M-Heydari(k)Software
گرو يعني چه:گرو در لغت به معناي روستايي است كه رودخانه اي از ميان دو كوه كه
درمقابل آن يك توده ي سخت از سنگهاي آذرين قرار دارد كه آب از بالاي آن عبور ميكند ومقداري آب به پايين پس داده ميشود واين روستاي آبي را پديد آورده است كه به آن گرو گفته ميشود كه به لحجه محلي به نام گرخ نام دارد.
شناخت و برسي عوامل پيدايش روستا
آنچه ميتوان به عنوان پيشينه ي پيدايش روستا گفت اين است كه بر طبق اسناد ومدارك درحدود 300سال پيش روستا ذكر نمود اين است كه خوانين در اين منطقه زندگي ميكردند وزمين ها در اصل بين 5برادر تقسيم شده بود كه به صورت ارث اين زمين ها به مالكيت افراد روستا درآمده است عوامل موثر در شكل گيري روستا عواملي همچون قرار گيري در مسير توپو گرافي منطقه .آب كافي با توجه به رودخانه هاي فصلي مازاوي وسندرك در جنوب روستا كه تا چند دهه پيش از آب آن براي كشاورزي استفاده مي شده است را ميتوان نام برد .اما آنچه پس از به وجود آمدن روستا باعث گسترش آن شده است وجود زمين هاي كشاورزي در اطراف روستا است كه به باغات مركب اختصاص يافته بود. اما متاسفانه در سال هاي اخير خشك سالي هايي مكرر باعث از بين رفتن مركبات اين منطقه شده است .
برسي خدمات:
دراين مورد مطالعه دقيقي صورت نگرفته اما براساس مطالعات ميداني سال 1383اهالي روستاي گرو در چندين واحد خدماتي مشغول فعاليت بودند كه مجموعا 164نفر 28درصد كل شاغلين را شامل ميشود فعاليت هاي خدماتي در روستاي گرو شامل خدمات مربوط به امور تجاري ،آموزش وپرورش،كارمندان خانه بهداشت وخدمات مربوط به امور مذهبي و ...........ميباشد.
برسي صنعت:
بر طبق برسي هاي ميداني در روستاي گرو كار گاه در وپنجره سازي وتمير گاه موتور وماشين آلات و...........در اين روستا در حال فعاليت هستند اما در اين روستا كارخانه اي وجود ندارد وآنچه به عنوان صنعت در اين روستا مرفعي ميگردد تنها صنايع دستي روستا را شامل ميشود كه اين صنايع شامل ساخت قليان وجاسيگاري (كه از سنگ تراشيده ميشود)خرجين بافي گليم بافي وحصير بافي ميباشد.
معرفي روستا از لحاظ موقعيت جغرافيايي:
روستاي گرواز روستا هاي دهستان سندرك واقع در بخش سندرك است وبر طبق آمار نامه هاي كشور يكي از پرجمعيت ترين روستا هاي اين دهستان محسوب ميشود.
دهستان گرو واقع در غرب بخش سندرك است وبخش سندرك هم در شرق شهرستان ميناب واقع است نزديك ترين بندر دريايي به اين روستا بندر كوهستك است كه حدود 40كيلومتر با روستا فاصله دارد اين روستا از لحاظ موقعيت جغرافيايي در 57درجه و17دقيقه طول جغرافيايي و26درجه و51دقيقه عرض شرقي از نصف النهار گرينويچ واقع است اين روستا از شمال محدودبه آبشورك واز شرق به محله كم سرخ وارتفاعات واز جنوب به راشك ومازاويي واز غرب به رودخانه فصلي مازاويي محدود ميگردد.
وقسمت شمال شرقي وغربي روستا را ارتفاعات فرا گرفته است اين روستا از محلات پراكنده تشكيل شده كه هركدام تقريبا به صورت مستقل از يكديگر قرار گرفته اند واز ميان محله هايش جاده ارتباطي عبور ميكند كه اين روستا رابه استان سيستان بلوچستان متصل ميسازد.
روستاي گرو با احتساب كليه زمين هاي داخل محدوده روستا ومحدوده تعيين شده شامل محدوده مسكوني وغير مسكوني معادل 101هكتار است اطراف اين روستا به جز قسمت هاي شمال شرقي وغربي كه به ارتفاعات محدود شده است.باغ هاي ليمو در برگرفته بود كه در چند سال اخير به دليل خشك سالي وبيماري اين باغها خشك شده اند . جهت باد غالبا در روستا از شمال شرق به سمت جنوب غربي است.
كه اين بادها گرم وتابستاني از نواحي گرم كوير هاي داخل ايران مي وزند كه باعث از بين رفتن محصولات كشاورزي وگرد غباري مي شوند در هنگام وزش اين بادها دماي هوا افزايش مي يابد به همين دليل به اين بادها در زبان محلي آتش باد گفته ميشود
شيب روستا از شمال به جنوب كه اين شيب نشات گرفته از ارتفاعاتي است كه در شمال روستا وجود دارد .
روستاي گرو بر اساس آمار سال 1375داراي 1771نفر جمعيت بوده وهمچنين براساس آمار به دست آمده از خانه بهداشت روستا 1382داراي 2377نفر جمعيت بوده است.
منابع آب آشاميدني :
منبع اصلي تامين آب آشاميدني روستا از يك حلقه چاه به متر تامين مي شود اين چاه در خارج از محدوده 30عمق روستا ودر جنوب شرق روستاي گرو واقع است آب حاصل از اين چاه در درون مخزن زميني از جنس بتون وبه ليتر ذخيره ميگردد وپنجاه هزار ظرفيت گنجايش سپس به وسيله لوله به سر تاسر روستا انتقال مي يابد لازم بذكر است كه پمپ آن كفاف كليه محصولات روستا را به صورت يك جا نميدهد به همين دليل تقسيم بندي آب صورت گرفته است وعلي رخم اين تقسيم بندي مردم از نظر تامين آب آشاميدني بامشكل اساسي وبحران روبه رو هستند علاوه بر كمبود كيفيت اين آب نيز در وضعيت مطلوبي وخوبي نيست ودر حال حاضر تامين آب آشامدني بزرگترين مشكل اين روستا است.
برسي فعاليت هاي كشاورزي:
مقدار كل زمينهاي كشاورزي روستا متاسفانه محاسبه نگرديده است اما آنچه ميتوان گفت اين است كه مقدار3.81998متر مربع از باغات روستا در داخل محدوده روستا قرار دارد .از محصولات عمده اين روستا ميتوان خرما وليمو ترش را نام برد كه برداشت اين محصولات هم اكنون به دليل خشك سالي هاي پي در پي با افت چشمگيري نسبت به سالهاي قبل همراه است وحدود نيمي از محصولات زير كشت هم اكنون به دليل خشكسالي ها ديگر هيچ برداشتي از آنها صورت نميگيردوبه دليل فقر مردم ديگر قادر به احياي آن نيستند وبه همين دليل براي بهبود زندگي خود به شهر هاي ديگر مانند عسلويه وكيش جهت كار وامرار معاش مهاجرت كرده اند ودست از كشاورزي برداشته اند از ديگر محصولات روستا ميتوان به هندوانه .انبه.گوجه فرنگي .خيار. فلفل و.........اشاره كرد در كل با توجه به آمار هاي حاصله از برداشتهاي ميداني در سال 1383تعداد 396نفر يا به عبارتي 67.8درصد از كل شاغلين روستا در بخش كشاورزي ودامداري مشغول فعاليت بوده اند.
تعيين محدوده اراضي كشاورزي محدوده روستاي گرو از نظر اراضي كشاورزي وباغات داخل محدوده روستا بر اساس اطلاعات حاصله از نظر اراضي وسعتي در حدود 2.81998هكتار مي باشد كه به كشت محصولات باغي همچون ليمو وخرما اختصاص دارد وبه طور پراكنده صيفي جات مثل خيار هندوانه وگرجه فرنگي نيز كشت ميشود.
محدود زمينهاي كشاورزي روستاي گرو به شرح زير ميباشد.
شمال ارتفاعات آبشورك وتلنگ
جنوب به رودخانه فصلي مازاويي وزمين هاي بياباني
غرب به رودخانه مازاويي
شرق به ارتفاعات در شمال شرق كوههاي تحتان
منابع تامين آب آشاميدني روستا
برسي وضعيت آموزش:
اين روستا داراي 14واحد آموزشي مختلف است نهضت سواد آموزي /پيش دبستاني/ابتدايي/راهنمايي ودبيرستان(فقط رشته تحصيلي تجربي)به آموزش مي پردازد.
جمعيت فعال:
برسي وضعيت فعاليت در روستا شامل كشاورزي ودامداري صنايع وخدمات براساس آمارگيري نفوس ومسكن وفرهنگ آبادي شهرستان ميناب روستاي گرو در سال 1375ازكل جمعيت 1771نفري جمعيت 1148نفر افراد بالاي سن 10سال بوده است كه نسبت آنها به كل جمعيت 8.64درصد بوده است واز اين تعداد افراد 549نفر را مردان و599نفر را زنان تشكيل داده اند در اين سال روستاي داراي 357نفر شاغل در بخشهاي مختلف اقتصادي بوده است كه نسبت آنها به كل جمعييت 15درصد ونسبت آنها به افراد بالاي 10سال 8.31درصد بوده است واز افراد شاغل روستا 531(1375)
نفر مرد شش زن بوده اند .
كه اين زنان اغلب در امر گليم بافي خورجين بافي حصير بافي وكلا صنايع دستي مشغول بوده اند در سال 1383بر اساس اطلاعات حاصل از برداشت هاي ميداني اين روستا با داشتن جمعيتي معادل 2377نفر داراي 1727نفر افراد بالاي 10سال بوده است كه اين افراد 7.72افراد كل جمعيت را شامل مي شود در همين سال روستا گرو داراي 584نفر شاغل در بخشهاي مختلف اقتصادي بوده است كه نسبت آنها به كل جمعيت 24.56درصد ونسبت ـنها به افرادبالاي 10سال 8.33درصد بوده است در سال 1383بار تفكل برابر با 4نفر بوده است كه نسبت به سال 1375كه اين شاخص بار تفكل معادل 4.9نفر بوده است .شايان ذكر است كه تعداد شاغلين بخش صنعت بخش صنعت جمعا 24نفر است كه معادل 4.2درصد شاغلين درصد شاغلين روستا ميباشد.
برسي وضعيت فعاليت دامداري:
در اين مورد مطالعه دقيقي صورت نگرفته است اما آنچه ميتوان گفت اين است كه در سال 1383تعداد كشاورزان ودامداران روستا گرو 396نفر بوده كه 67.8درصد شاغلين روستا را شامل ميشود.
آداب ورسوم جشن عروسي:
يك خانواده تصميم دارند كه براي پسرشان عروسي بگيرند .
مرحله اول خواستگاري:
يكي از بزرگان خانواده يا اقوام براي انجام كار خير به خانواده عروس مي رود .يكي از بزرگ خانواده عروس ويكي از بزرگ خانواده داماد در مورد اطلاعاتها وپيشنهادها بحث وگفتگو مي كنند .اگر اين دو خانواده به تفاهم رسيدند نظر دختر رامي پرسند اگر جواب دختر مثبت شد در همان وقت مهريه را اعلام مي كنند.
مرحله دوم جشن حلقه:
از طرف خانواده پسر نشانه اي براي دختر تعيين مي كنند نشانه عبارت از(يك حلقه با پشت حلقه ويك دست بند يك ساعت يك دست لباس با لوازم آرايشي وبهداشتي جشني براي اين نشانه راه مي اندازند در يك روز اين جشن برگزار ميشود .وقتي دختر را نشانه كردنند هزينه هاي خوراك وپوشاك خانواده دختر را تامين نميكنند وظيفه داماد اين است كه هزينه ها را تامين كند .
مرحله سوم جشن عقد:
براي جشن عقد باز هم نشانه هايي دارد براي اين جشن سفره عقد پهن ميكنند وگروهي از موسقي براي سرگرم كردن مهمانها دعوت ميكنند
مرحله چهارم :
اين جشن هميشه اختصاص به آخر هفته دارد وچهار شب جشن ميگيرند مثلا از شب دوشنبه شروع ميشود تا شبه جمعه پايان ميابد كه سه شب اول را حنا مي گيرند وشب آخري را شب حجله اولين شب حنا معروف است به شب حنا دزدي يعني كسي خبر نمي دهد به جز همسايه ها دومين شب همه روستا ها واقوام آشنايان را دعوت مي كنند يكي از اعضاي خانواده داماد سيني حنا تزيين شده را بايد بر سر بگيرد همراه با دامادبه زيارت همان روستا بروند .....سومين شب كارهاي شب دوم را تكرار مي كنند چهارمين شب به همه ي مردم وليمه ميدهند بعد از وليمه صندلي براي داماد آماده ميكنند.داماد بر روي آن صندلي مينشيند چادر بزرگي بر روي سر داماد به دست ميگيرند همه اقوام دور داماد جمع ميشوند كل دست ميزنند يك نفركه معروف است به دلاك سر تراش داماد را اصلاح مي كند در همين حال مردم فضل ميدهند معروف است برسر داماد پول ميريزند بعد اين كار ها داماد را به حمام ميبرند وبعد از حمام همه اقوام داماد واقوام عروس دنبال عروس به آرايشگاه مي روند وعروس وداماد را مي آورند به خانه عروس يه گوسفند را زير پاي عروس قرباني ميكنند آنها وارد حجله ميشوند .
مرحله پنجم پا تختي:
بعد از سه روز از عروسي را ميگويند پاتختي يعني اين سه روز عروس وداماد مي روند وهديه اي برايشان مي برند.
پسيني كه پا بر خم كشتي نهادم بسي قوم وخويشن آيند به يادم
سلا من به قوم وخويشم رسانيد كه من روبه بصره وبغداد نهادم
سر كوه بلند وبند 2مار حوال آمد كه يارم گشته بيمار
پياله پر كنم خير وگل نار پسيني من روم در ديدن يار
قدت از دور بينم ساكنم من بر خود ديوانه شيدا كنم من
به روي سينه ات سازم دكاني به هر راه آيم شيدا كنم من
سر راهت نشينم دير سالي به خون دل بكارم يك چناري
چنار را زين برم كشتي بسازم با كشتي خم شوم در نزد يارم
سر راهم دوراه شد واي برمن رفيقم در غربت رفت وآشنا شد واي بر من
1-برادران:امید میرشکاری
2-محمد حیدری
وبا همکاری از بچه های روستای گرو که ما را در تهیه این مقاله همکاری به عمل آورده اند
آبان ماه 1391-1390تهیه شده در مر کز فرهنگی هنری :
M-Heydari(k)Software©2011-2012AllRight Resaved