نویسنده: محمدرضاتقوي فرد
Mohammadreza taghavifard
تنظیم کننده: روزنامه بامداد

تحلیل روزنامه بامداد از انتقاد رؤسای دو قوه به رسانه ها؛
صدها بار بدتر و فجيعتر اينكه، همين سياسيون حراف و حاشيهساز، در حدود مصاحبه با رسانهها اكتفا نكرده و در بيبرنامگي معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، سايتهاي بيشناسنامه يا شناسنامهدار بيچارچوبي را داير ميكنند و حالا ديگر خودشان هم خبر سازند و هم منبع خبر! هم سياستمدارند و هم سياستگذار! هم ميگويند و هم منتشر ميكنند!
آیتالله لاریجانی، رئیس قوه قضائیه در جلسه روز چهارشنبه گذشته مسئولان عالی قضایی به تشریح برخی حوادث و رخدادهای اجتماعی و بروز ناامنیها و انعکاس آنها در رسانههای گروهی از جمله صدا و سیما و روزنامهها پرداخت و رعایت «جانب انصاف و پرهیز از بزرگنمایی» را رکن اصلی در انعکاس اخبار دانست و قاطعانه اعلام کرد که در نگاه کلی، قوه قضائیه به وظایف خودش عمل کرده است.
او باتاکید بر اینکه دستگاه قضایی دستگاه تبلیغاتی نیست، تلاش دستگاه قضائی و مسئولان آن برای پیگیری مبارزه با اشرار، اراذل و اوباش و مخلان نظم و امنیت اجتماعی را تمام و کمال اعلام کرد و برخورد قاطع با اشرار را مبتنی بر قانون دانست و اشاره کرد که محدودیتهای قانونی تقصیر دستگاه قضائی نیست.
آیتالله لاریجانی از تمام رسانهها، صاحبنظران و دلسوزان نظام اسلامی خواست در جریان اطلاعرسانی حوادث و رخدادهای اجتماعی، نسبت به القاء فضای ناامنی احتیاط کنند و از بزرگنمایی و سیاهنمایی غیرواقعی جریان ناامنی در جامعه بپرهیزند؛ چرا که این کارها هم خلاف واقع و هم خلاف مصلحت است. رئیس قوه قضائیه، رسانه ملی و برخی رسانههای دیگر را کمککننده ایجاد احساس ناامنی در جامعه دانست و آنها را دچار یک اشتباه استراتژیک خواند و اقدام آنها را به نفع مصلحت عمومی و نظام و جامعه دینی ندانست.
او نقش سایر دستگاهها را در پیشگیری از جرم و بحث امنیت اجتماعی ضروری دانست و بر کوتاهی دستگاههایی که میتوانستند و میتوانند از جرایم پیشگیری کنند تاکید کرد.
آیتالله لاریجانی صدا و سیما را براساس فرمایشات حضرت امام (ره) یک دانشگاه عمومی معرفی کرد و پخش فیلمهای خارجی که تمام آن کشتار و قتل و جنایت و فرار است را از سیما، منشاء آثار ناگوار دانست و فیلمهای پخش شده که از وزارت ارشاد اجازه گرفتهاند را فراهمکننده احساس ناامنی و علل و اسباب آن معرفی کرد. وی حتی اقدامات قوه قضائیه و نیروی انتظامی را هم در برخرود با اشرار به جهتی پیشگیری کننده دانست ولی دست به دست دادن همه نهادها را ضروری خواند و بزرگ کردن مسئولیت یک دستگاه برای کاستن وظایف دیگری را نامناسب عنوان کرد.
رئیس قوه قضائیه با صراحت به پخش فیلمهای جنایی و پلیسی که در آن قتل و دزدی و فرار از زندان به نمایش در میآید انتقاد کرد و تکرار این صحنهها را عامل طبیعی جلوه دادن این مسائل دانست در حالی که از نظر وی تمام امور هنری و فرهنگی کشور باید به نحوی به مساله پیشگیری از جرم و همینطور به امنیت اجتماعی کمک کنند، نه اینکه همه آنها را فراموش كرده و تنها وقتی حادثهای رخ داد بگویند برخورد کنیم.
انتقاد صریح رئیس قوه قضائیه از رسانه ملی در حالی صورت گرفت که یک هفته قبل نیز برادر وی، علی لاریجانی به عنوان رئیس قوه مقننه از صدا و سیما انتقاد کرده بود.
علی لاریجانی نیز از صدا و سیما خواسته بود تا تریبون دولت نباشد و در ادامه هم فعالیت دولت درخصوص طرح هدفمندی یارانهها را به نقد کشیده بود.
هرچند که انتقاد لاریجانی، رئیس قوه مقننه از سوی روزنامه کیهان، با عنوان «بازی در زمین دشمن» مورد بررسی، تحلیل و نقد آشکار قرار گرفت ولی انتقادات لاریجانی، رئیس قوه قضائیه با انعکاس وسیع در رسانهها، البته غیر از رسانه ملی، مواجه شد و حتی برخی روزنامهها از آن به عنوان تیتر یک استفاده کردند.
جالب اینکه برخی سایتها نظیر «الف» و «جهان نیوز» که احمد توکلی و زاکانی گردانندگان آن هستند و در گذشته نامههایی را برای آیتالله لاریجانی به عنوان رئیس قوه قضائیه نوشته و کوتاهیهایی را به این نهاد نسبت داده بودند، در این مورد موضع سکوت اختیار کرده و از کنار آن گذشتند! این عجیب بود که شخصی مثل توکلی که به همه چیز معترض است و بر هر مطلبی، حاشیهای مینویسد و میسازد، در این باره سکوت اختيار كرد!
عجیبتر اینکه اخيراً در «الف» احمد توکلی مطالبی با عناوین «اثر کشمکشهای سیاسی روي نزاعهای خیابانی»، «هنر شنیدن سخن متفاوت»، «به دنبال حیا و غیرت در ساختمان پزشکان» و... رخ مینماید!
حالا بايد کسی پیدا شود و به احمد توکلی و یارانش بگوید: برادران من شما که لالایی بلدید، چرا خوابتان نمیبرد؟! پرداختن به اين موضوع باشد برای بعد، چرا که بحث امروز ما این نیست و قصد ورود به آن را نداریم.
بحث ما آسیبهای اجتماعی و نقش رسانههای گروهی است. درست همان چیزی که مورد نظر آیتالله لاریجانی است و نیاز به تحلیل دارد.
اینکه رئیس قوه قضائیه از نهادی که خود ریاست آن را بر عهده دارد دفاع میکند و در مواردی نظیر ضرورت دست دردست یکدیگر دادن برای پیگیری از وقوع جرم، تبلیغاتی نبودن دستگاه قضایی، بزرگ نمایی خبری برخی رسانهها کاستیهای فرهنگی و هنری در صدا و سیما صحیح میگوید شکی نیست ولی اینها تمام ماجرا نیست.
واقعیت این است که دستگاه قضائی نیز کاستیهای فراوانی دارد که بخشی از آن همان طور که رئیس این دستگاه اشاره ميكند مربوط به حوزه قانونگذاری است و بخش دیگر آن مربوط به حوزه اجراست. یعنی دستگاه قضائی هم در مواردی محدودیتهای قانونی دارد و هم برخی مجریان قانون در این دستگاه به دلایلی نظیر اشتباهات تصمیمگیری، اطاله دادرسی، خطاهاي انسانی و غیره نمیتوانند در مواردی مجریان خوبی برای قانون قلمداد شوند.
هرچند که دستگاههای نظارتی و پيگيري نظیر دادسرای انتظامی قضات نیز در این نهاد پیشبینی شدهاند اما به دلیل کم اطلاعی اغلب مراجعان نسبت به حقوق شهروندی خود و یا ساز و کارهای انتقال کاستیهای دستگاه قضائی به ناظران و مراجع رسیدگی کننده به جرایم قضات و مجریان قانون، عملا شهروندان در مواردی که با بیمهری شخصی در دستگاه قضایی مواجه میشوند، خود را در خط پایان دعوی خویش یافته و دچار یأس و ناامیدی شده و طبیعتا به نوعی دلسردی میرسند که این روند نه تنها برای قوه قضائیه مناسب نیست، بلکه در جامعه نیز تاثیرات منفی بسیاری را به دنبال دارد.
از سوی دیگر رسانههای گروهی با ایجاد سرویسهای خبری با عنوان حوادث و تخصیص صفحاتی در سایتها و روزنامهها برای انعکاس اخبار جرایم در کشور و البته به منظور جلب مخاطب و متاسفانه، نه اطلاعرسانی دقیق و مسئولانه! خبرهای ریز و درشت جرایم را در این صفحات که اغلب شکلی متفاوت با سایر صفحات روزنامهها و سایتها را دارند منعکس نموده و تیترهای درشت و خیرهکنندهای نیز برای مطالب این صفحه برمیگزینند. اخبار و تیترهایی که واقعا بزرگنمایی شدهاند و هدف آنها فقط جذب مخاطب است. بدون اينكه به پيامدهاي چنين اقدماتي فكر شود و افقي در آن ديده شده باشد.
از زاويه ديگر، برخي حرافان سياسي و حاشيهسازان اجتماعي كه نقاط ضعف رسانههاي گروهي را به خوبي يافتهاند، با اداي كلمات و جملات دهان پركن و تيترساز، اظهارنظرهايي ميكنند كه بنا به گفته رئيس دستگاه قضا، محكمهپسند و درست نيست و اين عناوين در رسانهها اشاعه پيدا كرده و ديگر شايعه تلقي نميشوند و به نوعي يك انتظار كاذب را در جامعه به وجود ميآورند و بعد هم جهت اين انتظارات دستگاه قضايي را نشانه رفته و به يك باور تبديل ميشود.
صدها بار بدتر و فجيعتر اينكه، همين سياسيون حراف و حاشيهساز، در حدود مصاحبه با رسانهها اكتفا نكرده و در بيبرنامگي معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، سايتهاي بيشناسنامه يا شناسنامهدار بيچارچوبي را داير ميكنند و حالا ديگر خودشان هم خبر سازند و هم منبع خبر! هم سياستمدارند و هم سياستگذار! هم ميگويند و هم منتشر ميكنند! و ... وضعيت به شكلي درميآيد كه امروز آن را مشاهده ميكنيم.
در اين وانفسا، پليس 110 هم براي خود استوديوي خبر راهاندازي ميكند و در لابهلاي برنامههاي تلويزيوني و بخشهاي خبري به دستگيري و كشف و ضبط و ... دامن ميزند و گويا هيچ كس نميخواهد اين روند ناصواب را كالبد شكافي كند كه مثلاً فلان شبكه با پخش اخباري از اين دست مانع ورود گردشگر به كشور ميشود و چهره بيروني كشور را ناامن و ملتهب معرفي ميكند! و اين گونه اطلاعرساني در جامعه تأثيرات خوبي را به دنبال ندارد.
از طرف ديگر، بيتوجهي به ضرورت ارتقاي سطح اطلاعرساني در حوزههاي اجتماعي و قضايي و در عين حال بيميلي دستگاه قضايي براي به كارگيري بيشتر توان رسانهاي، به بهانه نگراني از تبليغاتي شدن دستگاه قضايي باعث شده است تا روند اطلاعرساني حوادث در كشور، مسير پرفراز و نشيب و غيرحرفهاي خود را بپيمايد و منابع خبري غيرموثق شالوده خبرهاي اجتماعي و قضايي را بسازند.
بيترديد وقتي خبرهاي توليدي با چنين رويكردي فضاي مجازي و به تبع آن روزنامهها را دربرميگيرند، رسانههاي ديداري و شنيداري نيز چون در موارد بسياري به اخبار مكتوب مراجعه مينمايند، دستخوش رويكردها و توليدات اين رسانهها قرار گرفته و به نوعي، خواسته يا ناخواسته در همين مسير حركت ميكنند.
به نظر ميرسد، به دليل ضعفهاي فراوان مديريتي در حوزه معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و نبود برنامه مشخص و كارآمد در اين معاونت، روند اطلاعرساني مبتني بر شايعات و انعكاس اخبار غيرمسئولانه همچنان ادامه داشته باشد. مگر آنكه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي كه داراي سوابق علمي، قانونگذاري، اجرايي و مديريت رسانه مناسبي در كشور بودهاند، شخصاً به فكر راه و چارهاي باشد و معاون كمتجربه خود را ملزم به استفاده از تجربيات، نقطهنظرات كارشناسي و رهنمودهاي افراد دلسوز و آگاه، فراتر از مشاوريني كه در حلقه دوستان او هستند! وادارد و يا شخص كارآمدتري را براي اين مسئوليت انتخاب كند.
بيترديد، بدون برنامهريزي براي منابع خبري، نميتوان خروجيهاي مناسبي را انتظار داشت و اين امر نيازمند يك برنامهريزي دقيق و راهبردي است كه در كشور امكانپذير است.
در مورد فيلمهاي سينمايي كه از تلويزيون پخش شده و يا در فروشگاههاي مجاز محصولات ويدئويي ساير فروشگاهها عرضه ميشود نيز بايد اذعان داشت كه آثار پخش شده از سيما و يا محصولات ويدئويي، به دليل اينكه جزو توليدات خارجي است، طبيعتاً در موارد بسياري بافرهنگ ملي و ديني ما سازگاري ندارد ولي به هر ترتيب نميتوان درهاي فرهنگ و هنر را به روي دنيا بست و اجتناب از پخش اين آثار، مخاطب را به راههاي غيرمجاز سوق ميدهد و حتي در كوتاه مدت ميتواند پيامدهاي ناگواري را به دنبال داشته باشد. ضمن اينكه فيلمهاي جنايي و پليسي در سينما، ژانر ويژهاي را تشكيل دادهاند و بسياري از توليدات سينمايي در اين ژانر گسترده و پرمخاطب تعريف و ساخته ميشوند و صداوسيما نميتواند خود را از روند توليدات سينمايي دنيا بينصيب نموده و فضا را براي جولان هر چه بيشتر شبكههاي ماهوارهاي و توزيع فيلمهاي غيرمجاز باز كند.
اتفاقاً به نظر ميرسد، صداوسيما توانسته است با رصد به موقع توليدات سينمايي در جهان، دامنه همراهي خوبي را براي مخاطبانش ايجاد كند و جز در مواردي كه شايد اجتنابناپذير هم باشد، سيما را از آثار سينمايي مناسب اشباع كرده است.
بيشك جنس انتقادات آيتالله لاريجاني به عنوان رئيس قوه قضاييه با انتقادات علي لاريجاني به عنوان رئيس قوه مقننه تفاوتهاي بسياري دارد و رئيس قوه قضاييه جداي از حس دفاع از نهادي كه رئيس آن است، به نظر ميرسد رويكردي اجتماعي به موضوع دارد و از اين جهت رسانه ملي را مورد انتقاد قرار ميدهد، در حالي كه رئيس قوه مقننه كه قبلاً نيز رئيس سازمان صداوسيما بوده است، از زاويه سياسي وارد حوزه انتقادي شده و منتقد ضرغامي است. اين دو نوع نگاه در موضعگيريها و اظهارنظرهاي اين دو برادر كاملاً مشهود است.
در پايان خاطرنشان مينمايد، همانطور كه به تعبير آيتالله لاريجاني قوه قضاييه دستگاه تبليغاتي نيست، رسانه هم دستگاه قضايي نيست. پس از دستگاه قضايي نميتوان انتظار تبليغات و از رسانه هم نميتوان انتظار قضاوت داشت.
نویسنده: محمدرضاتقوي فرد
Mohammadreza taghavifard
تنظیم کننده: روزنامه بامداد
www.bamdadonline.com
naba.ir