومدم رد شم يه موتور با كمال وحشي گري هلم داد افتادم تو جوي آب گفتم ببين آقا كپله تريلي هم از روي تو رد شه تو آدمي نيستي كه بلند بگي آخ چه برسه كه بغض كني چي شده؟ گفت با من هر كاري كنن مهم نيست ترسم به خاطر توئه اگر يكي از اين وحشيا سر راه تو بياد من چيكار كنم اين چه شهر مزخرفيه كه آدمهاش يه ذره انسانيت ندارن .

اينجا همينطوريه دو روز پيش يكي از همين موتوري ها ميخواسته كيف دوستمو بزنه وقتي موفق نشده دوستمو هل داده بود اونم زمين خورده بود و صورتش همه كبود بود. موتوري هاي اين شهر اعجوبه ان وقتي اورژانس بيمارستان بودم چيزايي ديدم توي اين شهر كه چي بگم يه بار يه زن بعد از دو روز تونسته بود از خونه فرار كنه از دست شوهرش بياد بيمارستان سرش بخيه ميخواست شوهرش كتكش زده بود واي كه من اون روز بعد از بيمارستان چقدر گريه كردم دستم ميلرزيد براي بخيه زدن از شدت خشم دستم ميلرزيد يه نامرد ضعيفتر از خودشو بزنه در حدي كه بخيه بخواد واي روزايي كه اورژانس بودم بعدش ميگفتم خدايا شكرت باز آقا كپله هر كاري بكنه منو نميزنه نهايت قهر ما يه شب تا صبح اونم هميشه سر لج كردن منه پشت ميكنم بهش ميخوابم و اونم خيلي از اين كار بدش مياد و با همون حال به طرف من ميخوابه اينقدر موهامو نوازش ميكنه كه يا برگردم يا خودش خوابش ببره .
امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد :
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 23 بهمن 1390 توسط Ebrahim Kalate Rahmani | لينك ثابت |
حلقه

                     دخترك خنده كنان گفت كه چيست

راز اين حلقه زر                                                راز اين حلقه كه انگشت مرا

                           اينچنين سخت گرفته است به بر

راز اين حلقه كه در چهره او                            اينهمه تابش و رخشندگي است

                           مرد حيران شد و گفت

حلقه خوشبختي است                                حلقه زندگي است

                           همه گفتند:مبارك باشد

 دخترك گفت:دريغا كه مرا                      باز در معني آن شك باشد

                            سالها رفت و شبي

زني افسرده نظر كرد برآن حلقه زر            ديد در نقش فروزنده او

                          روزهايي كه به اميد وفاي شوهر

                          به هدر رفته،هدر

زن پريشان شد و ناليد كه واي                 واي اين حلقه كه در چهره او

                           باز هم تابش و رخشندگي است

                          حلقه ي بردگي و بندگي است

                                                                  (فروغ فرخزاد)

خيلي خوب يادمه تهران بودم براي خريد حلقه رفته بوديم و از اونجاييكه انگشتهاي من خيلي خيلي ظريفه هر چي دستم ميكردم بزرگ بود كه طلافروشها همه ميگفتن كوچكتريت سايزارو ميديم طوريكه فهميدم انگشترها استانداردن انگشتهاي من غير استانداردن تا بالاخره از رينگي كه ميخواستم يه جا سايز انگشتم بود سعيد حلقه رو گرفت يه نگاه به سايز خيلي كوچيكش كرد و گفت خانومي چقدر دستات ظريفه فداي اين دستاي كوچيكت شم منم كلي سرخ و سفيد شدم و با خجالت دستمو گرفتم كه حلقه رو دستم كنه تا اون روز چون از انگشتر خيلي خيلي بدم ميومد و دستم نكرده بودم خودمم تعجب كرده بودم گفتم به قيافه ي غول انگشتام نميخورد اينقدر كوچيك باشن مگه نه؟ سعيد لبشو گاز گرفت گفت غول يعني چي؟ دستاي به اين ظريفي فرشته ها دستاي كوچيك و خوشگل دارن تو هم فرشته اي. از پاساژ كه بيرون اومديم من اين شعر و حفظ بودم به سعيد گفتم يه شعري ميخونم اما اميدوارم وصف حال من چند سال ديگه نباشه و اين شعر فروغ فرخزاد و واسش خوندم اونم با خوشحالي تمام گفت نميخوام اينقدر غمگين حرف بزني هيچوقت نميذارم اين اتفاق بيفته اما انگار يادش رفت..........................

دارم به حلقه اي كه گشاد شده نگاه ميكنم كه مجبور شدم از دست چپم درارم و بندازم دست راستم واقعا ازدواج حتي مجبورت ميكنه وقتي از انگشتر بيزاري اما دستت باشه اولين روزا اينقدر با حلقه ام مشكل داشتم كه حد نداشت هيچوقت نميتونستم انگشتر و تحمل كنم احساس بدي بهم دست ميداد اما حالا ديگه يه عادت شده.........................

 

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد :
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 23 بهمن 1390 توسط Ebrahim Kalate Rahmani | لينك ثابت |
<no title>

سلام به همه دوستاي خوبم:

نميدونم از چي ميخوام بنويسم فقط ميدونم دلم گرفته و ميخوام بنويسم هوا خيلي سرده تو اين سرما عروسي چون عروسي خودمون تابستون و تو گرما بود نميتونم تصور كنم عروسي تو هواي به اين سردي باشه. چقدر توي اين شهر عروس ميشن فكر نكنم اينجا دختر ترشيده وجود داشته باشه     هميشه عروسيه يكي از همسايه ها عروسي دارن و صداي اركسترشون تو خونه ماست ياد عروسيمون افتادم و اينكه چقدر رقصيدم خدارو شكر ما بد نميدونيم عروس زياد برقصه چون تو اين شهر عروسي رفتم و دوستامم ميگن عروس اينجا اگر زياد برقصه بد ميدونن و پشت سرش حرف ميزنن اما عروسي ما من و سعيد از اول تا آخر رقصيديم و همه مدل هم رقصيديم من كه تركي بلد نبودم اما الكي رقصيدم  ولي سعيد و مامانش خيلي قشنگ رقصيدن.ما چون خونمون توي اين خراب شده بود و اونجا خونه نداشتيم شب رفتيم هتل تو راه كه همه  با بوق بوق فراوان و حركات نا مزون و ترسناك ماشينهاشون ما رو همراهي مي كردن تو ماشين به سعيد گفتم يعني اين همه 4ماه دوندگي واسه جا واسه لباس سفره چي و چي فقط واسه همين چند ساعت؟؟؟؟؟؟؟ سعيد هم ميگفت چه زود تموم شد ايرادي نداره خانومي سالگرد ازدواج دوباره مفصل ترشو ميگيرم منم خنديدم گفتم مگه ديونه ام اين همه خرج دوباره . هتل اجازه نداده بود كاروان عروسي بياد تو محوطه هتل چون ديروقت بود اما ما بيرون هتل كلي رقصيديم و اون همه دوندگي واسه همون چند ساعت بود............ واي يادم افتاد استاد زبانمون گفته به انگليسي يه نامه به خدا بنويسيم راستي چه همه حرف با خدا دارم مهمترينشم  ترس اين چند وقته كه از ترس نه ميتونم برم آزمايش بدم نه ميتونم تو اين شك و ترديد بمونم خدايا من از مادر شدن ميترسم هنوز خيلي زوده      اما سعيد انگار نميترسه وقتي ميگم ماهي داريم خيلي خيلي مهربونتر ميشه همه اش قربون صدقه من و ماهي ميره وكلي خوشحاله دلم واسش ميسوزه چون من نميخوام الان مامان شم من خيلي بچه ام هنوز زندگيمون وضعيت ثابتي نداره نميخوام تو اين بلاتكليفي بچه هم درگير ما شه خدايا خواهش ميكنم تا وقتي از اين شهر نرفتيم اين اتفاق نيافته چون ايمان دارم همه چي به تو مربوط ميشه و هروقت تو اراده كني موجودي شكل بگيره اون بوجود مياد خدايا كمكم كن خيلي خيلي زياددددددددددددددددد.......

 

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد :
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 23 بهمن 1390 توسط Ebrahim Kalate Rahmani | لينك ثابت |
سفر

باز هم آمدي تو بر سر راهم            آي عشق ميكني دوباره گمراهم

دردا من جواني را به سر كردم          تنها از ديار خود سفر كردم

 

ديريست قلب من ازعاشقي سيراست        خسته از صداي زنجير است

دريا اولين عشق مرا بردي                   دنيا دم به دم مرا تو آزردي

دريا سرنوشتم را به ياد آور                   دنيا سرگذشتم را مكن باور

 

من غريبي قصه پردازم                      چون غريقي غرقه در رازم

گم شدم در غربت دريا                       بي نشان و بي هم آوازم

ميروم شبها تنها به ساحلها                  تا بيابم خلوت دل را

روي موج خسته ي دريا                    مينويسم اوج غم ها را

 

اين آهنگ و از اول را تا آخر راه گوش ميدم تموم كه ميشه دوباره از اول سعيد ناراحت ميشه كه من آهنگهاي غمگين گوش ميدم اما قصد من ناراحت كردنش بود از اول راه تا آخر همه اش بهانه گرفتم و دعوا كردم نميدونم چرا اما به يه تنهايي و دور شدن ازش نياز دارم قرار بود من و مامان بريم تهران كارامو انجام بدم اما سعيد فيلش ياد هندوستان كرد و دلش براي شهرش تنگ شد و گفت حالا كه بليط هم گيرتون نيومد بدون اينكه فكر كنه كلاس داره و نبايد غيبت كنه با ماشين راه افتاد كه بياد دنبال من و با هم بريم هرچي التماسش كردم كلاس داري نيا بي فايده بود و گفت من از تابستون تهران نرفتم دلم تنگ شده همه اش داريم ميريم پيش مامانت اينا در هر حال رفتيم و برگشتيم كلي خوشحال بود همه اش ميگفت به ياد اولين روزايي كه با هم بوديم ميريم فرحزاد شام بخوريم از اون آلوچه ها كه اولين بار يه عالم واست خريدم به ياد اون روزا قول ميدم بهت خوش بگذره اما حال و هواي من خوب شدني نبود من سازمان مركزي كار داشتم جايي كه هنوزم فكركردن بهش باعث غم و غصه ام ميشه جايي كه با چه اميد و خوشحالي رفتم كاراي انتقاليم و انجام بدم (قبل از ازدواج) اما گفتن نميشه دلايلت واسه انتقالي كافي نيست …………… سعيد راست ميگفت من كلا اون روزا رو فراموش كردم هنوز عقد نكرده بوديم براي اينكه بيشتر با خانواده اي سعيد آشنا شيم رفته بوديم تهران سعيد شام ما رو برد فرحزاد هوا خيلي سرد بود بين دو ترم من بود هم واسه اينكه خودشو جلو من لوس كنه هم واسه اينكه به خانوادم بگه من هواي دخترتون و دارم شايدم به خاطر عشق زياد نميدونم من گفتم آلوچه دوست دارم رفت پايين با يه پسر بچه كه دستش يه سيني بزرگ آلوچه بود برگشت گفت از هر نوعش واست خريدم من بهت زده نگاش كردم گفتم اين همه واسه من خريدي گفت آره اگه كمه برم بقيه اش هم بخرم وقتي گفت به ياد اون روزا ميريم فرحزاد تازه يادم افتاد من خاطرات و فراموش كردم چيزايي كه بايد فراموش كنم هنوز واسم زنده است و خاطراتي كه بايد يادم باشه فراموش شدن…….. تمام بدي اين روزام همينه سعيد دائم ميگه تو به اين مهربوني چرا بعضي وقتا سنگ ميشي؟ نميدونم اين روزا خيلي حالم بده تهران هوا عالي بود تو ذهنم همه اش همينه سئول،  اتوبان بابايي، نوبنياد، پاسداران ، نيستان، گلستان واي كه چقدر من و از نيستان پاس دادن گلستان به خاطر نبود جاي پارك سعيد ماشين و پارك كرد وقتي گفتن بريد گلستان سعيد گفت بارونه بيا با تاكسي بريم اما از جايي كه خريتم گل كرده بود گفتم تو با تاكسي بيا من رفتم اونم مجبور شد پياده بياد چتر بر نداشته بودم خيس خيس شديم اما خودم لج كردم كارم كه تموم شد اصلا نموندم كه بريم فرحزاد يا برم مانتو و بوت بخرم اصرار سعيد هم بي فايده بود اونم لجش گرفته بود اگر با مامانت مي اومدي خونه فاميلاتون ده روزم ميموندي چرا با من لج كردي منم فقط گريه گريه گريه خسته ام خسته ام خسته ام حرف نزن……………………………….

روزا بدي دارم دليل اين همه بد خلقيم حال و هوا و خاطرات دوران مجرديمه دوست دارم يكم از سعيد دور باشم اما نميذاره همون قانون مسخره كه هيچ شبي از هم دور نباشيم اما مگه حضرت علي(ع) نگفتن كه براي درك عظمت شكوه هرچي بايد قدري از آن دور شد؟؟؟؟ چرا ما نبايد از هم دور شيم؟ تاين و يك دوست خيلي خيلي خوب به من ياد داد روزايي كه تنهايي خوابگاه واسم زجر آور بود دوري از مامان بابا و برادرو خواهرام شكنجه بود آره من دور شدم اما قدرشونو بيشتر ميدونستم الان هم دورم اما الان حتي از خودم هم دورم نميدونم دارم كجا ميرم براي چي نفس ميكشم خيلي خسته ام چرا آدم بايد اينقدر بدبخت باشه كه براي جايي رفتن التماس كسي كنه البته من اگر هم بميرم التماس كسي جز خدا نميكنم ترجيح ميدم بميرم اما التماس نكنم…………………………………………………

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد :
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 23 بهمن 1390 توسط Ebrahim Kalate Rahmani | لينك ثابت |
هک سایت Www.Jeetkunedo-Markazi.Ir

با سلام دوستان.


قراره یه سری سایت جدید هک کنم.

گفتم برای اینکه خیلی وقته وبلاگ آپدیت نمیشه به صورته پست جدا بذارم.

امیدوارم خوشتون بیاد.

این اولیش:


آدرس سایت

لینک اثبات در سایت Zone-h


ادامه دارد...

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد :
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 23 بهمن 1390 توسط Ebrahim Kalate Rahmani | لينك ثابت |
هک اکانت تراوین Amin5600

با سلام دوستان.

همون طور که قبلا در این پست گفته بودیم قرار بود چندتا اکانت تراوین بزنیم.با این یکی و با قبلیش میشه 2تا.فکر کنم هنوز یکی دیگه مونده.


سرور:6

یوزر:Amin5600

پسورد قبلی:66555600

به این یکی قربانی باس بگم که:

تو که خیلی ادعات میشه بدو دنباله بازیت هیجی نیستی.دیگه نبینم شاخ بازی در بیاری عزیزم.


عکس اثبات:

ادامه دارد...

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد :
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 23 بهمن 1390 توسط Ebrahim Kalate Rahmani | لينك ثابت |
هک اکانت تراوین Soheyl.1998

با سلام دوستان.

همونطور که در این پست گفته بودیم قراره که چندتا اکانت تراوین هک کنیم.

خوب اینم اولیش همونطرو که قول داده بودیم

سرور:6

یوزر:Soheyl.1998

پسورد قبلی:soheyl

داش اینو باس قربانی میگم:

هیچی نیستی عزیزم بدو دنباله بازیت..

لینک اثبات در Zone-h (ابتدا لوگین شوید)

عکس اثبات:

ادامه دارد...

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد :
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 23 بهمن 1390 توسط Ebrahim Kalate Rahmani | لينك ثابت |
به زودی هک چندین اکانت تراوین


با سلام دوستان.

خیلی وقت هستش که دیگه هک نمیکنم چون حدودا از کارش زدم بیرون.هفته ی قبل هم سوال جواب نداشتیم چون نظرات کم بودش و به این علت نظارت کم بودن که مطلبی نبود که بخواد نظر بگیره.

به هرحال الآن من یوزر و پسورد دوتا اکانت تراوین رو دارم و بزودی هکشون میکنم و در وبلاگ قرار میدم تا مارو حداقل یادتون نره.

پس منتظر باشید..

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد :
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 23 بهمن 1390 توسط Ebrahim Kalate Rahmani | لينك ثابت |
پاسخ به نظرات دوستان 4


با سلام دوستان.

امروز بازم به سوالات شما پاسخ میدیم.

حتما ببینید.

پاسخ ها در ادامه مطلب...

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد :
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 23 بهمن 1390 توسط Ebrahim Kalate Rahmani | لينك ثابت |
آدرس های رسمی سایت

با سلام دوستان.

آدرس جدید وبلاگ رو اعلام میکنم.

2 آدرس اصلی داریم و همین 2تا هستن.

Www.HackerGharb.Blogfa.Com

Co.Cc.هکرغرب

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد :
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 23 بهمن 1390 توسط Ebrahim Kalate Rahmani | لينك ثابت |
پاسخ به نظرات دوستان 3


با سلام دوستان.

در این پست جواب نظرات شما رو میدیم.

طبق 1 شماره قبلی.

پاسخها در ادامه مطلب...

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد :
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 23 بهمن 1390 توسط Ebrahim Kalate Rahmani | لينك ثابت |
هک اکانت یاهو A_Boss_Cs


اکانت پس داده شد...!

با سلام دوستان.

خیلی وقت بود که اکانت یاهو نزده بودیم دلمون تنگ شده بود.

به هر حال گفتیم یه سری هم به دوران قدیم بزنیم.

آی دی:A_Boss_Cs

قربانی میتونه اکانتش رو پس بگیره.

عکس اثبات:

ادامه دارد...

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد :
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 23 بهمن 1390 توسط Ebrahim Kalate Rahmani | لينك ثابت |
پاسخ به نظرات دوستان 2

سلام به تمامی دوستان.

هفته ی قبل به طور کلی جواب دوستان رو دادم.اما این هفته دونه دوه کار میکنیم.

برای دیدن جواب سوالات به قسمت ادامه مطلب مراجعه کنید...

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد :
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 23 بهمن 1390 توسط Ebrahim Kalate Rahmani | لينك ثابت |
هک اولین اکانت تراوین Reza_King


اکانت پس داده شد...!

با سلام دوستان.

اینم اولین اکانت تراوین که توسط اینجانب هک شد.

وای چه حالی داد وقتی این رو هک کردم.چون باس یکی از دوستام بود که زیادی حرف میزد برای همین منم بهش فهموندم که اینجا بچه بازی نیستش.

اینم پسورد قبلیش باس خودش برای اینکه بفهمه الکی نیست.

لینک اثبات در سایت Zone-h

(برای دیدن لینک اثبات باید وارد اکانتتون بشید)

سرور:3x

پسورد:13766731


عکس اثبات:

برای دیدن عکس در سایز کامل و مشخص شدن هک شدن کلیک کنید

ادامه دارد...

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد :
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 23 بهمن 1390 توسط Ebrahim Kalate Rahmani | لينك ثابت |
ديكشنري ايستگاه،

ديكشنري ايستگاه، جهت سهولت ترجمه متون انگليسي در ويندوز طراحي شده. مهمترين مزيت اين ديكشنري، ترجمه كلمات انگليسي در كليه برنامه هاي ويندوز است. اين بدان معني است كه لازم نيست شما براي دانستن معني يك لغت، آنرا تايپ كنيد. بلكه كافيست كلمه مورد نظر خود را توسط ماوس، انتخاب كنيد و سپس با زدن كليدهاي (CTRL+Q) و يا (CTRL+F12) ديكشنري فعال شده و معني كلمه را، به شما نشان مي دهد.

دانلود دیکشنری

 

 

 

http://www.istgah.com/content/view/sel_325/id_23/

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد :
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 23 بهمن 1390 توسط Ebrahim Kalate Rahmani | لينك ثابت |
میلاد رسول اکرم,بر تمام مسلمانان مبارک باد

میلاد رسول اکرم,بر تمام مسلمانان مبارک باد

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد :
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 23 بهمن 1390 توسط Ebrahim Kalate Rahmani | لينك ثابت |
دهه فجر مبارک باد

t="" hspace=0 src="http://www.google.com/images?q=tbn:ANd9GcQnUvAcOLiyo9aaBB8LtBPqjluWlD9PI0qKojqkgFxMCACLMV8MJLO6tcg" align=baseline border=0>

فرارسیدن طلوع فجر انقلاب اسلامی مبارک باد

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد :
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 23 بهمن 1390 توسط Ebrahim Kalate Rahmani | لينك ثابت |
دومین مجمع و کارگاه دبیران رایانه منطقه2

 دومین مجمع و کارگاه دبیران رایانه منطقه2

با سلام واحترام،

  به اطلاع دبیران رایانه می رساند دومین مجمع و کارگاه دبیران رایانه منطقه2 توسط مهندس حاتمی مظفری با عنوان آموزش سخت افزار در تاریخ 25/11/90 از ساعت 14:15 الی 16:15 برگزار می گردد.مقتضی است جهت حضور فعال دبیران محترم رایانه و ریاضی اطلاع رسانی مطلوب انجام گردد.

مکان :بزرگراه شیخ فضل الله نوری- شهرک پاس فرهنگیان – خ اطاعتی شمالی – خ ارشاد-هنرستان مدرس

تلفن : 88260110-88260088

http://computergtehran.persiangig.com

computergtehran@yahoo.com

http://rayane-10.blogfa.com

g.rayane2@yahoo.com

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد :
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 23 بهمن 1390 توسط Ebrahim Kalate Rahmani | لينك ثابت |
ارائه مقاله

با سلام واحترام،

  به اطلاع دبیران رایانه می رساند  بر اساس موضوعات ارائه شده زیر مقالات خودشان را تا تاریخ 20/12/90 به گروه های آموزشی منطقه 2 تحویل دهند.

موضوعات مقاله:

-         بررسی تطبیق وضعیت اموزشی در درس رایانه ومحتوای ،آموزشی

-         ساخت کلیپ

-         لطیفه های  رایانه

-         تجربیات ارزنده ی رایانه

-         طرح درس

-          طراحی لوح فشرده

                                                              

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد :
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 23 بهمن 1390 توسط Ebrahim Kalate Rahmani | لينك ثابت |
تبلت تاشوی سونی وارد بازار شد

تبلت تاشوی سونی وارد بازار شد

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد :
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 23 بهمن 1390 توسط Ebrahim Kalate Rahmani | لينك ثابت |
نمایشگرهایی که کاملا لمسی می‌شوند

 نمایشگرهایی که کاملا لمسی می‌شوند

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد :
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 23 بهمن 1390 توسط Ebrahim Kalate Rahmani | لينك ثابت |
تسلیت ایام سوگواری

 

تسلیت ایام سوگواری سرور آزادگان ابا عبدالله الحسین(ع)

 

   فرا رسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی را خدمت تمامی دوستداران آن حضرت

تسلیت عرض می نماییم.

                                           

  

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد :
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 23 بهمن 1390 توسط Ebrahim Kalate Rahmani | لينك ثابت |
عناوين آخرين مطالب ارسالي
» نرم افزار ارسال اس ام اس با شماره دلخواه بدون محدودیت + راهنما
» عینک پلیس S8406
» عینک پلیس S8364
» عینک پلیس S8297
» عینک پلیس S2999
» عینک پلیس S8362
» نگین زیبایی دندان
» اتو مو هفت کاره
» موچین چراغدار
» گردنبند ماه تولد
» دزدگیر درب و پنجره
» موبر SunDepil
» آشنایی با 400 خط تولید درامد زا
» کتاب آموزش خیاطی نوین
» کتاب چهار فصل ازدواج
» کتاب رازهای جذب دیگران
» کتاب آنچه که زنان دوست دارند بشنوند
» کتاب جسارت عشق
» کتاب از آن تیپ دخترها نباشید
» کتاب زنانی که مردان عاشقشان می شوند
» کتاب چگونه مردان را به گوش دادن وادار کنیم
» کتاب صد و یک روش رمانتیک بودن
» کتاب چرا زنان خسته به نظر می رسند
» کتاب اعتماد به نفس
» کتاب شور و عشق زندگی
» چهار قانون طلایی لاغر شدن
» کتاب تغذیه کودکان
» کتاب میوه درمانی
» کتاب داروشناسی
» کتاب خانه داری
» کتاب داریوش کبیر
» مجموعه کارتونهای قدیمی
» آموزش بورس
» مدیران موفق
» راهنمای دریافت بورس تحصیلی از دانشگاههای خارجی
» مجموعه نمونه قرارداد ها
» مجموعه اساس نامه ها ،راهنمای ثبت شرکتها و مجوزها
» راهنمای ثبت اختراع
» پرسش و پاسخ مسائل تربیتی کودک و نوجوان توسط استاد دهنوی
» ژورنال عکس ساختمان و معماری
» مجموعه سخنرانی های دکتر علی شریعتی
» آموزش پخت ماهی
» 600 طرح توجیهی اقتصادی درآمدزا
» آموزش مکانیک خودرو پژو 405
» آموزش مکانیک خودرو سمند samand
» آموزشی قالیبافی و تابلو فرش
» آموزش دفاع شخصی
» آموزش پرورش شترمرغآموزش پرورش شترمرغ
» آموزش تعمیرات لپ تاپ
» مستند شاخص
» صد هزار کتاب،پروژه،پایان نامه و مقاله عمومی و تخصصی
» ماشینهای جادویی
» مدلهای آماده تری دی مکس پک شماره دو
» مدلهای آماده تری دی مکس پک شماره یک
» مجموعه نرم افزارهای سونی اریکسون سری K,W,Z
» گلچین صوتی مداحی و سینه زنی محرم
» آموزش شعبده بازی استاد کاوه
» آموزش ساخت گل شیشه ای نشکن
» سیزده غذای خوشمزه ملل مختلف
» نرم افزار تولید امواج مغزی
» مستند کریستیانو رونالدو
» مستند دفاع مقدس
» جادوگر موبایل 2
» مجموعه مستندهای National Geographic
» مجموعه نرم افزار برای پاکت پی سی
» مستند سرزمین اکتشافی ماموتها
» مستند مرگ مرد یخی
» گلچین مداحی حضرت فاطمه (س)
» مجموعه تصاویر مذهبی
» مستند شهادت آب
» مستند سیره عملی امام روح الله
» مجموعه ابزارهای فتوشاپ
» مستند همگام با دایناسورها
» گلچین مداحی نزار القطری
» آموزش فوتبال از مبتدی تا حرفه ای
» آموزش پرورش مرغ تخم گذار
» آنچه زنان باید درباره مردان بدانند
» آنچه مردان باید در مورد زنان بدانند
» مستند چنگیزخان مغول
» مستند دیکتاتور بزرگ هیتلر
» مستند بهشت پرندگان
» آموزش کامل زبان انگلیسیRosetta Stone
» پکیج کامل آموزش زبان انگلیسیTell Me More
» آموزش نقاشی چهره
» آموزش حرفه ای 3DS Studio Max
» مستند راز
» آموزش تکنیکها و مهارتهای کار با توپ
» عجایب فوتبال
» آموزش فوتبال دیوید بکهام
» آموزش حرفه ای فتوشاپ
» مجموعه کامل طراحی سایت
» لذت آشپزی با تیم مالزر
» 7000 زنگ موبایل
» موسیقی درمانی
» آموزش پر درآمدترین شغلها
» 8500 بازی موبایل
» نرم افزارهای موزیک سازی و تغییر صدا
» آموزش پخت پیتزا
صفحات ديگر
صفحات
صفحه قبل 1 ... 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 157 158 159 160 161 162 163 164 165 166 167 168 169 170 171 172 173 174 175 176 177 178 179 180 181 182 183 184 185 186 187 188 189 190 191 192 193 194 195 196 197 198 199 200 201 202 203 204 205 206 207 208 209 210 211 212 213 214 215 216 217 218 219 220 221 222 223 224 225 226 227 228 229 230 231 232 233 234 235 236 237 238 239 240 241 242 243 244 245 246 247 248 249 250 251 252 253 254 255 256 257 258 259 260 261 262 263 264 265 266 267 268 269 270 271 272 273 274 275 276 277 278 279 280 281 282 283 284 285 286 287 288 289 290 291 292 293 294 295 296 297 298 299 300 301 302 303 304 305 306 307 308 309 310 311 312 313 314 315 316 317 318 319 320 321 322 323 324 325 326 327 328 329 330 331 332 333 334 335 336 337 338 339 340 341 342 343 344 345 346 347 348 349 350 351 352 353 354 355 356 357 358 359 360 361 362 363 364 365 366 367 368 369 370 371 372 373 374 375 376 377 378 379 380 381 382 383 384 385 386 387 388 389 390 391 392 393 394 395 396 397 398 399 400 401 402 403 404 405 406 407 408 409 410 411 412 413 414 415 416 417 418 419 420 421 422 423 424 425 426 427 428 429 430 431 432 433 434 435 436 437 438 439 440 441 442 443 444 445 446 447 448 449 450 451 452 453 454 455 456 457 458 459 460 461 462 463 464 465 466 467 468 469 470 471 472 473 474 475 476 477 478 479 480 481 482 483 484 485 486 487 488 489 490 491 492 493 494 495 496 497 498 499 500 501 502 503 504 505 506 507 508 509 510 511 512 513 514 515 516 517 518 519 520 521 522 523 524 525 526 527 528 529 530 531 532 533 534 535 536 537 538 539 540 541 542 543 544 545 546 547 548 549 550 551 552 553 554 555 556 557 558 559 560 561 562 563 564 565 566 567 568 569 570 571 572 573 574 575 576 577 578 579 580 581 582 583 584 585 586 587 588 589 590 591 592 593 594 595 596 597 598 599 600 601 602 603 604 605 606 607 608 609 610 611 612 613 614 615 616 617 618 619 620 621 622 623 624 625 626 627 628 629 630 631 632 633 634 635 636 637 638 639 640 641 642 643 644 645 646 647 648 649 650 651 652 653 654 655 656 657 658 659 660 661 662 663 664 665 666 667 668 669 670 671 672 673 674 675 676 677 678 679 680 681 682 683 684 685 686 687 688 689 690 691 692 693 694 695 696 697 698 699 700 701 702 703 704 705 706 707 708 709 710 711 712 713 714 715 716 717 718 719 720 721 722 723 724 725 726 727 728 729 730 731 732 733 734 735 736 737 738 739 740 741 742 743 744 745 746 747 748 749 750 751 752 753 754 755 756 757 758 759 760 761 762 763 764 765 766 767 768 769 770 771 772 773 774 775 776 777 778 779 780 781 782 783 784 785 786 787 788 789 790 791 792 793 794 795 796 797 798 799 800 801 802 803 804 805 806 807 808 809 810 811 812 813 814 815 816 817 818 819 820 821 822 823 824 825 826 827 828 829 830 831 832 833 834 835 836 837 838 839 840 841 842 843 844 845 846 847 848 849 850 851 852 853 854 855 856 857 858 859 860 861 862 863 864 865 866 867 868 869 870 871 872 873 874 875 876 877 878 879 880 881 882 883 884 885 886 887 888 889 890 891 892 893 894 895 896 897 898 899 900 901 902 903 904 905 906 907 908 909 910 911 912 913 914 915 916 917 918 919 920 921 922 923 924 925 926 927 928 929 930 931 932 933 934 935 936 937 938 939 940 941 942 943 944 945 946 947 948 949 950 951 952 953 954 955 956 957 958 959 960 961 962 963 964 965 966 967 968 969 970 971 972 973 974 975 976 977 978 979 980 981 982 983 984 985 986 987 988 989 990 991 992 993 994 995 996 997 998 999 1000 1001 1002 1003 1004 1005 1006 1007 1008 1009 1010 1011 1012 1013 1014 1015 1016 1017 1018 1019 1020 1021 1022 1023 1024 1025 1026 1027 1028 1029 1030 1031 1032 1033 1034 1035 1036 1037 1038 1039 1040 1041 1042 1043 1044 1045 1046 1047 1048 1049 1050 1051 1052 1053 1054 1055 1056 1057 1058 1059 1060 1061 1062 1063 1064 1065 1066 1067 1068 1069 1070 1071 1072 1073 1074 1075 1076 1077 1078 1079 1080 1081 1082 1083 1084 1085 1086 1087 1088 1089 1090 1091 1092 1093 1094 1095 1096 1097 1098 1099 1100 1101 1102 1103 1104 1105 1106 1107 1108 1109 1110 1111 1112 1113 1114 1115 1116 1117 1118 1119 1120 1121 1122 1123 1124 1125 1126 1127 1128 1129 1130 1131 1132 1133 1134 1135 1136 1137 1138 1139 1140 1141 1142 1143 1144 1145 1146 1147 1148 1149 1150 1151 1152 1153 1154 1155 1156 1157 1158 1159 1160 1161 1162 1163 1164 1165 1166 1167 1168 1169 1170 1171 1172 1173 1174 1175 1176 1177 1178 1179 1180 1181 1182 1183 1184 1185 1186 1187 1188 1189 1190 1191 1192 1193 1194 1195 1196 1197 1198 1199 1200 1201 1202 1203 1204 1205 1206 1207 1208 1209 1210 1211 1212 1213 1214 1215 1216 1217 1218 1219 1220 1221 1222 1223 1224 1225 1226 1227 1228 1229 1230 1231 1232 1233 1234 1235 1236 1237 1238 1239 1240 1241 1242 1243 1244 1245 1246 1247 1248 1249 1250 1251 1252 1253 1254 1255 1256 1257 1258 1259 1260 1261 1262 1263 1264 1265 1266 1267 1268 1269 1270 1271 1272 1273 1274 1275 1276 1277 1278 1279 1280 1281 1282 1283 1284 1285 1286 1287 1288 1289 1290 1291 1292 1293 1294 1295 1296 1297 1298 1299 1300 1301 1302 1303 1304 1305 1306 1307 1308 1309 1310 1311 1312 1313 1314 1315 1316 1317 1318 1319 1320 1321 1322 1323 1324 1325 1326 1327 1328 1329 1330 1331 1332 1333 1334 1335 1336 1337 1338 1339 1340 1341 1342 1343 1344 1345 1346 1347 1348 1349 1350 1351 1352 1353 1354 1355 1356 1357 1358 1359 1360 1361 1362 1363 1364 1365 1366 1367 1368 1369 1370 1371 1372 1373 1374 1375 1376 1377 1378 1379 1380 1381 1382 1383 1384 1385 1386 1387 1388 1389 1390 1391 1392 1393 1394 1395 1396 1397 1398 1399 1400 1401 1402 1403 1404 1405 1406 1407 1408 1409 1410 1411 1412 1413 1414 1415 1416 1417 1418 1419 1420 1421 1422 1423 1424 1425 1426 1427 1428 1429 1430 1431 1432 1433 1434 1435 1436 1437 1438 1439 1440 1441 1442 1443 1444 1445 1446 1447 1448 1449 1450 1451 1452 1453 1454 1455 1456 1457 1458 1459 1460 1461 1462 1463 1464 1465 1466 1467 1468 1469 1470 1471 1472 1473 1474 1475 1476 1477 1478 1479 1480 1481 1482 1483 1484 1485 1486 1487 1488 1489 1490 1491 1492 1493 1494 1495 1496 1497 1498 1499 1500 1501 1502 1503 1504 1505 1506 1507 1508 1509 1510 1511 1512 1513 1514 1515 1516 1517 1518 1519 1520 1521 1522 1523 1524 1525 1526 1527 1528 1529 1530 1531 1532 1533 1534 1535 1536 1537 1538 1539 1540 1541 1542 1543 1544 1545 1546 1547 1548 1549 1550 1551 1552 1553 1554 1555 1556 1557 1558 1559 1560 1561 1562 1563 1564 1565 1566 1567 1568 1569 1570 1571 1572 1573 1574 1575 1576 1577 1578 1579 1580 1581 1582 1583 1584 1585 1586 1587 1588 1589 1590 1591 1592 1593 1594 1595 1596 1597 1598 1599 1600 1601 1602 1603 1604 1605 1606 1607 1608 1609 1610 1611 1612 1613 1614 1615 1616 1617 1618 1619 1620 1621 1622 1623 1624 1625 1626 1627 1628 1629 1630 1631 1632 1633 1634 1635 1636 1637 1638 1639 1640 1641 1642 1643 1644 1645 1646 1647 1648 1649 1650 1651 1652 1653 1654 1655 1656 1657 1658 1659 1660 1661 1662 1663 1664 1665 1666 1667 1668 1669 1670 1671 1672 1673 1674 1675 1676 1677 1678 1679 1680 1681 1682 1683 1684 1685 1686 1687 1688 1689 1690 1691 1692 1693 1694 1695 1696 1697 1698 1699 1700 1701 1702 1703 1704 1705 1706 1707 1708 1709 1710 1711 1712 1713 1714 1715 1716 1717 1718 1719 1720 1721 1722 1723 1724 1725 1726 1727 1728 1729 1730 1731 1732 1733 1734 1735 1736 1737 1738 1739 1740 1741 1742 1743 1744 1745 1746 1747 1748 1749 1750 1751 1752 1753 1754 1755 1756 1757 1758 1759 1760 1761 1762 1763 1764 1765 1766 1767 1768 1769 1770 1771 1772 1773 1774 1775 1776 1777 1778 1779 1780 1781 1782 1783 1784 1785 1786 1787 1788 1789 1790 1791 1792 1793 1794 1795 1796 1797 صفحه بعد

درباره


جدیدترین نرم افزار روز دنیا | عکس | فیلم | بازی | اس ام اس |

پیوند های روزانه

بقيه لينك ها ...

نظر سنجی

خبرنامه

برای اطلاع از بروز شدن وبلاگ ایمیل خود را وادر کنید

آمار وبلاگ

تعداد آنلاین : 0
بازدید امروز : 191
بازدید دیروز : 1075
بازدید هفته : 3938
بازدید کل : 101271
تعداد پست ها : 53881
تعداد نظرات : 3

پشتیبانی

RSS

POWERED BY
EbrahimKalate


تبليغات X